وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

در عصر جدید اندیشه را نمی شود به بند کشید



 در عصر جدید اندیشه را نمی شود به بند کشید

چوب الف 
اندیشه به بندکشیدنی نیست


نویسنده: دیبا داودی



    
    1- رستگاری در شائوشنگ فیلمی است در ستایش امید از پنجره کتاب. جایی که سختی هرقدر بیشتر باشد، بیشتر به کتاب و خواندن نیاز داریم برای اینکه نفس هایمان رنگ امید بگیرد و رنگ آینده.
    
    2- «اندی» قهرمان داستان به ناحق اسیر زندانی می شود که رهایی از آن ممکن نیست. زندانیان ملغمه یی از جنایتکاران ناامید یا آدم های مایوس زار و نزار هستند. هیچ روزنه یی به فردایی روشن گشوده نیست. تا آنکه اندی پا به کتابخانه می گذارد: کتابخانه یی کوچک، محقر و بلااستفاده.
    
    3- «اندی» تصمیم می گیرد کتاب، کتابخوانی و کتابخانه را گسترش دهد تا شاید امید، آگاهی و زنده دلی به زندان و زندانبان و زندانی بازگردد. او هفته یی یک نامه به مسوولان می نویسد و تقاضای بودجه و کتاب برای تجهیز کتابخانه می کند: سه سال بی خستگی هر هفته یک نامه.
    
    4- مسوولان می خواهند از شر نامه های اندی خلاص شوند. 200 دلار و چند کتاب دست دوم نخستین و به زعم مسوولان آخرین پاسخ برای اندی است. او همین 200 دلار و چند کتاب را دستمایه می کند و این جمله را به مورگان فریمن «رد» می گوید: «از فردا هفته یی دو تا نامه می نویسم.»
    
    5- «اندی» دلزده نمی شود. از پا نمی نشیند. بعد از مدتی مسوولان دربرابر باور «اندی» به کتاب و خواسته اش تسلیم می شوند. این بار رقمی قابل ملاحظه به صورت مقرری در نظر گرفته می شود.
    
    6- کتابخانه گسترش می یابد. کتاب رونق می گیرد. امید به ذهن تک تک محبوسان راه می جوید. کتاب می شود پلی بین دنیای تیره و تار سلول و دنیایی که در آن مرزی نیست: دنیایی که در آن خیال خود معجزه است.
    
    7- «رد»، «اندی» برنده مقابله کتاب با میله و دیوارند. مگر می شود اندیشه را به بند کشید؟
    

    8- «اندی» به رستگاری می رسد. باورش به کتاب، ایمانش به اخلاق و پایداری اش نسبت به امید او را رستگار شائوشنگ می کند.
   

افتخاری دیگر برای پاکترین دولت مهرورز تاریخ ایران(فساد اقتصادی 144 )!؟


افتخاری دیگر برای پاکترین دولت مهرورز تاریخ ایران(فساد اقتصادی 144 )!؟

طی هشت سال گذشته: در فساد اقتصادی از میان 177 کشور 144 شدیم

اقتصاد > اقتصاد کلان - آمارهای نشان می دهد که طی سال های گذشته، یک نفر از هر 4 نفر در جهان، رشوه پرداخته می کند. رشوه پرداختی طی یک سال یک تریلیون دلار بوده است.

 

فریده عنایتی: سازمان شفافیت بین‌الملل (Transparency International) آمار رواج فرهنگ رشوه دادن و فساد مالی را هر سال در کشورهای دنیا منتشر می کند. در دولت محمد خاتمی، ستادی با عنوان ستاد سلامت نظام اداری و مقابله با فساد ایجاد شد که ماموریتی گسترده برای آن تنظیم شده بود اما از این ستاد و برنامه های اجرا شده آن، هیچ گزارشی منتشر نشد.

