فرمانروای بزرگ مردم خویش را در هیچ کجای دنیا از یاد نمی برد و همیشه پناه آنان است . ارد بزرگ
فرمانروا اندیشه خویش را درگیر رخدادهای کوچک نمی کند . ارد بزرگ
سیاست بازان بدانند که فرمانروا همیشه به مردم بدهکار است . ارد بزرگ
سردمداران ناشایست ترسشان از ناکارآمدیشان نیست ، دوری از فرمانروایی آنها را می ترساند ! . ارد بزرگ
سردمداران برای آنکه به توفان مردم گرفتار نشوند باید با امواج دریای آدمیان هماهنگ گردند .مهار دریا غیر ممکن است کسانی که فکر می کنند مردم را با امکانات خود مهار کرده اند دیر یا زود گم می شوند . ارد بزرگ
فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . ارد بزرگ
بیچاره مردمی که فرمانروایانش رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند . ارد بزرگ
مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند! آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! . ارد بزرگ
فرمانروای دانا می داند ، هیچ ندای با کُشتن خفه نمی شود . ارد بزرگ
فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد . ارد بزرگ
خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد پیشداری او به نابودی اش می انجامد . ارد بزرگ
فرمانروای اندرزگو شایسته فرمانروای نیست تنها آنانی شایسته اند که اهل کارند . ارد بزرگ
همواره سودجویان خود را نگهبانان راستین فرمانروا می دانند . حال آنکه فرمانروای پاکزاد ، به شمار مردم خویش پاسبان دارد . ارد بزرگ
وقتی دیوانسالاران از نزدیکان فرمانروایان شدند دیگر امیدی به رشد کشور نیست . ارد بزرگ
بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند . ارد بزرگ
فرمانروایان تنها پاسخگوی زمان حال خویش نیستند آنها به گذشتگان و آیندگان نیز پاسخگویند . ارد بزرگ
فرمانروای شایسته به فکر انتقام از مردم خویش نیست . ارد بزرگ
فرمانروایان هیچگاه نباید از بار کاری که بر دوش گرفته اند شانه خالی کنند اگر هم اشتباهی رخ نموده با دلیری آن را بازگویند . ارد بزرگ
فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد . ارد بزرگ
فرمانروا در برکناری کارمند نابکار زمانی را نباید از دست دهد چون سیاهی کار بزهکار در دید مردم خیلی زود دامن او را نیز خواهد گرفت . ارد بزرگ
به حال سرزمینی که روشنفکرش ، حرف فرمانروایان تمامیت خواه را تکرار می کند باید گریست . ارد بزرگ
بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ارد بزرگ
فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند . ارد بزرگ
پادشاهی که مردمش از او فروتر بنشینند در فزونی و برتری نیست او در ته چاه کبر و خود بینی فرو افتاده است . ارد بزرگ
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . ارد بزرگ
میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز خواهد بود . ارد بزرگ
آزادی در نگاه بزرگان
بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی خردمند
آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است . اسپنسر
آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ
هرکس قادر به تملک و ارادۀ نفس خود باشد آزادی حقیقی را به دست آورده است . پرسلیس
آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست . هربرت مارکوزه
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ
آزادی این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بکند ، بلکه آزادی حقیقی قدرتی است که شخص را مجبور به انجام وظایف خود می کند .ماکدونال
آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم . ویکتور کوزن
حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نیمهباز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی پوشی بکام
باده رنگین نمی بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
شعر : فریدون مشیری
ابسولوتیسم Absolutisme =; ابسولو به معنی مطلق و مقصدو از ابسولوتیسم حکومت مطلقه و ریاست یک نفر شخص مطلق العنان است بر جامعه. در این آئین حقوق و قدرت زمامدار نامحدود است.
اپیس کوپالیسم Episcopalisme =; نام مسلکی است که در قرن 16 در اروپا به وجود آمد. این مسلک منسوب به ژان کالون تئولوژیست فرانسوی است. او به سلطنت تکیه نداشت و معتقد بود که قدرت روحانی تفوق بر قدرت جسمانی دارد
.آناشه Attache =; وابسته سفارتخانه.
آپتی میسم Optimisme =; عقیده به خوش بینی و حسن ظن است. این اصطلاح غالباً ملحق به اصطلاحات حاکی از مرام های اصلی سیاسی می گردد.
اپورتونیسم Opportunisme =; مسلکی است که طرفدارانش به سرعت برحسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخصی تغییر عقیده می دهند.
