وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

تعریف مکتب های فلسفی (برای دانشجویان علوم سیاسی)

  تعریف مکتب های  فلسفی (برای دانشجویان علوم سیاسی)

     * هرمنوتیک
    * پراگماتیسم
    * تجربه‌گرایی
    * فمینیسم
    * رواقی گری
    * سوسیالیسم
    * آرمان‌گرایی
    * رئالیسم
    * اثبات‌گرایی
    * پدیده‌شناسی
    * اردیسم
    * نسبی‌گرایی اخلاقی
    * اگزیستانسیالیسم
    * ماتریالیسم
    * تحلیلی
    * جبرگرایی
    * ساختارگرایی
    * پساساختارگرایی
    * اومانیسم
    * مکتب فرانکفورت



    * هرمنوتیک
هرمنوتیک (Herméneutique) به معنای خبردادن و ترجمه کردن و تعبیر کردن، علم یا نظریهٔ تأویل است. علمی که مسئلهٔ فهم متون و چگونگی ادراک و فهم و روند آن را بررسی می‌­کند. این عنوان از قرنِ هفدهم کاربرد یافته‌است، اما تازه در آغازِ قرنِ نوزدهم است که با تلاشِ فکری فردریک شلایرماخر رواجِ عمومی می‌یابد. یکی از منتقدان سرسخت هرمنوتیک، هانس آلبرت، خردگرای انتقادی آلمانی است.


    * پراگماتیسم
پراگماتیسم یا عمل‌گرائی (pragmatism)، به معنی فلسفه اصالت عمل است؛ ولی در سیاست بیشتر واقع‌گرایی و مصلحت‌گرایی معنی می­دهد.
پراگماتیسم روشی در فلسفه مدرن است که با اعتراف به غیرممکن بودن اثبات بعضی مسائل، آن‌ها را با توجّه به کاربردشان در زندگی انسان می‌پذیرد. طرفداران این شیوه، خود را عمل‌گرا و متسامح می‌دانند. مخالفان، این گروه را میانه‌رو (یا محافظه‌کار) و منفعت‌طلب می‌خوانند. از دیدگاه پراگماتیسم، کلیه تصورات، مفاهیم، قضاوت‌ها و نظرات ما قواعدی برای «رفتار» (پراگمای) ما هستند، اما «حقیقت» آن‌ها تنها در سودمندی عملی آن‌ها برای زندگی ما نهفته است. از دیدگاه پراگماتیسم، معیار حقیقت، عبارت است از سودمندی، فایده، نتیجه و نه انطباق با واقعیت عینی. در واقع حقیقت هر چیز بوسیله نتیجه نهائی آن اثبات می‌شود.
دولت­مردان و سیاست­مداران «پراگماتیست» به کسانی اطلاق می­شود که امکانات عملی و مصلحت روز را بر معتقدات خود مقدم می­شمارند و به عبارت دیگر برای پیش­رفت مقاصد خود یا ماندن بر مسند قدرت، انعطاف نشان می­دهند.


    * تجربه‌گرایی
تجربه‌گرایی یکی از گرایش‌های اصلی در شناخت‌شناسی و نقطهٔ مقابل عقل‌گرایی است. بر اساس این دیدگاه همهٔ معرفت‌های بشری مستقیم یا غیرمستقیم برآمده از تجربه است. تجربه از منظر این دیگاه نه فقط ادراک حسی بلکه دریافتهایی مانند حافظه یا گواهی دیگران را هم در بر میگیرد.
برمبنای نظریهٔ مبناگرایی همهٔ باورهای ما با واسطهٔ استدلال نهایتاً از منبعی به دست آمده اند که آن منبع نیاز به توجیه یا استدلال ندارد. تجربه‌گرایی - که یکی از زیرمجموعه‌های مبناگرایی است - تنها تجربه را به عنوان چنین منبعی بی نیاز از توجیه می‌دانند. تجربه‌گرایی با استفاده از حسیات در مقابل عقل‌گرایی می‌باشد.تجربیات عقلی از علم حصولی است و روش اثبات غیر حسی دارد.طبق نظر دکارت اگر همه حواس چند گانه ما از کار بیافتند ولی مغز هنوز بتواند فکر کند حتماً ما وجود داریم پس تجربهٔ این که ما می دانیم که هستیم از حواس چند گانه نیست و علم حصولی است.
تجربه‌گرایی در فلسفه علم بر مبنای آزمایش است. عقل‌گرایی گزاره( 2*2=4 )را یک قانون فلسفی می‌داند و بدیهی.اما تجربه گرایی آن را با آزمایش اثبات می‌کند: 2 تا سبد داریم هر یک با 2 تا سیب... با شمردن حس بینایی به ما می‌گوید که 4 تا سیب داریم! این دیدگاه بعد از رنسانس به صورت جدی طرح شد. بارکلی، جان لاک و دیوید هیوم از فیلسوفان تجربه‌گرا هستند. ابوریحان بیرونی در آزمایش عدم سمی بودن الماس؛ تجربه گرایی را بعنوان روش اثبات بکار برد.این کار او را در ردیف اولین فیلسوفان تجربی قرار می‌دهد.


    * فمینیسم
فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثه‌ای است که از جنبش‌ها، نظریه‌ها و فلسفه‌های گوناگون تشکیل شده‌است که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه می‌کند.
واژهٔ فمینیسم را نخستین بار شارل فوریه، سوسیالیست قرن نوزدهمی برای دفاع از جنبش حقوق زنان به کار برد.
فمینیسم مجموعهٔ گسترده‌ای از نظریات اجتماعی، جنبش‌های سیاسی، و بینش‌های فلسفی است که عمدتاً به وسیلهٔ زنان برانگیخته شده‌اند یا از آنان الهام گرفته‌اند، مخصوصا در زمینه شرایط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها. به عنوان یک جنبش اجتماعی، فمینیسم بیش‌ترین تمرکز خود را معطوف به تحدید نابرابری‌های جنسیتی و پیشبرد حقوق، علایق و مسایل زنان کرده‌است.