عدم انتشار آمار فساد اداری در ایران تاجایی پیش رفت که چند سال پیش، سازمان شفافیت بین الملل اعلام کرد به طور مشخص از سال 1384 به بعد و از زمانی که ترکیبی پیچیده در طیف وسیعی از سیاست های اقتصادی نادرست در دستور کار اقتصاد ایران قرار گرفت، بی سابقه ترین سطوح فساد هم در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است. بعد از این اعلام آمار فساد اداری در ایران، به سفارش فرهنگستان علوم، مطالعه ای در زمینه فساد با سرپرستی دکتر فرامرز رفیع پور صورت گرفت که به روشنی نشان داد، برآورد های سازمان شفافیت بین الملل بسیار سهل گیرانه و خوشبینانه بوده است. به عبارتی فساد اقتصادی در ایران، بسیار بیش از آن چیزی است که آن سازمان اعلام کرده بود.

آمارهای نشان می دهد که طی سال های گذشته، یک نفر از هر 4 نفر در جهان، رشوه پرداخته می کند. رشوه پرداختی طی یک سال یک تریلیون دلار بوده است. سال 2013، ایران در بین 177 کشور دنیا، با نمره 25، رتبه 144 را از آن خود کرده بود. در این سال دانمارک با 91 امتیاز، اولین کشوری بود که در آن کمترین فساد مالی و اقتصادی اتفاق می افتاد. همچنین آخرین کشور، سومالی بود که امتیاز در این نوع فساد، 8 بوده است.



ویژگی فرهنگ توسعه


ویژگی فرهنگ توسعه

چرا دروغ؟
 
مهدی پازوکی
 

در صورتی که توسعه را به یک درخت تشبیه کنیم ریشه آن فرهنگ است که فرهنگ توسعه‌ای نیز دارای یکسری از ویژگی‌ها‌ست؛ یدر مورد صحبت‌های اخیر رئیس‌جمهور و اینکه نمی‌توان با زور و شلاق مردم را به بهشت برد باید گفت یکی از ویژگی‌های جامعه توسعه‌یافته به لحاظ اقتصادی و فرهنگی باور به آزادی است. در صورتی که توسعه را به یک درخت تشبیه کنیم ریشه آن فرهنگ است که فرهنگ توسعه‌ای نیز دارای یکسری از ویژگی‌ها‌ست؛کی از این ویژگی‌ها، حاکمیت نگرش علمی بر باورهای فرهنگی است یعنی برای هر اتفاق در جامعه به دنبال دلیل می‌گردد. باور فرهنگی بر آزادی انسان‌ها دومین ویژگی‌ای است که جامعه توسعه‌یافته دارد. با توجه به اهمیت حق انتخاب برخی از اقتصاد‌دانان «علم اقتصاد» را «علم انتخاب» می‌دانند. براساس ادبیات اسلامی، انسان موجودی است، مسئول در مقابل خویشتن خویش و خدای خویش. یکی از ویژگی‌های توسعه اقتصادی قدرت انتخاب افراد است و بنابر گفته مرحوم مطهری اگر کسی مارکسیسم درس می‌دهد باید به مبانی آن نیز اعتقاد داشته باشد. هر جا که از طریق تجارت و بازرگانی اسلام ورود پیدا کرد ماندگار شد همانگونه که در مالزی و اندونزی مردم به اسلام کاملا مقیدند. به عنوان مثال دو کشور در شرق آسیا به عنوان کره‌شمالی و کره‌جنوبی که دارای یک فرهنگ و زبان واحد هستند در سال 1951 از هم جدا شدند و لی دو کشور دارای دو گونه مدیریت اقتصادی هستند،پس از جدایی به لحاظ نوع حاکمیت کره‌جنوبی مبتنی بر مدیریت علمی توانست جزو 15 اقتصاد بزرگ جهان قرار گیرد و کره شمالی جزو فقیرترین کشورها. این در حالی است که امروز کره جنوبی بالغ بر 200میلیارد دلار صادرات دارد. بنابراین حرف رئیس جمهور از یک پشتوانه علمی برخوردار است چرا که جامعه ما نیاز به نشاط دارد. یکی از ویژگی‌های فرهنگ مناسب توسعه توجه معقول به دنیا و دوری از ریاضت نامعقول است و اینکه باید به مواهب دنیا نیز توجه شود.ایجاد رفاه، از بین بردن فقر و توسعه درآمد‌ها از وظایف اصلی دولت‌هاست و ضرورت دارد تا وضع زندگی مردم در جهت اهداف توسعه رهنمون شود.چرا زمانی که دروغ در اسلام جزو گناهان کبیره است برای ثبت‌نام مجدد یارانه ۶۰درصد مردم اعلام کرده‌اند خانه ندارند؟! این در حالی است که براساس گزارش مرکز آمار از ۲۱ میلیون خانوار ایرانی ۲۰ میلیون دارای ملک شخصی هستند. پس باید دید چرا برخی به دروغ رو آورده‌اند. باید از دین تفسیر رحمانی داشته باشیم. آزادی به معنای بی‌بندوباری و فساد اخلاقی نیست بلکه احترام به حقوق دیگران، آزادی بیان، حق دفاع از ارزش‌ها و... همگی شامل این آزادی می‌شود. باید با افراد دزد، سوء‌استفاده گر و کلاهبردار و... برخورد شود تا فشارهای روحی روانی از روی مردم برداشته شود.