اپولوژیسم Apologisme =; نام فرقه ای موسوم به اپولوژیست ها که در قرن 17 درخلال جنگ های داخلی انگلستان برای مردم حق مقاومت در برابر پادشاه قائل بودند. فلاسفه آغاز مسیحیت را که معتقد به استدلال در مقابل مخالفین مسیحیت بودند نیز اپولوژیسم می خواندند.
اتوریتاریانیسم Autoritarianisme =; مسلک و سیستم حکومتی است، که در آن آزادی فردی تحت الشعاع قدرت دولت قرار می گیرد.
اتوکراسی Autocracy =; سیستم حکومتی ای را گویند که در آن تمام قدرت ها در دست زمامدار باشد. اریستوکراسی Aristocrasey =; حکومت اشرافی، سیستم و نوعی حکومت که در آن قدرت و نظارت در دست عده کمی از اشراف باشد.
اریستوکرات Aristocrate =; عضو هیأت حاکمه اشرافی. هواخواه حکومت اشرافی.
اسکولاستیک Schoolastic =; حکمت و فلسفه حکمای قرون وسطی را که در مدارس به تدریس اشغال داشتند، اسکولاستیک می نامند. فلسفه این حکماء که به نام مدرسیون یا اصحاب مدرسه نیز نامیده می شدند، بیشتر جنبه دینی داشت. از فلاسفه مهم این مکتب آپلار، تامس داکن، گیوم داکن و سنت آنسلم را می توان نام برد.
اسکی بیسم Escapisme =; به معنی فرار است و مقصود از آن فرار از شرکت در کارهای اجتماعی و امتناع از قبول پست های دولتی و شرکت در امور حکومت.
اکسپانسیونیست Expansioniste =; طرفدار توسعه و گستش اراضی کشور به وسیله فتوحات نظمی یا به وسایل اقتصادی.
الیگارشی olygarichie =; روشی در حکومت که توسط چند نفر اداره شود و کلیه قدرت ها در اختیار عده ای معدود باشد.
امپریال imperial =; امپراتوری، شاهنشاهی. امپریالیست Imperialiste =; طرفدار و هواخواه امپراتوری
.امپریالیسم Imperialisme =; هواخواه امپراتوری، عقیده و روشی را گویند که هدفش بسط امپراتوری و توسعه قلمرو و حکومت بر دیگران است.
اگوئیسم Egoisme =; عقیده به اینکه طبیعت انسان در همه جا و همه زمانی اساساً خودخواه است، لذا زمامدار باید انگیزه اش اگوئیستیک یعنی خودخواهی و خودپرستی باشد.
آنارشی Anarechie =; آشوب، بی نظمی و هرج و مرج. در زبان یونانی به معنای «بدون حکومت» است. آنارشیست Anarechiste =; آشوب طلب.
آنارشیسم Anarechisme =; هرج و مرج خواهی، مسلک آنارشیسم حکومت را تنها موجب بدبختی و مصیبت های اجتماعی می داند.
انترناسیونال International =; جهانی بین المللی.
انترناسیونالیسم Internationalisme =; در مقابل ناسیونالیسم است و عبارت است از اعتقاد به اینکه همکاری و معاونت مابین ملت های جهان موجب سعادت و برقراری صلح و آرامش حکومت جهانی است.
انتلکتوال Intellectual =; روشنفکر، خردمند.
انتلکتوالیسم Intellectualisme =; مکتب اصالت قریحه و هوش و عقیده بر اینکه علم زاده عقل است و عقل منبع دانش و کشف حقیقت، یا علم صحیح به واقعیت تنها از طریق قریحه و هوش و عقل میسر است. اندوستریالیسم Industerialisme =; یعنی صنعتی شدن زندگی انسان و رواج صنعت و کارخانه و ماشین و اهمیت دادن به صنعت.
اندیویدوالیسم Individualisme =; یعنی اصالت فرد و طبق این فلسفه باید اجازه داده شود که هرکس به اختیار آزاد برای خود فکر و کار کند.
اوبژکتیویسم Objectivisme =; که آن را ایدآلیسم اوبژکتیف نیز می نامند، فلسفه ای است که حقایق را از نظر حسی نگاه می کند.
اوتارکی Autarky =; به معنی استقلال اقتصادی است.
اولترا اندیویدوالیسم Ultra Individualisme =; عقیده به فردیت افراطی است.
اولتیماتوم Ultimatum =; اتمام حجت، آخرین پیشنهادی که دولتی به دولتی می دهد و در صورت عدم قبول موجب بروز جنگ می شود.
