بنگاههای اقتصادی و مسولیت اجتماعی که فراموش شده است.
وقتی که پرسش از مسئولیت اجتماعی بنگاههای اقتصادی به میان میآید اولین چیزی که به نظر من میرسد این است که هر زمان این بنگاهها به مسئولیت و رسالت و فلسفه وجودی خود در حوزه اهداف خود درست عمل کنند درواقع در جهت کمک به اجتماع و اقتصادحرکت میکنند. یعنی اولین وظیفه بنگاه اقتصادی افزایش تولید و افزایش ثروت است و همین افزایش ثروت به طور خود به خود در جهت کمک به جامعه و بهبود حال آن جامعه است.
در واقع من اهداف اقتصادی و مسئولیت اجتماعی شرکتها را در راستای هم میبینم و جدا از هم نیستند. وقتی به عملکرد شرکتهای بزرگی چون مرسدس بنز، فیات و .... توجه میکنیم این بنگاهها به درستی و دقت در جهت بهبود تولید، کیفیت و افزایش بهرهوری و ثروت تلاش میکنند و هر جا هم که به سراغ اجتماع میروند در جهت اهداف خود یعنی فروش و تولید و تبلیغ برای بنگاه خود هستند. یعنی اینکه این شرکتها میخواهند محصولات آنها به فروش برسد. اما مسئله بعدی این است که وقتی این شرکتها درست سازماندهی شده باشند، خودگردان باشند، به لحاظ عملکرد شفاف باشند خودبهخود عمل به مسئولیت اجتماعی خود یعنی بهبود وضع اقتصادی جامعه و در سطح کلان بهبود وضع اقتصادی کشور هستند و هیچ رسالتی سنگینتر از این نیست که بنگاه اقتصادی به روند توسعه و تولید کمک کند.
شرکت ها در طراحی موفق برای محیط کا ر کارمندان(عکس ها فریاد می زنند از زیبایی)
یک خبر، سه چهره
نگاهی به ازدواج سفید
یک تب گذرا را تبدیل به یک معضل نکنیم
اشرف بروجردی *
مشکلات
مادی و بسیاری از مشکلات دیگری که پیش روی جوانان ما قرار دارد باعث شده
تا بخشی از جوانان با استفاده از همین پدیده به رفع نیازهای عاطفی خود
بپردازند. بسیاری بر این باورند که دولت باید جلوی چنین پدیده یی را بگیرد
ولی تجربه نشان داده دخالت دولت در امور خصوصی اوضاع را بدتر خواهد کرد چرا
که اجبار، نوعی واکنش مقاومتی به همراه دارد و دخالت دولت و تعیین حد یا
حتی مجازات برای چنین پدیده یی می تواند نسل جوان ما را نسبت به این موضوع
حریص تر کند. من معتقدم پدیده ازدواج سفید یک تب گذرا در جامعه ایران است و
اگر از کنار آن بگذریم به مرور فروکش خواهد کرد.
*نماینده سابق مجلس
سختگیری درباره ازدواج موقت به ازدواج سفید منجر شد
حسن موسوی چالک **
در
برخی کشور ها جهان از «ازدواج سفید» به عنوان «هم باشی سیاه» یاد می کنند و
بر اساس این نوع ارتباط خانواده هایی شکل می گیرند که افراد ارتباط حقوقی
با یکدیگر ندارند اما به عنوان زن و شوهر با هم زندگی می کنند. رواج این
دست روابط تشکیل خانواده را با چالش روبه رو می کند و عملافرصتی را برای
فرار از مسوولیت تشکیل خانواده فراهم می آورد. علاوه بر اینها زن ها در این
زمینه بسیار آسیب می بینند. شرایط اقتصادی هم در رواج این دست روابط موثر
است. ظهور و بروز و گسترش چنین روابطی تهدیدی جدی برای بنیان خانواده است و
از طرفی سبب می شود، مساله افزایش نرخ رشد جمعیت جدی گرفته نشود و اجرای
صحیح سیاست های جمعیتی را با مشکل روبه رو خواهد کرد. معتقدم اگر نسبت به
ازدواج موقت که امری شرعی است این گونه سختگیری نمی شد شاید اصلاشاهد چنین
رفتار هایی نبودیم.