* اقتصاددان



 

راز سلامتی در مثبت اندیشیدن است.لطفا مثبت فکر کنیم


راز سلامتی در مثبت اندیشیدن است.لطفا مثبت فکر کنیم

افکار مثبت، نتایج مثبت
 

 

اگر تصویر ذهن انسان از خود و محیط زندگی اش مثبت باشد در نتیجه، تأثیر مثبتی بر خود و دیگران خواهد گذاشت. تصویر ذهنی سالم مانند ویتامین، سبب تقویت جسم و روان می‌شود و توان فرد را در مقابل مسائل و مشکلات بالا می‌برد. هر اندیشه ای، واکنش‌هایی در بدن ایجاد می‌کند؛ مثل تجسّم یک خوراکی ترش. همان طور که جسم محروم از هوا پژمرده می‌شود، ذهن نیز در صورت نداشتن ارتباط با خودش، حیاتش را از دست می‌دهد. ما انسان‌ها تنها جزئی از منابع روح و روان خود را مورد استفاده قرار می‌دهیم. حوادث غیر منتظره نشان می‌دهند که منابع زندگی ما از آنچه می‌پنداریم بزرگترند. همه ساخته‌ها و پرداخته‌های ذهن انسان با اندیشیدن شروع می‌شود و به هرچه فکر کنید از یک اندیشه سرچشمه می‌گیرد. افکار مثبت، نتایج مثبت دربر دارند، مانند: عشق، محبّت، سلامتی و افکار منفی نتایج منفی برجای می‌گذارند، مانند: ترس، بی زاری، ناراحتی. افکار، واقعیت فیزیکی ما را نیز می‌سازند؛ البته با یک چشم به هم زدن حاصل نمی‌شود؛ بلکه به مرور زمان به وجود می‌آیند. به قول مولانا: «فکرت سوی جایی رود و آنگه تو را آن جا برد».

یاداشت

انسانهای مثبت اندیش نگاهشان همیشه مثبت است و سعی می کنند این ذهنیت را به دیگران انتقال دهند که خود نوعی ایثار می باشد.مثبت بودن ریشه و پایه سازنده ساختار بدن است .افکار خوب روند مثبتی برای زندگی ایجاد می کند و این روند انسان را به قله پیشرفت و بهروزی سوق می دهد .اگر زندگی سالمی را طالبیم مثبت فکر کنیم.



  
 

مشکلات فرهنگی پایه و اساس مشکلات است


مشکلات فرهنگی پایه و اساس مشکلات است


ملکیان: اختلاف‌ها را با قواعد اخلاقی رفع کنیم

 مصطفی ملکیان: بزرگ­ترین مشکل جامعه­ ی ما و علت­ العلل مشکلات جامعه ­ی ما مشکلات فرهنگی است. ام­ الفساد مشکلات ما، مشکلات فرهنگی است. برخلاف برخی سوسیالیست­ها که معتقدند بزرگترین مشکل جامعه مشکلات اقتصادی حاکم بر جامعه است یا برخی متفکران لیبرال که مشکلات سیاسی حاکم بر جامعه را بزرگ­ترین مشکل جامعه می­دانند، من معتقدم با وجود اینکه هم اقتصاد بسیار مهم است و هم سیاست، اما آن چیزی که اقتصاد یا سیاست را به پیش می­برد یا به عقب می­راند، مسائل فرهنگی است.