ایرولاسیونیسم Irolationisme =; اعتقاد به لزوم تبعیت از یک خط مشی و سیاست و کناره گیری علنی یک ملت از همکاری سیاسی و اقتصادی.
باکونی نیسم Bakuninisme =; عقیده سیاسی با کونین پیشوای آنارشیست روسیه و اروپا. وی این مکتب را که اصولش لزوم تخریب دولت و حفظ حقوق فردیت و افکار خداوند است را ابداع کرد.
بالشویسم Balshewisme =; شیوه ای خاص از مکتب «مارکسیسم» است، که طبق آن طبقه کارگر باید به وسیله دستجات محلی که پیرو انضباطی شدید از طرف دولت مرکزی باشند هرچه زودتر قدرت سیاسی را به دست آورند.
بربریسم Barbarisme =; وحشیگری، توحش و حالت بدوی زندگانی جوامع اولیه و اقوام دور از تمدن.
بلوک Bloc =; دسته متحد، گروه هم بسته.
بورژوا Bourgeois =; سرمایه دار، دولتمند، شهرنشین ثروتمند.
بورژوازی Bourgeoisie =; سرمایه داری، طبقه ثروتمند و سوداگر.
بنتهامیسم Benthamisme =; بنتهامیسم به نوعی مخصوصی از لیبرالیسم اطلاق می شود.
پاتریوت Patriot =; میهن پرست.
پاتریوتیسم Patriatisme =; به معنی میهن پرستی است.
پارتیکولاریسم Particularisme =; علاقه شدید هر شهر به حفظ حالت خاص خود.
پلیتیک Politique =; علم سیاست، سیاست.
پارتیزان Partisan =; سرباز چریک، هواخواه، طرفدار.
پارلمان Parlement =; مجلس نمایندگان، مجلس شورا و سنا.
پارلامانتر Parlementaire =; عضو پرلمان، مطابق با آداب و رسوم پارلمان.
پارلمانتریسم Parlementairisme =; روشی است در حکومت که در آن قوه مجریه در اعمال خود مسؤول قوه مقننه یعنی پارلمان می باشد.
پاروشیالیسم Parochialisme =; محدودیت فکر و دلبستگی به انجام کارهای بلوکی و بخشی و محلی.
پاسی فیسم Pacifisme =; صلح طلبی، مخالفت با جنگ به هر نوع و شکلی که باشد.
پراگماتیسم Pragmatisme =; اصالت عمل و نقطه مقابل متافیزیک است. پیشوای این مکتب ویلیام جیمز آمریکایی است.
پروونسیالیسم Provinclisme =; نام سیستم حکومتی است که توسط ثروتمندترین افراد یک جامعه اداره شود. پلورالیسم Pluralisme =; به معنی کثرت، به فلسفله سیاسی اطلاق می گردد که علاقه فرد نباید منحصر به پیوستگی سیاسی وی با دولت باشد، بلکه علاقه های دیگری نیز دارد. مانند علاقه مذهبی و اقتصادی.
تائوئیسم Taoisme =; نام مکتب سیاسی است، که بنیانگذار آن لااوتسه (604-501ق.م) است فلسفه وی یک نوع مذهب لیبرال است.
تاکتیک tactic =; فن جنگ و راهنمایی سیاه در نبرد با دشمن.
تامیسم Thomisme =; مکتب سیاسی منسوب به تامس داکوین (1225-1274ب.م).
تئوکراسی Theocratey =; رژیم و روشی را در حکومت گویند، که رؤسا و فرماندهان درجه اول آن پیشوایان روحانی و ارباب دین باشند، به عبارت دیگر حکومت مذهبی است.
ترادیسیون Tradition =; سنت، رسوم اجتماعی.
ترادیسیونالیسم Traditionalism =; اعتقاد به اصالت، سنت پرستی.
تروتسکی ایسم Trotskisme =; فرقه منشعبی از حزب کمونیسم که بنیان گذارش تروتسکی یکی از پیشوایان انقلاب بلشویکی روسیه بوده.
ترور Terreur =; وحشت و هراس، کشتن و از بین بردن مخالفین.
تروریست Terroriste =; عامل ترس و وحشت، آدم کش.
تروریسم Terrorisme =; عقیده به لزوم آدم کشی.
تریدیونیون Trade-Union =; عنوان تشکیلاتی است از کارگران به منظور کوشش در بهبودی احوال ایشان و افزایش مزد و تقلیل ساعات کار و تأمین بیمه بیماری و وسایل بهداشت و...
تریدیونیونیسم Trade-Unionism =; یعنی به یک اتحادیه کارگری گرویدن. لنین بین تریدیونیونیسم و سوسیالیسم فرق گذاشت. کارگران هیچگاه سوسیالیست نمی شوند بلکه ابتدا تریدیونیونیست می شوند.