**رییس انجمن مشاوران و مددکاران اجتماعی خردگرایی باعث می شود تا راه سومی پیدا شود
خردگرایی باعث می شود تا راه سومی پیدا شود
سیدعلی آذین ***
کشور
ما به لحاظ جامعه شناسی در یک مرحله گذار به سر می برد. تسهیل ارتباطات در
دنیای ماهواره و فضای مجازی شیوه های جدیدی از رفتار و سبک زندگی را به
سرعت در معرض دید همه نسل ها به ویژه نسل های جوان تر قرار می دهد.
برخوردهای متفاوتی با این شرایط محتمل است. مثلاً حاکمیت می تواند صرفا
نظاره گر باشد و تحولات را تعقیب کند یا از همه ابزارهای ممکن برای کنترل
این تغییرات و رفتار مردم به هرقیمتی استفاده کند. در اغلب کشورهای
پیشرفته، خردگرایی باعث می شود تا راه سومی انتخاب شود: یعنی مسوولان امور
مختلف در برابر این تغییرات نه تسلیم محض هستند و اجازه می دهند هر آنچه که
می خواهد پیش آید و نه از هر راهکاری برای کنترل مطلق تغییرات اجتماعی
استفاده می کنند. به عبارتی با مداخلات علمی و مبتنی بر بهترین شواهد تلاش
می کنند که تغییرات، سمت گیری بهتری داشته باشند و آنجا نیز که مداخلات با
حقوق شهروندی منافات پیدا می کند حداقل احتمال پیامدهای با آسیب بیشتر را
تقلیل دهند. متاسفانه در کشور ما کمتر تلاش شده تا به این شکل با تحولات
اجتماعی برخورد شود. کاستن از این میزان مستلزم اصلاحات اساسی در شرایط
اقتصادی، فرهنگی، اشتغال و شاید از همه مهم تر استانداردهای اخلاقی در کشور
است. در غیاب چنین مسیری یا در شرایط کند بودن حرکت کشور به این سمت، لازم
است در کوتاه مدت با فرهنگ سازی و آموزش، کاری کرد تا جوانان با دیدی حساب
شده تر و نقاد به این موضوع و پیامدهای آن بنگرند و در این خصوص دستگاه
های مختلفی باید به وظیفه خود عمل کنند. مهم اینجاست که توجه داشته باشیم
هرگونه برخورد احساسی و غیرکارشناسی با این مساله علاوه بر آنکه استقبال از
این شیوه زندگی را کم نمی کند تنها به بی اعتمادی بیشتر جوانان به نهادهای
فرهنگی و قانونی منجر خواهد شد. شخصاً معتقد هستم که پدران و مادران در
این خصوص می توانند تاثیرگذاری بهتری بر جوانان داشته باشند به شرط آنکه
بتوانند خودشان از مشاورین خبره بهره مند شوند.
***متخصص پزشک اجتماعی و سلامت جنسی
جامعه زنده و پویا و ویژگیهای آن(30 ویژگی)
یادداشت دکتر محمود سریع القلم برای عصرایران
ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند: از قاعده مندی رقابت تا اعتماد عمومی و از مدت زمانی که صرف پروژه های عمرانی می شود تا بهداشت دهان و دندان... .
دکتر محمود سریع القلم ، در یادداشتی که برای عصرایران
نوشته ، 30 ویژگی یک جامعه زنده را بیان کرده است. این استاد دانشگاه،
پیشتر در نوشتارهای جداگانه ای 30 ویژگی شهروندان و 30 ویژگی سیاستمداران مطلوب را به رشته تحریر در
آورده که در عصرایران منتشر شده است.
ویژگی مهم این سلسله نوشته ها ، کد گذاری آنهاست به گونه ای که هر کدام از ویژگی
ها، بخشی از یک فرایند مهم در جامعه را نمایندگی می کند.
