عمر مفید مردم ایران ٦٢ سال است
نگرانی وزیر بهداشت از تلف شدن عمر مفید ایرانی ها
اعتماد| نادیده گرفتن هشدارهای بهداشتی و رعایت سبک زندگی و تغذیه سالم از
سوی مردم اکنون به یک نگرانی جدی برای متولیان سلامت تبدیل شده است. افزایش
تصاعدی مبتلایان پرفشاری خون، کاهش سن سرطان، دیابت، ام اس و سکته های
قلبی هر ساله بار چند میلیارد تومانی بر دوش نظام سلامت می گذارد، آن هم در
حالی که به گفته متولیان سلامت، بهبود سبک زندگی و دستیابی به زندگی سالم
با رعایت ساده ترین توصیه ها امکان پذیر است.
در حالی که سازمان
جهانی بهداشت شعار امسال را «ایمنی غذا - از مزرعه تا سفره» انتخاب کرده
اما هشدارهای متولیان سلامت نشان از آن دارد که مردم ایران: به ویژه آن
قشری که در کار تهیه و توزیع مواد غذایی هستند به این شعار و اهمیت آن در
زندگی و طول عمر توجهی نداشته و به سادگی آن را نادیده می گیرند. به سبب
همین بی توجهی است که روز گذشته هم وزیر بهداشت در همایش اعطای نشان ایمنی و
سلامت به محصولات غذایی با هشدار نسبت به نادیده گرفتن خودمراقبتی در
ایرانیان که باعث کاهش عمر مفید و افزایش سال های همراه با درد بیماری می
شود، خواست هشدار دوباره ای به هموطنان خود داده باشد و گفت: «سن امید به
زندگی در ایران ۷۲ سال است اما ایرانیان ۶۲ سال عمر مفید دارند و ۱۰ سال
آخر را با علیل بودن و بیماری سپری می کنند. علت این اتفاق هم این است که
موضوع بهداشت، هم در زندگی فردی و هم جمعی کمتر مورد توجه قرار می گیرد.
افزایش توجه به این موضوع هم با هیچ اجبار و قانونی اصلاح نمی شود بلکه
اصلاحات فرهنگی لازم دارد. چنانکه امروز تعداد کشته های تصادفات در کشور ما
نسبت به گذشته ١٠ هزار نفر کمتر شده که این موضوع نه با جریمه بلکه با
فرهنگ سازی ایجاد شده است، در حالی که صنعت ما پیشرفتی نداشته و ایمنی
خودروها کم است.» سید حسن قاضی زاده هاشمی همچنین نگاهی هم رو به عملکرد
دولت داشت و در تایید انتقاد متولیان صنایع غذایی نسبت به نحوه نامناسب
نگهداری محصولات غذایی در مراکز توزیع و مغازه های سطح شهر، تعداد ناکافی
ناظران سازمان غذا و دارو در کشور را زیر سوال برد و گفت: «در بحث نظارت هم
دولت و هم مجلس باید موضوع را جدی بگیرند. نظارت هزینه و اعتبار می خواهد
که هم باید به سازمان غذا و دارو و هم به سازمان دامپزشکی داده شود. امروز
تعداد ناظران غذا و دارو نسبت به ٤٠ سال قبل هم کمتر است و با تعداد فعلی
ناظران نمی توان عملکرد مناسبی انتظار داشت. در عین حال وقتی ما به موضوع
نظارت توجه نمی کنیم سره از ناسره تشخیص داده نمی شود و در این شرایط
آنهایی که خوب کار می کنند هم مورد ظلم قرار می گیرند.»
زیبایی دانشجویی به اعتراض است
در
حالی که یکی از اخبار مورد توجه طی هفته گذشته، فوت یک زن باردار در
شهرستان سردشت بود و علت آن هم در برخی رسانه، خطای پزشکی عنوان شده بود،
وزیر بهداشت در واکنش به شایعه مرگ به دلیل خارج کردن معده به جای جفت از
بدن این زن باردار گفت: «موضوع خارج کردن معده به جای جفت، طنز بود و مرگ
این زن به دلیل خونریزی شدید بود که این موضوع را علاوه بر اعزام دو گروه
بازرسی، به دستگاه قضا سپردیم تا با مقصران آن برخورد شود.»روز گذشته
تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هم با تجمع در حاشیه
این مراسم خواستار شنیده شدن اعتراضات خود نسبت به سیاست های آموزشی شدند
که قاضی زاده هاشمی هم ضمن تایید اعتراضات آنها گفت: «اعتراض دانشجویان در
دانشگاه شنیده نشده و ما باید گوش شنوا برای شنیدن اعتراضات آنها باشیم.