توتالیتاریونیسم Totalitarianisme =; به معنی حکومت جمعی است و حکومتی است که در کلیه شؤون زندگی فرد دخالت می کند و آن را تنظیم و برای آن مقررات وضع می کند.
تیرانی Tyrannie =; به معنی حکومت ستمگری و جور و ظلم است.
تیرانیسید Tyrannicide =; به معنی ظالم کشی و اعتقاد به لزوم قتل سری و ترور زمامداران حکومت است. تیموکراسی Timocracy =; این اصطلاح در مورد حکومتی و دولتی به کار برده می شود که زمامدارانش تنها به خاطر شرف و به دست آوردن افتخار کار می کنند. این واژه را افلاطون در کتاب جمهوریت خود به کار گرفته است.
دپارتمانتالیسم Departmentalisme =; حکومتی که به ایالات و استان ها و بخش های کشور استقلال در امور داخلی خود دهد.
دسانترالیسم Decentralisme =; عبارت است از انتقال نظارت و کنترل از قدرت مرکزی به واحدهای محلی. دسپوت Despot =; مستبد.
دسپوتیسم Despotisme =; حکومتی را گویند که پیرو حکومت مطلقه و خودکامگی و به دست زمامداری خودرأی و مستبد اداره شود.
دماگوژی Demagogie =; عوام فریبی. دموکرات Democrate =; آزادی خواه، طرفدار آزادی.
دموکراتیک Democratique =; شیوه همرایی.
دموکراسی Democracy =; آزدیخواهی با روشی در سیاست و حکومت که در آن اختیارات در دست مردم و نمایندگان آنها می باشد.
دمونستراسیون Demonstration =; تظاهر دسته جمعی که در آن فرقه ای یا فرقه هایی یا احزاب مختلفی شرکت داشته باشند و به وسیله سخنرانی و گردش در معابر برای به دست آوردن خواست های خود جد و جهد کنند.
دگماتیسم Dogmatisme =; فلسفه جزمی، عقیده به اینکه باید کورکورانه از سنت ها بدون پرسش پیروی کرد. دیالکتیک Dialectique =; مکالمه، مباحثه و جدل با روشن کردن مطلبی به وسیله مکالمه و تعقل مانند روش منطقی، منطق مکتب «مارکس» که به نام «ماتریالیسم دیالکتیک» مشهور است.
دیپلومات Diplomate =; سیاسی، سیاستمدار.
دیپلوماسی Diplomacy =; سیاست، علم سیاست، حل و عقد امور میان کشورها و ممالک خارجی.
دیکتاتور Dictateur =; مستبد، خودرأی، خودکام.
رادیکالیسم Radicalisme =; مکتبی است در سیاست که هواخواهان آن از اوضاع موجود ناراضی بوده و طالب تجدیدنظر و درهم شکستن تمامی قوانین و نظامات می باشند (برای به وجود آوردن مؤسسات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نو).
راسیونالیسم Rationalisme =; فلسفه اصالت عقل، اعتقاد به برتری و تفوق عقل بر همه چیز.
رستوراسیون Restauration =; دوران اعاده سلطنت به خانواده بوربون که از سال 1814 تا سال 1830 ادامه یافت.
رفراندوم Referendum =; مراجعه به آراء عمومی از طرف دولت برای دستیابی به اکثریت آراء مردم.
رفرم Reforme =; اصطلاح، تغییرات و اصلاحات سطحی در امور اقتصادی و سیاسی بدون توسل به انقلاب و شورش.
رفرماسیون Reformation =; اصلاحات سیاسی و اقتصادی، نهضت اصلاحی.
رولوسیون Revolution =; انقلاب، طغیان و شورش.
رویالیسم Royalisme =; سلطنت طلبی، شیوه سلطنت طلبان در برابر جمهوریخواهان.
ریتوالیسم Ritualisme =; آداب پرستی، اعتقاد به لزوم رعایت آداب مذهبی و آداب و رسوم به حد افراط.
رویزیونیسم Revsionisme =; نام مکتب و مسلک ادوارد برنشتاین سیاستمدار، نویسنده سوسیال دموکرات آلمان است هدف این مسلک اصلاح و تعدیل سوسیالیسم انقلابی مارکس بود.
ژئوپولتیک Geo Poltiqoue =; نام علم جدیدی است که هدفش مطالعه و تحقیق در روابط بین جغرافیا با حیات قدرت ها و امپراتوری های بزرگ است.