    * رواقی گری
رواقی (رَ) یا Stoicism مذهبی فلسفی که بوسیله زنون کیتسیونی (Zeno of Citium) تاسیس شد. نام این فلسفه در زبانهای اروپایی و نیز عنوان رواقی برای آن بدین مناسبت است که حوزه ایشان در یکی از رواقهای آتن منعقد میشد. مذهب رواقی در قرن 2 میلادی در روم نفوذ یافت و حکمایی مانند سنکا(Seneca)، اپیکتتوس (Epictetus) و مارکوس آورلیوس (Marcus Aurelius) به آن گرویدن. پیروان این فلسفه رواقیون یا رواقیان خوانده می شوند. زنون فلسفه را منقسم به طبیعیات، منطق و اخلاق می دانست. منطق وی مبتنی بر ارغنون (Organon) ارسطو (Aristotle) اما می گفت که هر معرفتی بالمآل به ادراکات حواس باز می گردد. نظریه رواقیون در طبیعیات اساساً مادی بود، درنظر آنها هرچه حقیقت دارد مادی است. توده و ماده یا جسم و جان، حقیقت واحد و بایکدیگر مزج کلی دارند. وجود یکی در تمامی وجود دیگری ساری است. در اخلاق رواقیان فضیلت را مقصود بالذات می دانستند و معتقد بودند که زندگی باید سازگار با طبیعت و قوانین آن باشد و می گفتند آزادی واقعی وقتی حاصل می‌شود که انسان شهوات و افکار ناحق را به یکسو نهد و در وارستگی و آزادگی اهتمام ورزد. رواقیان بسبب پیروی از این اصول نزد عامه مردم به لاقیدی معروف بودند.


    * سوسیالیسم
سوسیالیسم (Socialism) اندیشه‌ای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می‌کوشد، جامعه‌ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته‌باشند.
هدف سوسیالیسم لغو مالکیت خصوصی ابزارهای تولید و برقراری مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است. این «مالکیت اجتماعی» ممکن است مستقیم باشد، مانند مالکیت و اداره صنایع توسط شوراهای کارگری، یا غیر مستقیم باشد، از طریق مالکیت و اداره دولتی صنایع.


    * آرمان‌گرایی
ایده یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی می‌دانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.
آرمانگرایان به واقعیتهای خارجی مانند آسمان، زمین، حیوان، اشخاص دیگر و به طور کلی آن چه با حواس درک شود، اعتقاد وجود خارجی ندارند و همهٔ جهان را خیال و پندار می‌دانندو می‌گویند: ما جز واقعیت وجود خود و یک رشته پندارهای ذهنی به وجود چیز دیگری در جهان اعتقاد نداریم؛ زیرا آنچه را که جهان خارج از خود می‌نامیم، به هیچ وجه نمی‌توانیم درک کنیم مگر با قوه ادراک حواسی خود، و قوه ادراک چیزی بیش از تصورات مختلف در اختیارمان قرار نمی‌دهد.
به عبارت دیگر آنها وجود عالم خارج یا این پندارها را صرفاً تولید ذهن خود می‌دانند و نظرشان این است که ما فکر می‌کنیم که واقعیتی به نام درخت وجود دارد، ولی هرگز نمی‌دانیم که آیا در خارج از ذهن چنین واقعیتی هست یا خیر؟


    * رئالیسم
واژه رئالیسم از رئل(Real) که به معنای واقع است، مشتق شده و در واقع به معنای مکتب اصالت واقع است.
مکتب رئالیسم نقطه مقابل مکتب ایده آلیسم است؛ یعنی مکتبی که وجود جهان خارجی را نفی کرده و همه چیز را تصورات و خیالات ذهنی می‌داند.
رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. این مکتب به وجود جهان خارج و مستقل از ادراک انسان، قائل است. ایده آلیست‌ها همه موجودات و آنچه را که در این جهان درک می‌کنیم، تصورات ذهنی و وابسته به ذهن شخص می‌دانند و معتقدند که اگر من که همه چیز را ادراک می‌کنم نباشم، دیگر نمی‌توانم بگویم که چیزی هست. در حالی که بنابر نظر و عقیده رئالیستی، اگر ما انسان‌ها از بین برویم، باز هم جهان خارج وجود خواهد داشت. به طور کلی یک رئالیست، موجودات جهان خارج را واقعی و دارای وجود مستقل از ذهن خود می‌داند.می داند.
باید گفت در واقع همه انسانها رئالیست هستند، زیرا همه به وجود دنیای خارج اعتقاد دارند. حتی ایده آلیست‌ها نیز در زندگی و رفتار، رئالیست هستند، زیرا باید جهان خارج را موجود دانست تا بتوان کاری کرد و یا حتی سخنی گفت.
کلمه رئالیسم در طول تاریخ به معانی مختلفی غیر از معنایی که گفته شد، استعمال شده‌است. مهمترین این استعمال‌ها و کاربردها، معنایی است که در فلسفه مدرسی یا اسکولاستیک(Scholastic) رواج داشته‌است.
بعدها در رشته‌های مختلف هنر مانند ادبیات نیز سبک‌های رئالیستی و ایده آلیسمی به وجود آمد و سبک رئالیسم در مقابل سبک ایده آلیسم است. سبک رئالیسم یعنی سبک گفتن و نوشتن متکی بر نمودهای واقعی و اجتماعی. اما سبک ایده آلیسم عبارت است از سبک متکی به تخیلات شاعرانه گوینده یا نویسنده.
رئالیسم نوعی«واقع گرایی» است در رمان و نمایشنامه که خیال پردازی و فردگرایی رومانتیسم را از بین می‌برد و به مشاهدهٔ واقعیت‌های زندگی و تشخیص درست علل و عوامل و بیان تشریح و تجسم آنها می‌پردازد.
هدف حقیقی رئالیسم تشخیص تأثیر محیط و اجتماع در واقعیت‌های زندگی و تحلیل و شناساندن دقیق "تیپهاً یی است که در اجتماع معینی به وجود آمده‌است.