 

به گزارش وب‌سایت نیلوفر به نقل از سایت پیشگامان اعتدال و اخلاق، استاد مصطفی ملکیان در تاریخ شنبه 92/5/19 (عید سعید فطر) در جمع پیشگامان اعتدال و اخلاق در شهرضا، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم منیرالدین ملکیان سخنانی ایراد نمودند که در اینجا به فرازهایی از آن سخنان می ­پردازیم.

اگر بخواهیم از فرصت­های در پیش رو بهتر استفاده کنیم لازم است به نکات زیر توجه کنیم:

 

1- بزرگ­ترین مشکل جامعه­ ی ما و علت­ العلل مشکلات جامعه ­ی ما مشکلات فرهنگی است. ام­ الفساد مشکلات ما، مشکلات فرهنگی است. برخلاف برخی سوسیالیست­ها که معتقدند بزرگترین مشکل جامعه مشکلات اقتصادی حاکم بر جامعه است یا برخی متفکران لیبرال که مشکلات سیاسی حاکم بر جامعه را بزرگ­ترین مشکل جامعه می­دانند، من معتقدم با وجود اینکه هم اقتصاد بسیار مهم است و هم سیاست، اما آن چیزی که اقتصاد یا سیاست را به پیش می­برد یا به عقب می­راند، مسائل فرهنگی است.

تا فرهنگ جامعه فرهنگ سالم و درستی نباشد پیروزی منجر به شکست خواهد شد. فرهنگ یک درخت است و بر این درخت میوه­ی سیاست یا اقتصاد می­روید.

منظور از فرهنگ هم تحصیلات دانشگاهی، یا تیراژ کتاب یا کسانی که تئاتر یا سینما می­روند، نیست. فرهنگ یعنی درون ما ، و آنچه در بیرون است، تمدن می باشد.

در درون ما سه ساحت وجود دارد؛ ساحت باورهای ما، ساحت احساسات و عواطف ما و ساحت خواسته­ های ما تا وقتی باورهای ما صادق نباشد، احساسات و عواطف ما به­ جا نباشد و خواسته­ های ما معقول نباشد ما دچار مشکلات فرهنگی هستیم و امروز فرهنگ جامعه ­ی ما براساس این دیدگاه فرهنگ منحطّی است.

 

2- ما باید مسئله­ ی اصلی جامعه را تشخیص دهیم و نگذاریم شبه مسئله یا مسئله­ نما جای مسئله ­ی اصلی را بگیرد. نباید فرصت به افرادی داد که مسئله­ نماها را در جامعه مطرح می­کنند که مسئله­ ی اصلی مطرح نشود.

اگر مسئله این سه ویژگی را داشته باشد مسئله­ ی واقعی است وگرنه شبه مسئله است:

اول آنکه قبل از طرح سؤال با بعد از طرح سؤال در ذهن در زندگی عملی فرد تأثیر داشته باشد.

دوم؛ قبل از اینکه سؤال جواب واقعی را پیدا کند با بعد از اینکه به جواب واقعی برسد در زندگی عملی فرد تأثیر داشته باشد.

سوم اینکه اگر به سؤال جواب x داده شود با اینکه جواب y در زندگی عملی فرد تأثیر داشته باشد.

افرادی شبه مسئله­ ها را در جامعه مطرح می­کنند و در این شبه مسئله­ ها در بین افراد اختلاف می ­اندازند و نیروی افراد را از بین می­ برند و دیگر نمی­تواند این نیرو کانالیزه شده و یک جریان عمده­ ی قوی برای حل مسائل ایجاد کند.