زیبایی دانشجویی به اعتراض است و ما افتخار می کنیم که دانشگاه مهد آزادی و
گفت وشنود است و ما افتخار می کنیم که به اعتراضات آنها گوش دهیم.»
هادی معیری نژاد_ موسسه مطالعاتی "بنیاد راه حل های توسعه پایدار"به سازمان ملل هر ساله بر اساس شاخصه های خاص خود لیست خوشبخت ترین و بدبخت ترین مردم دنیا را منتشر میکند.
این موسسه اعلام داشته که مردم سویس برای سومین سال پیاپی به عنوان خوشبخت ترین مردم جهان شناخته شدند.
بر اساس این گزارش، پس از سوئیس، مردم کشورهای ایسلند، دانمارک، نروژ و کانادا به عنوان خوشبخت ترین مردم شناخته شده اند.
سنجش خوشبخت ترین و بدبخت ترین مردم کشورهای جهان برای سومین سال پیاپی توسط بنیاد «راه حل های توسعه پایدار» وابسته به سازمان ملل متحد انجام می گیرد.
تصویر زیر وضعیت کلی این مطالعه در سطح جهان را نشان میدهد.

ایران بر طبق مطالعات این موسسه در وسط لیست و امتیازات میانی قرار دارد.
این مطالعه که با هدف کمک به برنامه های توسعه در دولت های جهان صورت می گیرد، اوضاع ۱۵۸ کشور جهان را مورد بررسی قرار داده است.
نمودار زیر نشانگر خوشبخت ترین و بدبخت ترین کشورهای جهان از لحاظ امتیاز شاخص هاست

پایین جدول

بنیاد «راه حل های توسعه پایدار» افزوده است که درآمد سرانه، طول عمر شهروندان، وضعیت فساد و آزادی های اجتماعی را به عنوان عوامل موثر در مطالعه خود در نظر گرفته است.
گفتنی است که بنیاد «راه حل های توسعه پایدار» در سال ۲۰۱۲ توسط شماری از دانشگاهیان، مقامات دولتی و بازرگانان بخش خصوصی تاسیس شد.
ضریب « خوشبختی» به طور فزاینده ای مورد توجه کشورهای پیشرفته جهان قرار گرفته و آن را به عنوان یک عامل واقعی برای پیشرفت اجتماعی و تحقق اهداف سیاست های عمومی در نظر می گیرند.
جفری زاکس، مدیر مؤسسه زمین در دانشگاه کلمبیای شهر نیویورک که این گزارش را همراه با جان هلیول از کانادا و ریچارد لایارد از بریتانیا ارائه داده میگوید: «نه تنها پول، بلکه عدالت، صداقت، اعتماد و سلامت کشوری با مردمی خوشبخت را ایجاد میکند.»
ریچارد لایارد نیز معتقد است که مثبتاندیشی نهادینهشده در دوران کودکی عاملی مهم در میزان سعادت در دوران بزرگسالی خواهد بود. او میگوید: «ما باید سرمایهگذاری در زندگی کودکانمان را زود آغاز کنیم، بهگونهای که آنها به بزرگسالانی خلاق و سعادتمند تبدیل شوند؛ بزرگسالانی که نقش اجتماعی و اقتصادی خود در جامعه را ایفا کنند.»
طرح استانیشدن انتخابات مجلس پس از مطرحشدن در صحن علنی و البته مخالفت نماینده دولت روحانی، راهی کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس شده است. برابر ماده یک این طرح در انتخابات مجلس محدوده جغرافیایی هر استان به عنوان حوزه استانی انتخابات محسوب میشود. برابر ماده اول طرح، در صورت تصویب، من بعد حوزههای منفرد شهرستانی در استانها نداریم و به تعداد نمایندگان فعلی جمع شهرهای هر استان، نمایندگان استانی خواهیم داشت و مردم حوزههای انتخابیه فعلی باید به کل کاندیداهای استانی رأی بدهند. کاندیداها هم باید حداقل ١٥ درصد از کل آرای استان را کسب کنند یا بالاترین رأی را در کل استان به دست آورند. در بادی امر، ظاهرا تجمیع انتخاب در حوزه استانی به نفع مردم استان خواهد بود و جمع نمایندگان یک استان با توجه به اینکه نماینده کل استان هستند با دید کلاننگر به استان و مسائل آن نگاه خواهند کرد و از رقابت درونسازمانیای که امروزه باعث جلب منابع بودجهای برای یک حوزه انتخاباتی میشود، جلوگیری خواهد شد. مثلا در استانی مانند زادگاهم، کرمان که دارای ١٠ حوزه انتخابیه است و هماکنون نمایندگان هر حوزه کوشش میکنند طرحهای ملی و استانی را در حوزه انتخابیه خود جلب و جذب کنند، دیگر این تقسیمبندیها وجود ندارد و کل نمایندگان استان به عنوان ید واحده برای کل استان خدمت خواهند کرد.