    * اثبات‌گرایی
اثبات‌گرایی (یا پوزیتیویسم یا تحصل‌گرایی) به هر گونه نگرش ِ فلسفی که تنها شکلِ معتبر از اندیشه را متعلق به روش علمی بداند اطلاق می‌گردد.
اثبات‌گرایی اصطلاحی فلسفی است که حداقل به دو معنیِ متفاوت به کار رفته‌است. این اصطلاح در قرنِ هجدهم توسطِ فیلسوف و جامعه‌شناسِ فرانسوی آگوست کنت (Auguste Comte) ساخته و به کار رفته شد. کنت بر این باور بود که جبری تاریخی بشریت را به سمتی خواهد برد که نگرشِ دینی و فلسفی از بین رفته و تنها شکل از اندیشه که باقی می‌ماند متعلق به اندیشهٔ قطعی (positive) و تجربی علم است. در این عصرِ جدیدِ تاریخ نهادهایِ اجتماعیِ مربوط به دین و فلسفه از بین خواهد رفت.


    * پدیده‌شناسی
پدیده ­شناسی یا فنومنولوژی (به انگلیسی: Phenomenology) مکتب و روشی است که توسط ادموند هوسرل به هدف نظام‌بخشیدن به فلسفه و علوم انسانی پایه‌گذاری شده‌است. این مکتب به دنبال پژوهش و آگاهی مستقیم نسبت به تجربیات و مشاهدات، یا به عبارت دیگر نسبت به پدیدارهایی است که بی واسطه در تجربه ما ظاهر می‌شوند.
پدیده‌شناسی یکی از دو سنت بزرگ فلسفی سده بیستم است که با پیروان چون ماکس شلر، مارتین هیدگر، مرلوپونتی، سارتر، گادامر و پل ریکور فراسوی فلسفه در حوزه‌هایی چون جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و دیگر علوم انسانی کاربرد دارد.


    * اردیسم
اردیسم (Orodism) به معنای ارزشمندی شادی است. این مکتب در مقابل غم دوستی و اندوه پرستی مطرح شد. این فلسفه می گوید شادی یک آرزو نیست جهان هدیه ایی است برای شاد زیستن است. اردیسم بر اساس افکار ارد بزرگ (Great Orod) در کتاب سرخ بنیان‌گذاری شده است .
اردیسم با تکیه بر شرایط و تجربه اجتماعی به تقدم شادی بر هر کُنش ساختاری اشاره دارد و شاد بودن را لازمه و پیش شرط هر رستاخیز و رشد اجتماعی می داند در این مکتب تامین آزادیهای فردی یک اصل می باشد و میهن دوستی یکی از سه شعار اصلی آن است . شعار اردیست ها ارزش گذاری بر سه مورد است : شادی ، آزادی و میهن . آنها این سه اصل را لازم و ملزوم هم برای رشد و ترقی جوامع می دانند .


    * نسبی‌گرایی اخلاقی
نسبی‌گرایی اخلاقی نظریه مخالف خردگرایی اخلاقی است. نسبی‌گرایان اخلاقی معتقدند که انسان با استنتاج و استدلال نمی‌تواند اعتقادهای اخلاقی و سیاسی درست را کشف کند. نسبی‌گرایی اخلاقی اصولاً وجود هرگونه اعتقاد اخلاقی و سیاسی درست را رد می‌کند.
بنابر نسبی‌گرایی اخلاقی، چنین نیست که چیزی صرفاً درست یا نادرست باشد؛ بلکه ممکن است چیزی مطابق با جامعه‌ای درست و مطابق با جامعه‌ای دیگر نادرست باشد. نسبی‌گرایان معتقدند که قضاوت انسان درباره درستی و نادرستی به زمان و مکان و شرط‌های دیگری بستگی دارد. پیشوای نسبی‌گرایی اخلاقی در یونان باستان، پروتاگوراس بود.


    * اگزیستانسیالیسم
اگزیستانسیالیسم (Existentialism) جریانی فلسفی و ادبی است که پایه آن بر آزادی فردی، مسوولیت و نیز نسبیت‌گرایی است. از دیدگاه اگزیستانسیالیستی، هر انسان، وجودی یگانه‌است که خودش روشن کننده سرنوشت خویش است.
اگزیستانسیالیسم از واژه اگزیستانس به معنای وجود بر گرفته می‌شود. سورن کی‌یرکگارد را نخستین اگزیستانسیالیست می‌نامند، میان «اگزیستانسیالیسم بی‌خدایی» و «اگزیستانسیالیسم مسیحی» تفاوت هست. از میان شناخته شده‌ترین اگزیستانسیالیست‌های مسیحی می‌توان از سورن کی‌یرکگارد ، گابریل مارسل، و کارل یاسپرس نام برد.
پس از جنگ جهانی دوم جریان تازه‌ای به راه افتاد که می‌توان آن را اگزیستانسیالیسم ادبی نام نهاد. از نمایندگان این جریان تازه می‌توان سیمون دوبووآر، ژان پل سارتر، آلبر کامو و بوری ویان را نام برد.