به نوشته دکتر سریع القلم، جامعه ای زنده است ... :
1. که در عرصه های اقتصاد، هنر، علم، سیاست، میان شهروندان
رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
2. که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده
باشد
3. که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
4. که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه
ساخته شده باشد
5. که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6. که حداکثر هزینه های غذا و مسکن، 35 درصد درآمد شهروندان
باشد
7. که در فرودگاه های آن، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی
خارجی تردد کنند
8. که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند، اتومبیل خود را
کاملاً متوقف کنند
9. که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد
10. که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل
نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند
11. که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی
مالی عادت کرده باشند
12. که تکمیل پیچیده ترین طرح های "عمرانی" در آن،
حداکثر 3 سال به طول انجامد
13. که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند
14. که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده
باشد
15. که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید، حتی یک
واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند
16. که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد
17. که شهروندان نظافت محیط عمومی، خیابان ها، جاده ها و سواحل
را با نظافت محل سکونت و اتومبیل خود مساوی بدانند
18. که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد
19. که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند
20. که دستگاه های اجرایی آن با fact تحلیل کنند و
نه با تخیل
21. که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد
22. که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های
اجتماعی ، لذت ببرند
23. که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر
باشد
24. واژه های "ببخشید "، "عذر می خواهم" و
"اشتباه کردم" به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد
25. که شهروندان آن، دندان های سالم داشته باشند
26. که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن، پی آمدی
نداشته باشد
27. که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی
مرتب در تعامل باشند
28. که وقتی پلیس راهنمایی، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف
می کند، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس
29. که حفظ تعالی، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت
داشته باشد
30. که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته
باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند.
برای بحران خشکسالی راهکارهای عبور از بحران چیست؟
این یک واقعیت بسیار جدی است: ادامه خشکسالی و
بحران های زیست محیطی، "تغییرات ساختاری" در کشورهای مبتلا به آن ایجاد
خواهد کرد. اگر کمی واقع بین باشیم و نگاه هیجانی به توسعه را کنار بگذاریم (منظور
مدیران و افرادی هستند که خروج پرفشار آب از دریچه سدها را به عنوان توسعه در
تلویزیون ها نشان می دهند) حقیقت، تکان دهنده تر از آنی هست که فکرش را می کنیم.همین چند روز پیش در خبرها آمده بود که فرماندار کالیفرنیا به دلیل ادامه خشکسالی در بیشتر مناطق آن ایالت، هزینه آب برای مصارف خانگی و کشت را برای مردم 20 برابر کرده است، یا در کراچی پاکستان به دلیل مشکلات کمبود آب و نزولات آسمانی کارخانه فولاد را تعطیل کرده اند. در انگلیس برای آبیاری چمن حیاط منازل جریمه سنگین تعیین شده و مثال های دیگر.
ما در کشورمان چشم انداز توسعه
20ساله تعریف کرده ایم و طبق اهداف تعیین شده تا سال 1404 می بایستی پیشرفته
ترین کشور منطقه باشیم. این در حالی است که ادامه خشکسالی ها در بخشی از کره زمین و از جمله ایران،
برنامه های توسعه را تحت تاثیر جدی قرار خواهد داد.
پیشنهاد مشخص ما تدوین مجدد
برنامه، نه از نوع برنامه های توسعه پنج ساله، بلکه برنامه های کوتاه مدت یکساله
برای رشد اقتصادی است که مشکل اشتغال و رکود را نیز حل کند. تعطیلی یا محدودسازی جدی
برنامه های توسعه کشاورزی و صنایع سنگین هر چند تلخ اما بی هیچ تعارفی ضروری است.
طبق آمار موجود، بخش کشاورزی سهمیه ای حدود 42میلیارد متر مکعب آب را
در سال مصرف می کند (معادل 85 درصد موجودی منابع آبی کشور) در صورتیکه سهم همین
بخش در تولید ناخالص ملی حدود 12درصد است.