ساتیاگراها Satyagraha =; دریافت حقیقت، نهضت سیاسی و مذهبی ای که در سال 1919 شروع شد و به وسیله مقاومت منفی در برابر تجاوزات بیگانگان مبارزه نمود.
سانترالیسم Centralisme =; اصول تمرکز در روش اداره حکومت یک کشور و تمرکز امور در حکومت مرکزی در پایتخت.
سزاریسم Czarisme =; حکومت قیصری و به همان مفهوم استبداد واتوکراسی و قدرت مطلقه امپراتور است. سکولاریسم Secularisme =; دنیاپرستی، اعتقاد به اصالت امور دنیوی و رد آنچه غیر آن است.
مجلس اعیان، مجلس اشراف، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات و افراد ممتاز انتخاب می شوند.
سناتور Senateur =; نماینده مجلس اشراف، مجلسی که نمایندگان آن از بین طبقات و افراد ممتاز انتخاب می شوند. سندیکا Syndicat =; اتحادیه کارگری.
سندیکالیسم Syndicalisme =; مسلکی سیاسی و جنبشی انقلابی است، که هدفش به وسیله اتحادیه های کارگری دولت به انجام رسد و دموکراسی پارلمانی را از طریق طغیان و هر نوع انقلابی واژگون کند. سوسیالیست Socialiste =; طرفدار و هواخواه مکتب «سوسیالیسم».
سوسیالیسم Socialisme =; مسلکی است که هدفش ایجاد و برپا کردن دسته جمعی جامعه است به نفع مردم به وسیله مالکیت دولت نسبت به کلیه وسایل تولیدی اعم از صنعت و وسایل حمل ونقل و غیره. کنترل آنهااز طرف دولت است.
شووینیسم Chauvnisme =; ملت بازی، وطن بازی، افراط و مبالغه کورکورانه در میهن پرستی.
فابیانیسم Fabianisme =; نام مسلک سیاسی یک سازمان سوسیالیستی در انگلستان است. اینها سعی کردند که سوسیالیسم را در طبقه متوسط معمول سازند.
فاشیست Fachiste =; این اصطلاح از کلمه فاشیسمو که به عنوان شعار قدرت در روم قدیم بود گرفته شده و به معنی آشوب طلب و هرج و مرج طلب است.
فاشیسم Fachisme =; این مسلک، در زمان حکومت موسولینی احیاء شد. شیوه ای در سیاست است که هرج و مرج و آشوب طلبند
- قدرتِ کلماتت را بالا ببر نه صدایت را !
این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق !!
۲- یک قلــب پـــاک؛
از تمــــام مــعـــــابـــد و مســـاجــــد
و کلیـــســـا هــــای دنیـــــا مــقـــدس تـــر است ...
3- این روزها دلگرمی میخواهم وگرنه چیزی که زیاد است سرگرمی...
4- برای کشتیهای بی حرکت............موجها تصمیم می گیرند.....
5- باید دنبال شادی ها گشت، غمها خودشان ما را پیدا می کنند
6- همیشه دلتنگی به خاطر نبودن کسی نیست
گاهی بخاطر بودن کسی ست
که حواسش به تو نیست ..........
7- سقوط تاوان پریدن با بعضی هاست
8- ازعصبانیت آدمایی که همیشه مهربونن خیلی بترسید
چون وقتی عصبانــــــــی میشن
دیگه نمیتونن لبخند بزنن..
9- از خدا پرسید: اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای آرزو کردن چه سود دارد؟
خدا گفت: شاید در سرنوشتت نوشته باشم; هرچه آرزو کرد!!!
10- احساس من قیمتی داشت که تو برای پرداخت آن فقیر بودی ….
11- موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت، مقدمه گستاخی است ..
12- زمان آدمها را دگرگون میکند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه میدارد.
هیچ چیزی دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطره نیست!
13- آدمهایی که عشقشونو مثل کانال تلویزیون عوض میکنند،
آخرش باید بشینن برفک تماشا کنند ....!!
14- خیـلی احمقیـم اگه فکر کنیـم آدمـا، تـوی شوخـی دلشـون نمی شکنـه
15- همیشه حرف از رفتن هاست کاش کسی... با آمدنش غافلگیرمان کند!!!
16- زمانی که خاطره هایت ازامیدهایت قویتر شدند پیــــــــــر شدنت شروع میشود ...
17- روزی کسی را پیدا خواهید کرد که گذشته تان برایش اهمیتی ندارد چون می خواهد آینده تان باشد...
18- حسادتِ دوست، از رقابتِ دشمن بدتره !