    * ماتریالیسم
ماتریالیسم به معنای ماده‌گرایی فلسفی است. شاخه‌های مهم آن ماتریالیسم مکانیکی و ماتریالیسم دیالکتیک می‌باشد. ماتریالیسم مکانیک را فویرباخ بنیان‌گذاری کرد و ماتریالیسم دیالکتیک را مارکس.
ماتریالیسم با تکیه بر علوم و تجربه اجتماعی به تقدم ماده بر شعور باور دارد و ماده را واقعیت موجود خارج از ذهن انسان و مستقل از شعور بی نیاز از آفرینش و جاودانی می‌داند.


    * تحلیلی
فلسفهٔ تحلیلی(Analytic philosophy) فلسفهٔ آکادمیک حاکم بر دانشگاه‌های کشورهای انگلیسی زبان (آنگلو-ساکسون) است. فلسفه تحلیلی را در مقابل فلسفه قاره‌ای یا فلسفه اروپایی قرار می‌دهند. بنیان‌گزاران اصلی فلسفه تحلیلی فیلسوفان کمبریج برتراند راسل و جرج ادوارد مور بودند. این دو از ریاضیدان و فیلسوف آلمانی گوتلوب فرگه تأثیر پذیرفته بودند. این گونه فلسفه بر روشن بودن، بامعنی بودن و ریاضی‌وار بودن جستارهای فلسفی تاکید فراوان دارد. و به تفکر مابعدالطبیعی سازنده به دیدهٔ شک یا دشمنی می‌نگرند.  معتقدند که روش تحلیل خاصی وجود دارد که فلسفه فقط از آن طریق می‌تواند به نتایج مطمئن دست یابد تا حد زیادی از حل و فصل تدریجی مسائل فلسفی جانبداری می‌کنند. فیلسوفان تحلیلی قرن ۲۰ توجه خود را در اصل نه بر تصورات موجود در ذهن بلکه بر زبانی که اندیشیدن ذهنی از طریق آن بیان می‌شود معطوف داشته‌اند. برتراند راسل و جورج ادوارد مور فلسفهٔ تحلیلی را با به کار انداختن منطق جدید -که راسل سهم زیادی در آن داشته است- به عنوان ابزار تحلیل بنیاد نهادند. منطق و فلسفه زبان از همان ابتدا از بحثهای محوری فلسفه تحلیلی بودند. چند تفکر از بحثهای مربوط به زبان و منطق در فلسفه تحلیلی پدید آمد مانند پوزیتویسم منطقی، تجربه گرایی منطقی، اتمیسم منطقی، منطق‌گرایی و فلسفه زبان متعارف. فلسفه تحلیلی بعدها بحثهای وسیعی را در حوزه‌های زیر مطرح ساخت: فلسفه اخلاق (هر و مکی)، فلسفه سیاسی (جان رالز)، زیبایی شناسی (ریاچارد ولهایم)، فلسفه دین (الوین پلانتینگا)، فلسفه زبان (ساول کریپکی، هیلری پاتنم، کواین)، فلسفه ذهن (جیگون کیم، دیوید چالمرز، هیلری پاتنم). متافیزیک تحلیلی نیز اخیراً در کارهای فیلسوفانی همچون دیوید لوئیس و پیتر استراوسن شکل گرفته‌است.


    * جبرگرایی
جبرگرایی، تعین‌گرایی یا دترمینیسم (determinism) یک موضوع فلسفی ست که بر طبق آن هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنش‌های آدمی به صورت علی توسط یک زنجیرهٔ پیوسته‌ای از رخدادهای پیشین تعیین شده‌است. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز می‌توان تعریف نمود: فرضیه‌ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکی ممکن و شدنی وجود دارد. در نتیجهٔ جدال‌های تاریخی بیشماری که بر سر مساله جبرگرایی صورت گرفته‌است دیدگاه‌های فلسفی گوناگونی در این باره وجود دارد.


    * ساختارگرایی
ساختارگرایی (Structuralism) یکی از اندیش راه‌های رایج در علوم اجتماعی است. بر پایه این طرز فکر تعدادی ساختار باطنی و ناملموس، چارچوب اصلی در پشت پدیده‌های ظاهری اجتماع را تشکیل می‌دهند. روش ساختارگرایی در نیمه دوم سدهٔ بیستم از سوی تحلیلگران زبان، فرهنگ، فلسفهٔ ریاضی و جامعه به گونه‌ای گسترده بکار برده می‌شد. اندیشه‌های فردینان دو سوسور را می‌توان آغازگاه این مکتب دانست. هرچند پس از وی ساختارگرایی تنها به زبان‌شناسی محدود نشد و در راه‌های گوناگونی بکار گرفته شد و مانند دیگر جنبش‌های فرهنگی، اثرگذاری و بالندگی آن بسیار پیچیده است.
ساختارگرایی به دنبال راهی است برای شرح و گزارش پیوند درونی‌ای که از طریق آن معنایی در یک فرهنگ ساخته می‌شود. کاربرد دوم آن که به تازگی دیده شده است در فلسفهٔ ریاضی می‌باشد. بر پایهٔ اندیشهٔ ساختارگرا معنا در یک فرهنگ از راه پدیده‌ها و کارکردهای گوناگونی که سامانه معنایی را می‌سازند، بارها پدیدار می‌شود. ساختارگرایی می‌تواند به پژوهش در ساختارهای نشانه‌مندی مانند آیین‌های پرستش، بازیها، نوشتارهای ادبی و غیر ادبی، رسانه‌ها و هر چه که در آن معنایی از درون فرهنگی بدست آید، بپردازد و ساختار آن را بررسی نماید.


