آیا ما به نظام بین الملل وارد نشده ایم؟
سریع القلم:اخلاق و مدنیت، مهم تر از مواضع سیاسی است
محمود سریع القلم اظهار کرد: حفظ ارزش هایی همچون انسانیت، معنویت و عدالت
در سایه تورم دورقمی، درآمدهای محدود و فقر قابل تصور نیست. این استاد علوم
سیاسی دانشگاه شهید بهشتی همچنین با اشاره به اینکه «در جامعه هزاران
جزیره فکری و فلسفی وجود دارد»، خاطرنشان کرد: اصل اختلاف در ایران میان
گروه های فکری و سیاسی است و ما هنوز گفت وگوی دقیق، علمی و بی تکلفِ فکری
را میان جریان های مختلف آغاز نکرده ایم. وی در پاسخ به این سوال که چرا
نخبگان در ایران قادر نیستند به اجماع نظر برسند، گفت: من و شما در جامعه
یی زندگی می کنیم با هزاران جزیره فکری و فلسفی. فارغ التحصیلان علوم سیاسی
دانشگاه امام صادق(ع) با فارغ التحصیلان علوم سیاسی دانشگاه تهران در دو
عالم مختلف استنباطی سیر می کنند و طبعاً دامنه های مشترک محدودی دارند و
همین گونه است در اقتصاد، مدیریت، ارتباطات و شاخه های دیگر علوم انسانی.
انسجام فلسفی و نظری در متونی که افراد و جریان ها در یک جامعه بدان
معتقدند، مبنای اجماع در حکمرانی است. کمونیست ها، سوسیالیست ها، محافظه
کاران و مشتقات این جریان ها در فرانسه عموما از منابع مشترک استنباطی و
فلسفی برخوردارند. این استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی خاطرنشان کرد:
ما برای اینکه ده ها هواپیما را مجددا به پرواز دربیاوریم با شرکت های
تولید قطعات در تماس هستیم. برای تکمیل اتوبان دو طبقه صدر از کارشناسان
خارجی مشاوره گرفته ایم. در تاسیسات، خودرو، نفت و گاز، سیمان و ده ها
پروژه دیگر با بیش از 300 شرکت خارجی همکاری داریم. با غربی ها مذاکره می
کنیم تا تحریم ها را بردارند و نظام بانکی ما را به روی جهان باز کنند تا
نفت ایران به فروش برسد. می گوییم باید گردشگران خارجی افزایش پیدا کنند.
حدود سه میلیون ایرانی به عنوان گردشگر به ترکیه می روند. سالی حدود پنج
هزار نخبه ایرانی عمدتا به غرب مهاجرت می کنند. در سال چند میلیون زایر به
عتبات عالیات و عمره و تمتع می روند. فقط آلمان حدود 50 هزار ویزای شنگن
برای ایرانیان صادر می کند. شش هزار ایرانی به عنوان دانشجو در امریکا
تحصیل می کنند. شش میلیون ایرانی با حدود 500 میلیارد دلار دارایی در خارج
از ایران کار و زندگی می کنند. وی ادامه داد: آیا ما به نظام بین الملل
وارد نشده ایم؟ عموم ما یک کامپیوتر شخصی داریم و تقریبا همه یک موبایل در
کیف خود حمل می کنند. شما در فرودگاه بین المللی امام در گوشه یی بایستید و
مردم را مشاهده کنید که چگونه بچه و بزرگ، چه شوقی برای سفر به خارج
دارند. شما چند خانواده اعم از مذهبی و غیرمذهبی می شناسید که فرزندان خود
را برای تحصیلات به مسکو فرستاده باشند؟ من می توانم یک ساعت دیگر در مورد
اینکه تا چه میزان جامعه ما به بین المللی شدن علاقه دارد صحبت کنم. سریع
القلم ادامه داد: ما نمی توانیم مسائل را ذهنی، تجزیه و تحلیل کنیم. ما
باید واقعی باشیم. جامعه ما گرایش مذهبی دارد ولی ضمنا بهترین یخچال آلمان،
اتومبیل ژاپن و نرم افزار امریکایی را هم می خواهد.وی با تاکید بر ازمیان
برداشتن شکاف دولت وملت گفت: وقتی هوا سالم باشد، ادارات کارآمد باشند، نرخ
تورم حداکثر دو درصد باشد، بتوان با گذرنامه ایرانی به 135 کشور (مانند
مالزی) سفر کرد، وقتی ایرانی را تروریست خطاب نکنند، وقتی ورود و انجام
تشریفات به فروردگاه بین المللی برای یک شهروند عادی دو ساعت و 15 دقیقه
طول نکشد، وقتی جاده ها امن باشند، وقتی بیت المال حساب و کتاب داشته باشد،
وقتی امور با آیین نامه اداره شود، وقتی رسانه های ملی، خودی و غیرخودی
نداشته باشند، وقتی اخذ وام بانکی برای همه از مراحل حقوقی مشترکی برخوردار
باشد، دیگر به فرمایش شما می توان شکاف ها را به حداقل رساند.