واقعا در این شرایط بحرانی،چه دلیلی دارد این همه منابع آبی را عملا جایی مصرف کنیم که کمترین بازدهی مثبت در توسعه اقتصادی را دارد، مثلا در استان فارس که سال هاست از کم آبی و خشکسالی در رنج است، چه ضرورتی ایجاب می کند که از عمق صدها متری زمین و خاک های از تشنگی تفتیده و با هزینه ای بسیار بالا آب استخراج کنیم و صرف تولید هندوانه و صیفی جات کنیم؟
چه ضرورتی به ما دیکته می کند که در استان های بی آب و کم آبی مانند اصفهان، یزد، کرمان، خراسان و ... صنایع فولاد، صنایع سنگین، مجتمع های بزرگ تولیدی و تجاری "آب بَر" تاسیس و راه اندازی کنیم؟
اگر نگاهی از دریچه توسعه ملی و نه منطقه ای به این برنامه های صنعتی داشته باشیم باید بپرسیم چرا صنایع سنگین آب بر، به مناطقی مانند چابهار، بندرجاسک و سایر کرانه های دریای عمان و خلیج فارس منتقل یا تأسیسات جدید در این مناطق احداث نمی شوند؟
همان طور که ذکر شد، پیشنهاد مشخص ما تحدید یا حتی تعطیلی - ولو مقطعی - صنایع آب بر غیرلازم و غیرضروری مانند صنایع فولاد و اتومبیل سازی است و نیز تغییر سریع الگوی کشت در مناطق کم آب. اگر این کار به زودی و با شجاعت تمام انجام نگیرد، متاسفانه شاهد اثرگذاری خشکسالی در صنایع نفت، پتروشیمی و گاز و برق که سهم زیادی در تولید ناخالص ملی دارند، خواهیم بود.
پیشنهاد دیگر ما، تدوین استراتژی
توسعه همه جانبه و ایجاد اشتغال پایدار از طریق گرایش به "اقتصاد
شبکه" درعصر انقلاب فناوری اطلاعات است.
اقتصاد دیجیتال یعنی بهره گیری از
دستاوردهای فناوری اطلاعات، که انقلابی در کسب و کار جدید پدید آورده و می تواند
گره گشای بسیاری از مشکلات مانند بیکاری، آلودگی محیط زیست، تشنجات اجتماعی و ...
باشد.
در حال حاضر کمپانی هایی مانند مایکروسافت، اپل، گوگل، فیس بوک، علی بابا و
... صدها هزار شغل بوجود آورده اند. در ایران هم می توانیم با توجه به مشکلات
خشکسالی صنایع نرم افزار و تکنولوژی اطلاعات را با همکاری کمپانی های بزرگ بین
المللی راه اندازی و توسعه دهیم و صدها هزار شغل در پنج سال آینده بوجود آوریم و تربیت
هزاران تکنیسین ماهر را جزو برنامه های خود قرار دهیم. تکنولوژی و فناوری اطلاعات
می تواند در دهها صنعت دیگر مانند خودروسازی و بوجود آمدن شرکت بزرگ
خدمات فنی و مدیریتی کمک حال ما و جهانیان باشد. در کنار آن صنعت توریسم، صنایع
دستی، صنعت موسیقی، صنعت فیلم و ... می تواند جایگزین خوبی برای صنایع تعطیل شده با
هدف بالابردن تولید ناخالص ملی و ایجاد اشتغال پایدار باشد.
مثال های زیادی در این
رابطه می توان زد، از بالارفتن سهام مایکروسافت و گوگل گرفته تا پذیرفته شدن سایت
فروش بازرگانی اینترنتی علی بابا در وال استریت.فراموش نکنیم که
صنعت IT بسیار اشتغال
زاست، به شرطی که زیرساخت آن از جمله داشتن اینترنت پرسرعت با استاندارد جهانی،
آماده گردد.