    * پساساختارگرایی

پساساختارگرایی به مجموعه‌ای از افکار روشنفکرانه فیلسوفان اروپای غربی و جامعه‌شناسانی گفته می‌شود که با گرایشات فرانسوی، مطلب نوشته‌اند. تعریف دقیق این حرکت و تلخیص آن کار دشواری است ولی به شکل عمومی می‌توان گفت که افکار این دانشمندان، توسعه و پاسخ به ساختارگرایی بوده‌است و به همین دلیل پیشوند «پسا» را به آن اضافه کرده‌اند. پساساختارگرایی و پسامدرنیسم بعضاً به جای یکدیگر به‌کار می‌روند.
افرادی مانند ژاک دریدا و میشل فوکو از پیشگامان این مکتب فکری هستند که به نظر عده‌ای به شکل تنگاتنگی با پسامدرنیسم و پدیدارشناسی مرتبط است. این ارتباط تا حدی است که بعضی متفکران مدعی شده‌اند که پساساختارگرایی را می‌توان به شکلی صحیح پسا پدیدارشناسی نامید.


    * اومانیسم
انسان‌گرایی (اومانیسم) (Humanism) مکتبی‌ست فکری که بر پایة آن انسان قادر به انجام هر کاری است و اصل و ریشه هر چیزی به انسان بر می‌گردد. واژه Humanism نهضت فرهنگی فکری است که در خلال دوران تجدید حیات فرهنگی (رنسانس) به دنبال ایجاد رغبت و تمایل جدید نسبت به آثار برجسته یونانی و رومی پدید آمده است. این واژه از واژه لاتینی Humus به معنی خاک یا زمین اخذ شده و از آغاز در مقابل دو امر قرار داشته است: الف)موجودات خاکی و مادی دیگر غیر از انسان، مانند حیوانات. deus Ldivus ب) مرتبه دیگر از هستی; یعنی مجردات در انتهای دوران باستان و در قرون وسطا، محققان و روحانیون، میان divinitas به معنی حوزه هایی از معرفت و فعالیت که از کتاب مقدس نشات می گرفت و ;humanitas یعنی حوزه هایی که به قضایای عملی زندگی دنیوی مربوط می شده است، فرق گذاشتند. و از آنجا که حوزه دوم، بخش اعظم الهام و مواد خام خود را از نوشته‌های رومی و به طور فزاینده یونان باستان می گرفت، مترجمان و آموزگاران این آثار که معمولاً ایتالیایی بودند خود را umanisti یا humanists نامیدند. انسان‌گرایی انسان را مالک همه هستی می‌داند و خاستگاه و فرجام همه‌چیز معرفی می‌کند.


    * مکتب فرانکفورت
در تاریخ ۲۲٫۰۶٫۱۹۲۴ در شهر فرانکفورت آلمان (کنار رودخانه ماین)، انستیتوی تحقیقات اجتماعی - فرهنگی مستقل از دانشگاه گشایش یافت. این مؤسسه تحقیقاتی، اشتهار خود را مدیون جنبش اعتراضی دانشجوئی دهه ۱۹۶۰ میلادی می‌باشد که غیر مستقیم از نظرات مارکس و نگرش انتقادی این مؤسسه (مکتب فرانکفورت) نشأت می‌گرفت. این مؤسسه تحقیقات خود را بر پایه بینش مارکس و فروید از منظر اجتماعی- فلسفی در جوامع سرمایه داری، آغاز و گسترش آن را نقد و بررسی می‌نمود. یکی از معروفترین تألیفات آن به نام «دیالکتیک روشنگری» اثر ماکس هورکهایمر که سالها مدیریت مکتب را به عهده داشت و همکارش تئودور آدورنو، می‌باشد.
پس از گذشت نه سال از تأسیس، مکتب فرانکفورت به دلیل داشتن عقاید مارکسیستی و اعضای یهودی مذهب آن، مجبور به مهاجرت به ژنو (۱۹۳۳/۱۹۳۴) و سپس به آمریکا شد. در سال ۱۹۵۰ میلادی مجددأ به فرانکفورت نقل مکان کرد. طرفداران نسل اول این مکتب عبارت‌اند از: هورکهایمر- آدورنو- اریک فروم- هربرت مارکوزه- فرانس نویمان - بنیامین.
نسل جوانتر مکتب فرانکفورت یورگن هابرماس و آلفرد شمیت هستند. این مکتب از آغاز سال‌های دهه ۶۰ میلادی نقش مهمی در زمینه بررسی و نگرش منقدانه به فرضیه‌های علمی و آموزش و پرورش در چهارچوب نئومارکسیسم داشته‌است.

بهترین متروهای جهان(قابل توجه شهردار تهران)

بهترین متروهای جهان(قابل توجه شهردار تهران)



نگاهی به بهترین متروهای شهری جهان سفر درون شهری که برای اولین بار به آن سفر می کنید، می توانید مثل یک کابوس باشد اما اگر آن شهر دارای یک سیستم حمل و نقل زیبا و قابل اعتماد باشد، قضیه فرق خواهد کرد.اما بهترین مترو ها کجا قرار دارند؟

:سفر درون شهری که برای اولین بار به آن سفر می کنید، می توانید مثل یک کابوس باشد اما اگر آن شهر دارای یک سیستم حمل و نقل زیبا و قابل اعتماد باشد، قضیه فرق خواهد کرد.اما بهترین مترو ها کجا قرار دارند؟

با داشتن امکاناتی چون صندلی های با سیستم گرمایش داخلی، دسترسی به اینترنت بی سیم و تزیینات هنری ایستگاه ها، این سیستم های مترو سفرهای درون شهری را به یک تجربه لذت بخش و هیجان انگیز تبدیل می کنند.

 مترو

سیستم زیرزمینی حمل و نقل لندن، قدیمی ترین در جهان است. با تاسیس در سال 1863، اولین خط الکتریکی آن در سال 1905 بکار افتاد و قطارهای آن بین 207 ایستگاه ساخته شده با سرعت تقریبی 20 مایل در ساعت در حرکت اند. مسئولان شهری لندن اکنون به فکر نوسازی این سیستم و جایگزینی 250 قطار آن افتاده اند. متروی لندن میزبان شخصیت های معروفی چون مارک تواین (نویسنده ماجراهای هاکلبری فین و تام سایر) بوده که وی در سال 1900 جزو اولین مسافران مسیر مرکزی این مترو بوده است.