آیا در دریافت مالیات از بنیادها و سازمانها عدالت وجود دارد؟
چرا ما ایرانیها با هم راحت نیستیم و به فکر همدیگر احترام نمی گذاریم
به گزارش خبرآنلاین، دکتر محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفت و گو با ایسنا درباره توسعه یافتگی، فرهنگ، رابطه مردم و حکومت سخن گفته است. نکات مهم سخنان وی درباره فرهنگ و اندیشه ایرانی را در ادامه می خوانید.
*من و شما در جامعهای زندگی میکنیم با هزاران جزیره فکری و فلسفی. فارغالتحصیلان علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع) با فارغالتحصیلان علوم سیاسی دانشگاه تهران در دو عالم مختلف استنباطی سیر میکنند و طبعاً دامنههای مشترک محدودی دارند و همینگونه است در اقتصاد، مدیریت، ارتباطات و شاخههای دیگر علوم انسانی. انسجام فلسفی و نظری در متونی که افراد و جریانها در یک جامعه بدان معتقدند، مبنای اجماع در حکمرانی است.
*کمونیستها، سوسیالیستها، محافظهکاران و مشتقات این جریانها در فرانسه عموما از منابع مشترک استنباطی و فلسفی برخوردارند. در واقع تعریف آنها از انسان، جامعه، کارآمدی، آزادی، عدالت و نظام بینالملل به هم بسیار نزدیک است و به همین دلیل توانستهاند یک نظام اجتماعی بسازند و با تغییر دولتها، نوسان اندکی دارند. انسان مساوی است با متونی که میخواند. هر دانشگاهی برای خود متونی دارد و هر جریانی برای خودش تلقیات خاص خود را دارد. منافع ملی وقتی شکل میگیرد که در ادبیات و متون، اشتراک وجود داشته باشد. «کشور» غریب است و هرکس کار خودش را میکند.
آیا با ورود به نظام بینالملل هویت و فرهنگ خود را از دست می دهیم؟
*اول این که ما در کشور از یک هویت و فرهنگ منسجم و یک شکلی برخورداریم که این فرهنگ در اثر تعامل گسترده بینالمللی از بین میرود. اگر کسی فقط با مکانیزم مشاهده در خیابانها، شهرها، ادارات، رستورانها و دانشگاهها مطالعه انجام دهد به سرعت به این نتیجه میرسد که ما در جامعهای با تعدد فرهنگها و هویتها زندگی میکنیم. فرض قابل مناقشه دوم این است که ما در شرایط فعلی در انزوای کامل فرهنگی و هویتی از جهان زندگی میکنیم و باید آن را حفظ کنیم که به نظر میرسد این فرض صحیح نباشد.
*آیا ما به نظام بینالملل وارد نشدهایم؟ عموم ما یک کامپیوتر شخصی داریم و تقریبا همه یک موبایل در کیف خود حمل میکنند. شما در فرودگاه بینالمللی امام در گوشهای بایستید و مردم را مشاهده کنید که چگونه بچه و بزرگ، چه شوقی برای سفر به خارج دارند. شما چند خانواده اعم از مذهبی و غیرمذهبی میشناسید که فرزندان خود را برای تحصیلات به مسکو فرستاده باشند؟ من میتوانم یک ساعت دیگر در مورد اینکه تا چه میزان جامعه ما به بینالمللی شدن علاقه دارد صحبت کنم.
*ما نمیتوانیم مسائل را ذهنی، تجزیه و تحلیل کنیم. ما باید واقعی باشیم. جامعه ما گرایش مذهبی دارد ولی ضمنا بهترین یخچال آلمان، اتومبیل ژاپن و نرمافزار آمریکایی را میخواهد. البته اینها اصلا منفی نیست بلکه نشاندهنده این است که جامعه عاقل است که هم هویت خود را حفظ کرده و هم میخواهد بهترینهای این جهان را در اختیار داشته باشد. بنابراین، ما به نظام بینالملل وارد شدهایم.
چه مشکلات فرهنگی در بین ایرانی ها وجود دارد؟
* 1.قبول نکردن و راحت نبودن ما ایرانیان نسبت به تفاوتهای فکری، 2- تقسیم کردن افکار به افکار درست و غلط، 3- تقسیم کردن افراد به خوب و بد و خودی و غیرخودی، 4- قبول نکردن تواناییها و مهارتهای افراد و اولویت دادن به مواضع سیاسی آنها، 5- تمایل شدید به کار با افراد ضعیف و متملق و 6- حذف افراد توانا. اینها بخشی از مشکلات فرهنگی ما ایرانیان در مقایسه با دیگر کشورهاست که این مشکلات در فرآیند شکل نگرفتن انسجام فکری جهت توسعهیافتگی ایجاد شده است.