بدیهی است که همه این تحولات نیروی انسانی کارآمد می
خواهد و لذا می توان نیروهای بیکار شده از رهگذر محدودسازی کشاورزی و صنایع
آب بَر را در یک بازه زمانی در تخصص های گوناگون از IT گرفته تا توریسم
اموزش داد و زیر ساخت انسانی را فراهم ساخت.
انرژی های تجدیدپذیر و از جمله
انرژی خورشیدی می تواند در استراتژی توسعه درازمدت کشور سهمی بسزا داشته باشد،
آخرین اخبار حاکی از این است که تاسال 2018 میلادی بیش از پنجاه درصد برق مورد نیاز
اتحادیه اروپا از محل تولید نیروگاههای خورشیدی مستقر در صحرای غربی آفریقا تامین
خواهد شد. کویرهای خشک لوت، نمک و حتی بستر دریاچه سابق ارومیه (در صوتر عدم احیا) می تواند بستری برای
احداث و توسعه نیروگاههای انرژی خورشیدی باشد.
توسعه توریسم که منبعی بی
نهایت برای درآمدزایی است نیز می تواند و باید در دستور کار جدی قرار
بگیرد. توریسم، بخشی از آینده گریزناپذیر ماست.
بدیهی است که میان آرزوها و رسیدن
به آن، دره عمیقی وجود دارد که تنها با سلاح علم، آگاهی، جهان بینی بالا، تعامل با
همه کشورهای جهان و تلاش شبانه روزی پر خواهد شد.
ما در این راه نیاز به اصلاح جدی
وضعیت آموزش و پرورش و آموزش عالی داریم ولی آنها متاسفانه به بنگاه های
تولید انبوه مدرک تبدیل شده اند،بدون اینکه کمترین دانش آموخته دارای مهارت کافی
تربیت کنند.
تعداد بالای مراکز آموزش عالی و داشتن رقم میلیونی دانشجو، لزوما به
مفهوم توسعه یک کشور نیست، توسعه دانشگاهها و تشکیل رشته های تحصیلی بایستی در
چارچوب برنامه های استراتژی توسعه درازمدت اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی یک
کشور تبیین و تعیین شود.
پیشنهاد می کنیم که بی هیچ غروری، الگوی توسعه اقتصادی ترکیه و هند و مالزی در 20سال اخیر مدنظر جدی قرار گیرد، ما پیشنهاد می کنیم برای کم کردن حجم دولت و در نتیجه کاهش بار مالی دولت، شرکت های دولتی منحل گردند و بانکها و نهادهای دیگر حق بنگاه داری نداشته باشند، تا بخش خصوصی نیمه جان کشور بتواند دراین دوران بسیار سخت نقشی به عهده بگیرد.
یک پیشنهاد ساده هم به صدا و سیما داریم، در سه سال گذشته که خشکسالی شروع شده، صدا و سیما نه تنها بصورتی جدی عمق بحران را نشان نداده، بلکه گاهی اگر قطراتی باران یا برف در استان های شمالی می بارد در تمام شبکه ها به صورتی گسترده نشان داده می شود و مردم هم تصور می کنند بحران خشکسالی و کم آبی حل شده است!
ما در مرحله بسیار دشوار حضور در دوران خشکسالی، که حداقل دو دهه دیگر ادامه خواهد داشت، هستیم و نیاز به همکاری همه ارکان اداره کننده کشور داریم. باور کنیم که با همدلی و هماهنگی حکومت و مردم می توان این مشکل را به فرصت تبدیل کرد. ما می توانیم با شجاعت صورت مساله را توسط مسؤولان ارشد کشور به مردم و به صورتی رو در رو در تلویزیون (مجری لازم نیست) طرح و روزهای سختی که در سال های خشکسالی در پیش داریم صادقانه در میان گذاریم و برای عبور کم خطر و پر سود از این بحران استمداد کنیم. باور کنید انقلاب دیجیتال می تواند به کمک توسعه ایران هم بیاید، اگر واقعا بخواهیم. شانس همیشه با شجاعان و عقلانیت گرا ها است.
*استاد دانشگاه، فعال محیط زیست، کارآفرین و رئیس مرکز مطالعات عصر ایران