 مترو

هر چند ممکن است اهالی نیویورک از سیستم متروی شهرشان شاکی باشند، اما نیویورک یکی از برترین متروهای جهان را دارد. با این متروی 24 ساعته تقریبا به هر نقطه از شهر دسترسی آسان خواهید داشت. قطار شهری نیویورک 111 سال پیش افتتاح شد و اکنون لقب بزرگترین سیستم قطار شهری در آمریکای شمالی را یدک می کشد. مسیرهای زیرزمینی متروی نیویورک آنقدر گسترده اند که اگر آن ها را پشت سر هم قرار دهیم، فاصله بین نیویورک تا شیکاگو را پوشش خواهند داد. با داشتن 21 مسیر و 468 ایستگاه، سالانه حدود 1.7 میلیارد نفر با این سیستم سفر می کنند.

 مترو

متروی پاریس با داشتن 245 ایستگاه و 132 مایل مسیر در محدوده ی 40 مایل مربعی پاریس، یکی از چگال ترین و فشرده ترین سیستم های حمل و نقل زیرزمینی در جهان است. با تاسیس در سال 1900، شهرت عمده این مترو ناشی از ورودی های هنری ایستگاه های آن است که بوسیله هنرمندی به نام هکتور گویمارد ساخته شد که البته اکنون اثر کمی از آن ها باقی مانده است. این شهر در نظر دارد تا سال 2040 سیستم قطار شهری خود را به گونه ای گسترش دهد که توانایی میزبانی 1.5 میلیارد نفر مسافر در سال را داشته باشد.

 مترو

سالانه 2.4 میلیارد نفر با متروی مسکو سفر می کنند که این موضوع آن را به شلوغ ترین سیستم قطار زیرزمینی اروپا تبدیل کرده است. ایستگاه های متروی مسکو با تزیین توسط سنگ های مرمر، مجسمه های برنزی و لوسترهای مجلل از زیباترین و هنری ترین نمونه ها در جهان هستند. نقاشی های زیبای آب رنگی کشیده شده بر روی قطارها که در سال 2007 به انجام رسید، زیبایی دو چندانی به این سیستم زیرزمینی داده اند. شهر مسکو قصد دارد تا سال 2020، 90 مایل دیگر به مسیر متروی خود اضافه کند.

 مترو

متروی شهر استکهلم سوئد با طول 68 مایل و دارا بودن مجسمه ها، نقاشی ها و دیگر طراحی های زیبا و استادانه انجام شده توسط بیش از 150 هنرمند، عنوان طولانی ترین نمایشگاه هنری جهان را در اختیار دارد. از دیگر نکات برجسته متروی سوئد میتوان به ایستگاه Kungsträdärden اشاره کرد که شبیه به یک حفره باستان شناسی ساخته شده است.

 مترو

با بهره گیری از وای فای رایگان در تمام طول مسیر و ایستگاه ها و شهرت جهانی اش به پاکی، ارزان بودن و قابلیت اعتماد بالا، متروی هنگ کونگ یکی از مدرن ترین نمونه ها در جهان است. 99.9 درصد قطارهای این سیستم دقیقا راس ساعت مقرر در ایستگاه ها حاضر می شوند و 1.5 میلیارد نفر در هر سال از این سیستم استفاده کرده و عقیده دارند این مترو استاندارد طلایی را در جهان دارد. قطار شهری هنگ کونگ 10 مسیر و 87 ایستگاه داشته و در سال 1979 تاسیس شده است.

 مترو

متروی پکن هر سال 3.2 میلیارد مسافر را میزبانی می کند و از این جهت دومین متروی شلوغ در جهان است. هر ساله مسیرها و ایستگاه هایی بیشتری از این سیستم بهره برداری می شوند تا بتوانند پاسخگوی جمعیت رو به افزایش پکن باشند؛ برای مثال بین سال های 2007 و 2014، 235 مایل و سه ماه پیش حدود 37 مایل جدید در این سیستم به بهره برداری رسید تا طول متروی پکن به 327 مایل (معادل 526 کیلومتر) برسد و آن را به عنوان دومین متروی طویل جهان مطرح کند.

 مترو

با تاسیس در سال 1927، متروی توکیو اکنون سالانه 3.3 میلیارد مسافر را جابجا کرده و شلوغ ترین سیستم حمل و نقل زیرزمینی در دنیاست. علی رغم این شلوغی، سیستم های ایمنی و امنیتی قطارها کیفیت بالایی دارند و هر قطار بدون خلل و بصورت آن تایم رفت و آمد می کند. این سیستم حمل و نقل 102 مسیر داشته و بیش از 200 مایل درازا دارد.

 مترو

با داشتن برخی امکانات تجملی و لوکس چون صندلی های گرمازا و صفحات تلویزیون نمایش دهنده آگهی و اخبار، متروی سئول طرفداران زیادی در سطح جهان دارد. سالانه 2.5 میلیارد نفر با بهره گیری از قیمت های ارزان و مناسب این مترو از آن استفاده می کنند. خط 3 این سیستم شامل آثار مختلفی از سلسله های مختلف کره ای و آثار دیگر هنری قرض گرفته شده از موزه هنری سئول است.

 مترو

درهای متروی بوینس آیرس ابتدائا در سال 1913 گشایش یافت و این موضوع آن را به عنوان قدیمی ترین متروی آمریکای جنوبی مطرح کرده است. اگر با مسیر A این سیستم سفر کنید کماکان می توانید قطارهای قدیمی را ببینید. هم اکنون این مترو 83 ایستگاه و شش مسیر دارد و سالانه 252 میلیون نفر را جابجا می کند.