* این فرهنگ که غلظتهای متفاوتی از آنها در افراد وجود دارد، عموما ضد توسعه است. توسعه، مبنای شهروندی میطلبد و همه مردم به تناسب ظرفیتهای فکری و مهارتی در فرآیند توسعه مشارکت میکنند. خوب و بد، خودی و غیرخودی ندارند و ملاک، توانایی، تخصص، مهارت، دقت، وجدان کاری و تعهد به کشور است. CNN به آقای فرید زکریا نگفت که شما مسلمان هستید، از بمبئی آمدید، لهجه دارید، قیافه شرقی دارید بنابراین، نمیتوانید برای ما کار کنید. آنها گفتند چه مهارتی دارید و چه میزان توان مدیریت فکر و مدیریت یک برنامه را دارید و به چه میزان قادر هستید ارتباط مثبتی برقرار کنید. با همین منطق یک ایرانی نماینده پارلمان هلند میشود یا یک ایرانی دیگر سخنگوی یک حزب آلمانی میشود و یا مشاور رئیسجمهور آمریکا میشود.
*افرادی که با تواناییها و ظرفیتها و فکر انسانها آشنا نیستند صرفا به مسائل ظاهری و حاشیهای توجه میکنند. البته هر فردی مساوی است با سطح فکری خاص و به خصوص مکانی که درس خوانده و با کسانی که مشارکت کرده است. خیلی نباید انتظار داشت.
*در اهتمام بلند مدت برای تغییر فرهنگ مبنای تحول کار آموزشی است؛ آموزش در مدارس و رسانههاست. این روش زمان قابل توجهی را در بر میگیرد اما اهتمام کوتاه مدت بر دو ستون بنا میشود؛ اول، کار بینالمللی و در کوران روابط بینالمللی تجارت، فناوری، تولید و برونسپاری قرار گرفتن و دوم، کار اقتصادی که موجب میشود شهروندان استانداردهای خود را جهانی کنند چون فراتر از نهاد دولت باید زحمت بکشند، رقابت کنند، فکر کنند و بازاریابی کنند. کار اقتصادی و بینالمللی به سرعت، سطح جامعه را ارتقا میبخشد.
* هر فرد ایرانی باید از دید دولت و حاکمیت محترم باشد ولو اینکه افکار او متفاوت باشد مادامی که فرد مخل امنیت کشور نیست و طبق قانون و مقررات زندگی میکند نباید مورد بیاحترامی و بیحرمتی دستگاه تبلیغاتی اعم از تلویزیون، رسانهها و روزنامهها قرار بگیرد. به عنوان مثال باید در نظر داشت که بیاحترامی به یک هنرمند قبل از اینکه به لحاظ سیاسی کار درستی باشد، از لحاظ اجتماعی و روانشناسی اجتماعی، نوعی بیخردی است. هنرمند که میلیونها نفر حامی دارد میتواند از این ظرفیت برای وسعت دادن فعالیتهای خود استفاده کند. البته وقتی حسد، کینه و خشم جای عقلانیت را بگیرد این اتفاقها صورت میپذیرد.
*یکی از ویژگیهای مثبت روحانیون در ایران، مردمدار بودن آنهاست. آنها با عموم اقشار ارتباط برقرار کرده و تعامل میکنند اما زیر مجموعهها گاه تندرو هستند و از روانشناسی قوی مانند افراد روحانی برخوردار نیستند. در ایران بعضی اوقات، احترام و محبت کارسازتر از استدلال است. طبیعی است از این روش هم میتوان به نحوه احسن در مقاطع خاص استفاده کرد. البته متاسفانه چپزدگی و وجود فرهنگ کمونیستی که دائما در پی برچسب زدن به افراد بوده است جای فرهنگ تسامح و خویشتنداری اصیل ایرانی - دینی ما را گرفته است.
*البته من ملاحظهای دارم و آن این است که خیلی از این جریانها، سایتها و افرادی که صنعت و تخصص آنها ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت است خیلی نسبت به آنچه که انجام میدهند آگاه نیستند. عموماً این افراد ضعیف هستند. شخصی که تواناست و تخصص دارد و تربیت اصیل شده است طبعا اینگونه رفتارها را نخواهد داشت چون به شدت برای خود احترام قائل است. ممکن است اصالت در سطح جهانی خیلی اهمیت نداشته باشد ولی اعتقاد دارم در ایران هنوز مهم است و نقش دارد.
*من به شدت، هم به عنوان یک ایرانی و هم به عنوان یک مسلمان اعتقاد دارم که اخلاق و مدنیت انسان به مراتب مهمتر از مواضع سیاسی اوست. مواضع سیاسی، سیال هستند و با دانش بیشتر قابلیت بهتر شدن و دقیقتر شدن را دارند ولی مدنیت و اخلاق انسان به مراتب بنیادیتر است. اگر شما دقت و تجربه کنید در جلساتی که در کشور ما تشکیل میشود افراد بیشتر اظهارنظر میکنند تا سوال.