این طرح میتواند در کشورهایی موفق باشد که کار نمایندگان مجلس تنها قانونگذاری باشد. متأسفانه در ایران کاربرد نمایندگی مجلس تنها به تصویب قوانین نیست بلکه مردم حوزههای انتخابیه از نماینده خود توقعاتی دارند که منابع مالی برای حوزه انتخابیه دست و پا کند به همین اعتبار است که بعضی از نمایندگان دورههای متوالی نماینده شهر خود هستند و در بسیاری از حوزهها که نماینده نمیتواند خواستههای مردم حوزه انتخابیه خود را برآورده کند بیش از یک دوره توان جلب آرا را ندارد. استانی بودن انتخابات در کشورهایی که به روش حزبی اداره میشود مطلوب است؛ زیرا مردم استان به برنامههای حزب رأی میدهند و حزب هم بهترین و شناختهشدهترین فرد را برای نمایندگی به مردم معرفی میکند. در کشوری مانند ایران که هم توقع مردم از نماینده جدای از شرح وظایف نمایندگی بوده و هم هزینه انتخاباتی برعهده کاندیداهاست، امکان انتخاب اصلح و افراد مورداعتماد محدود خواهد شد. زیرا امکان شناخت افرادی که در مناطقی از استان دارای حسن شهرت هستند در کل استان امکانپذیر نیست و بالطبع افرادی انتخاب خواهند شد که به کانون ثروت و قدرت وابسته باشند. وقتی سخن از پولهای فاسد در انتخابات و هزینههای انتخاباتی میشود تصویب چنین طرحی به باور نگارنده، راه کسانی را که قدرت و ثروت و وابستگی به قدرت و ثروت دارند، برای حضور در مجلس هموار خواهد کرد. هزینه انتخابات، امروزه که انتخابات در حوزههای شهرستانی استانها برگزار میشود، کمرشکن است. حال فرض کنید این تبلیغات در کل استان صورت بگیرد. فکر میکنید چه کسانی قادر خواهند بود از پس هزینه فعالیت انتخاباتی برآیند؟ هم اکنون داریم نمایندگانی که با آرای کمی از حوزه انتخابیه خود حتی زیر ٥٠ هزار رأی وارد مجلس شدند و به همین میزان خرج انتخاباتی داشتهاند. حالا همین نماینده وقتی باید در کل استان فعالیت تبلیغی کند، آیا امکان معرفی و تعرفه خود را در کل استان دارد؟ راه دور نرویم، همین تهران بزرگ را در نظر بگیرید. شهر تهران دارای ٣٠ نماینده است که با توجه به تعداد رأیدهندگان تهرانی، آرای کاندیداها صدها هزار رأی میشود. آیا امکان دارد نمایندگان فعلی شهریار، دماوند، فیروزکوه، ورامین، پاکدشت و قیامدشت در دوره پیشرو از پس آرای کاندیداهای تهرانی برآیند؟ با این طرح، چهرههای محبوب و شناختهشده محلی هرگز و هرگز وارد مجلس نخواهند شد مگر اینکه خود را به کانونهایی که تأمینکننده هزینههای انتخاباتی هستند، نزدیک کنند. مگر کاندیدای نمایندگی فلان شهرستان کوچک قادر خواهد بود کل سطح استان را زیر پوشش فعالیت انتخاباتی خود قرار دهد؟ بهاینترتیب مجلسی یکدست خواهیم داشت و نماینده قشر ثروتمند استانها، دیگر محبوبیت محلی و حتی بستگی قومی و قبیلهای محلی که شاخصه تعدادی از نمایندگان فعلی شهرستانها است، جا و نقشی در انتخابات نخواهد داشت.