 مترو

وقتی سازندگان متروی آتن در سال 1992 کار خود را شروع کردند، آن ها در واقع در بزرگترین پروژه حفاری باستان شناسی شهری مدرن را انجام می دادند. در اثنای این حفاری ها، بیش از 50 هزار قطعه تاریخی از سنخ کلاسیک یونانی، بیزانسی و رومی کشف شد که امروزه این قطعات در ایستگاه های متروی آتن به نمایش عمومی درآمده اند. سیستم حمل و نقل زیرزمینی آتن متشکل از سه مسیر و 65 ایستگاه است و تعداد بیشتری مسیر و ایستگاه از آن هم اکنون در حال ساخت اند. حرکت قطارهای این سیستم با سرعت 60 مایل در ساعت، به مسافران این شهر تاریخی این امکان را می دهد که با صرفه جویی قابل توجهی در زمان به مقصد خود برسند.

 

ما از موسیقی حمایت می کنیم


ما از موسیقی حمایت می کنیم

کمپین «من از موسیقی حمایت می‌کنم» با هدف گسترش فرهنگ کپی‌رایت در موسیقی و پرهیز از دانلود غیرقانونی به‌صورت رسمی آغاز به کار کرد.
به گزارش خبرآنلاین، این پروژه با نوشته‌ای از کیهان کلهر، آهنگساز و نوازنده سرشناس کمانچه و با حمایت تعداد قابل‌توجهی از اهالی موسیقی فعالیت خود را رسما شروع کرده است. کلهر در این یادداشت که برای جلب حمایت عمومی از این کمپین نوشته، آورده است: «برای اینکه موسیقی قدرت و قوت بگیرد، در راه بهبود و پیشرفتی واقعی، مستقل باشد و بتواند روی پای خودش بایستد، نخستین قدم این است که چرخه‌ مالی سالم و کارآمد در موسیقی کشور فراهم شود. شرایطی که هنرمند بتواند از حرفه‌اش ارتزاق کند. دستیابی به چنین هدفی به نگاه مخاطبان و عموم مردم به کالای فرهنگی وابسته است. باید فرهنگ «به رسمیت شناختن حقوق صاحبان آثار» و فهم پیوندی که بین رشد موسیقی با اقتصاد آن وجود دارد، بین عموم مخاطبان جا بیفتد.»  کلهر در ادامه پیشنهاد کرده است: «نخست تا جای ممکن از دانلود و کپی غیرقانونی موسیقی پرهیز کنیم. دوم به این کمپین بپیوندیم و سوم اینکه دیگران را به عضویت در آن تشویق کنیم تا به این طریق، دامنه‌ تاثیر آن گسترش پیدا کند و حرف‌ها و هدف‌هایش با صدای بلندتر به گوش دیگران برسد. هر کاری از دست‌مان بر می‌آید بکنیم تا صدای موسیقی ایران بلندتر شود.»

قهرمان واقعی دوست داریم

قهرمان واقعی دوست داریم



فکر می کردم قهرمان ها چهار شانه و ورزشکارند...

فکر می کردم قهرمان باید با هیولا بجنگد...

اما روزی پیرمردی را دیدم...

نه چهار شانه بود و نه ورزشکار

نه جرات مقابله با هیولا داشت و نه توانش را

اما قلبی بزرگ و قامتی برافراشته داشت...

او قهرمان بود...

او نامی ب عظمت اسم پدر داشت...

"

دلایل ساختاری خشونت در جهان (تالیافرو استاد دانشگاه اکسفورد)

دلایل ساختاری خشونت در جهان (تالیافرو استاد دانشگاه اکسفورد)


فیلسوف برجسته معاصر و عضو انجمن فیلسوفان آمریکا به بررسی دلایل ساختاری وقوع حادثه 11 سپتامبر و چگونگی رفع خشونت ساختاری در نظام بین الملل پرداخته است.

با وجود گذشت 13 سال از حادثه 11 سپتامبر اما دکترین مبارزه با ترور توانست تروریسم را از بین ببرد. در واقع تا زمانیکه که دکترین مبارزه با تروریسم نتواند میان حقوق بشر و "امنیت انسانی" تعادل ایجاد کند شاهد وجود زمینه های ترور هستیم.

نظر به اهمیت این موضوع و برای بازبینی این واقعه آرا در گفتگویی با پروفسور "چارلز تالیافرو" به بحث گذاشتیم که در ادامه از نظر می گذرد.

چارلز تالیافرو استاد دانشگاههای آکسفورد، کلمبیا، پرینستون، کلمبیا و نتردام آمریکا بوده است. تالیافرو در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنت اولاف در مینه‌سوتای آمریکاست.  راهنمای آکسفورد درباره الهیات، راهنمایی مقدماتی بر زیبایی شناسی، تصویر در ذهن، فرهنگ فلسفه دین، تاریخ مختصر روح، راهنمای راتلج درباره خداشناسی و راهنمای مقدماتی فلسفه دین از جمله آثار وی به شمار می‌روند. او از فیلسوفان برجسته معاصر به شمار می‌رود که در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانش آموخته دانشگاه براون و هاروارد است. وی عضو انجمن فیلسوفان امریکاست.

دلایل اصلی رخداد 11 سپتامبر چیست؟

تالیافرو: پاسخ به این پرسش سخت و دشوار است. دلیل فوری برای این اقدام و طرح این است که 19 نفر مرد باعث مرگ بالغ بر 3000 نفر انسان شدند.

بن لادن هم در ویدئویی که در سال 2004 منتشر کرد اعلام کرد که مسئولیت این حمله را بر عهده می گیرد. بر این اساس این دلیل خوبی بود تا همه چیز را بپذیریم.

اما اگر بخواهیم به دلایلی که باعث به وجود آمدن حادثه 11 سپتامبر شد بپردازیم دلایل زیاد و گوناگونی را باید برشمرد.

اما من یک شرط و دلیل را عامل اصلی مشروعیت بخشیدن به ترور می دانم. با مرور تاریخ جهان تقریباً هیچ عصر و دوره ای وجود ندارد که افرادی یا گروهی از افراد علیه هم و یا علیه گروهی خشونت اعمال نکرده باشند.

در واقع شرایط و زمینه هایی وجود دارند که چنین خشونتها را باعث می شوند. می خواهم مثالی بیاورم.

فرض کنید با یک خشکسالی مواجه شده ایم. در این صورت درختها خشک می شوند در این صورت افروختن یک کبریت کوچک هم می تواند باعث به وجود آمدن یک آتش سوزی گسترده و خسارات فراوان شود. در واقع آنچه باعث آتش سوزی می شود یک دلیل کوچک و ساده است و آن یک کبریت است.

ولی اگر باران می بارید دیگر این کبریت نمی توانست باعث آتش سوزی شود و خسارات زیادی به بار آورد.

به لحاظ جهانی ما در یک خشکسالی اخلاقی و دینی به سر می بریم. اگر جهان در شرایطی قرار داشت که در آن احساس وفاداری به عدالت نسبت به افراد، ملتها و نسلها زیاد بود در این صورت اگر حادثه 11 سپتامبر رخ می داد باید تعجب می کردیم و جهانیان اذعان می کردند پدیده ای عجیب را دیده اند.

در این صورت جهانیان گرد هم می آمدند و برای بازسازی شرایطی که باعث وقوع چنین حوادثی شده با یکدیگر بحث و گفتگو می کردند.

که چنین احساسی وجود ندارد!

اما آشکار چنین احساس جهانی از برقراری عدالت وجود ندارد و حوادثی چون 11 سپتامبر در نتیجه سلسله علل و عواملی رخ می دهد که برخی از آنها ممکن است منجر به حوادثی شود که تاکنون نیز سابقه نداشته است.

از زمان حادثه 11 سپتامبر 13 سال می گذرد. در طی این سالها بر اساس دکترین جورج بوش شاهد مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا بوده ایم. چرا جامعه جهانی و به ویژه این دکترین و اجرای آن نتوانسته است به از بین بردن آنچه عوامل ساختاری تروریسم نامیده می شود منجر شود؟

پرسش خوبی است. من شرایطی که منجر به تروریسم می شود و احتمال آنرا افزایش می دهد به طور خلاصه برشمردم. فقدان اجماع در خصوص عدم خشونت و کاهش نفرت در سطح جهان از جمله عواملی است که می توانیم آنها را دلایل ساختاری بنامیم.

تصور می کنم که ایالات تحده آمریکا باید آموزش و تعلیم و تربیت را مورد توجه قرار دهد. همچنین باید بهداشت و سلامت عمومی را در کشور خود ارتقا دهد و از خشونت در مناطق مختلف جهان که در آن حضور دارد بپرهیزد.

آمریکا نباید از حکومتهای فاسد حمایت کند. در حال حاضر اقداماتی که آمریکا در عراق و جاهای دیگر انجام می دهد مستعد به وجود آوردن گروههای افراطی می شود.

چرا راه حلهای ارائه شده توسط آمریکا برای مبارزه با ترور تاکنون جواب نداده است؟

سیاستهای آمریکا برای حل مسائلی که در آنها درگیر است مبتنی بر سیاستهای نظامی است. در این سیاستها افراد غیر نظامی و شهروندان آن مناطق نیز کشته می شوند. در واقع راه حل نظامی برای مسائل و مشکلات جهانی چاره ساز نیست.

شاید آمریکا در جنگ علیه ترور دستاوردی هم داشته، ولی آنچه مسلم است این است که برای اطمینان حاصل کردن از برقراری عدالت در سطح جهان باید به جوامع سیاسی و راه حلهای سیاسی توجه داشت و نه نظامی.

یکی از مسائلی که در بحث تروریسم و عمدتا در بحث خشونت مورد غفلت قرار می گیرد بحث دلایل و زمینه های "خشونت ساختاری" است. در واقع عمده راه حلها برای مبارزه با ترور و خشونت به زدودن دلایل خشونت ساختاری بی توجه هستند. شما تصور می کنید عمدتا چگونه می توان با خشونت ساختاری در سطح جهانی مبارزه کرد؟

تصور می کنم در بلندمدت آنچه می تواند نهایتا منجر به رفع خشونت ساختاری شود "آموزش" است.

این آموزش باید برای همه طیفهای مردم وجود داشته باشد. آموزش باید برای گروههای دینی، مذهبی و نژادی، اجتماعی و ... وجود داشته باشد تا از رهگذر این آموزشها بدانند هویتها می تواند متفاوت و گوناگون باشد و مدارا و بردباری نیز می تواند راهی جایگزین برای خشونت باشد.

این موضوع می تواند به منجر به حرکتهایی دینی یا اخلاقی شود که از طریق آن افراد از منافع شخصی و فردی خود دست بکشند و یا حتی با حفظ منافع فردی، منافع گروهی و اجتماعی و جهانی برای آنها تعریف کرد.

مردم عدمتا به خشونت و ترور زمانی روی می آورند که شرایط زندگی آنها به گونه ای نیست که کامیابی و آرامش برای آنها داشته باشد. بعضی هم در نتیجه تعالیم غلط و افراطی ممکن است کشتن انسانها را برای خود رسالت بدانند.

اما این تعالیم هنگامی که آموزش و تعلیم و تربیت درست وجود داشته باشد نمی تواند افراد را جذب خود کند.