 

3- سومین نکته مسئله­ ای است که از آن به عنوان تبعیض تعبیر می­کنیم. در جامعه ­ی غرب تبعیض­ها به زنان که از آن تعبیر می­شود تبعیض منفی برای زنان، یهودیان، سیاه پوستان و مهاجران کشورهای جهان سوم وجود داشت که در اطلاعیه­ ی جهانی حقوق بشر در سال 1948 نظراً یعنی به جهت قانونی و حقوقی برطرف شد.

از آن زمان به بعد یک سؤال اساسی در میان حقوقدانان جهان پیش آمد؛ اینکه اکنون باید نسبت به این چهار گروه تبعیض مثبت قائل شویم یا اصلاً تبعیض برداشته شود. گروهی معتقد شدند از حالا باید نسبت به این چهار گروه تبعیض مثبت قائل شویم مثلاً اگر یک سیاه پوست با یک سفید پوست یا یک زن با یک مرد در استخدام شرایط کاملاً یکسانی داشته باشند آن سیاه­پوست یا آن زن را استخدام کنیم تا جبران آن زمان بشود که تبعیض منفی بود. و به این شکل آن خطای بزرگ تاریخی که قرن­ها طول کشیده جبران شود.

گروه دوم معتقد به این شدند که تبعیض در هر حال خلاف اخلاق است و الآن هم باید ذی­صلاح را درنظر بگیریم. در کشور ما که موضوعیت تبعیض نسبت به یهودیان، سیاه پوستان و مهاجران به شکلی که در غرب وجود داشت، موضوعیتی ندارد اما تبعیض نسبت به زنان از زمان شاه وجود داشته و تاکنون هم ادامه دارد.

غیر از آن زمان، تبعیض دیگری وجود دارد و آن تبعیض در مورد جوانان است. نسبت به جوانان در کارهای مدیریتی و اداره­ ی کشور و کارهای اجرایی بی­ مهری می­شد. معمولاً کِبَر سن و مسن بودن امتیاز مثبت به حساب می­آمد و این یک تبعیض منفی نسبت به جوانان به حساب می­آمد.

اکنون باید تبعیض منفی برداشته شود. حال آیا تبعیض مثبت قرار داده شود یا اصلاً تبعیض نباشد.

برخی جریانات سیاسی در این مورد تبعیض مثبت اتّخاذ می­کنند.

به هر حال باید تبعیض برداشته شود؛ یعنی جوانان و زنان باید از تبعیض رها شوند. اگر جوانان و زنان در تبعیض منفی باشند تشکل­ها به صورت فرقه می­ شوند و فرقه (هر فرقه ­ای که باشد) هم به اعضای داخل خود و هم به جامعه ضربه می­زند. چون؛ فرقه گرایی مخلّ پیشرفت فرهنگ یک کشور است.

 

4- ما باید بپذیریم که همه مثل ما نمی ­اندیشند حتی در بین گروه خودمان یا دوستان و هم ­جناح یا حزب خودمان هم نباید بخواهیم که همه مثل ما بیندیشند. اصلاً محیط زیست انسانی اقتضایش همانند اکوسیستم طبیعت است. طبیعت رمز بقایش تنوع گیاهان و جانوران است لذا اگر با اصلاح نژاد ،گیاهی درست کنند که تمام ویژگی­های مثبت را داشته باشد و ویژگی­های منفی را نداشته باشد و کل کره­ ی زمین را با این گیاه اصلاح شده بپوشانند زیست­ شناسان معتقد به این هستند که با چنین کاری بعد از سه سال کره ­ی زمین روبه نابودی می­رود. پس تنوع گیاهان و جانوران است که باعث بقا می­شود.

در عالم انسانی هم اگر فکر کنیم با درست کردن چنین انسانی که تمام ویژگی­های خوب را دارا باشد و هیچ مورد منفی در وی نباشد کل کره­ ی زمین را بپوشانیم بعد از 50 سال عالم انسانی هم تعطیل می­ شود و باید در عالم انسانی احساسات و عواطف و افکار متنوعی وجود داشته باشد، و باید هر کسی فکری داشته باشد.

پس در بین رفقایمان هم بحث خودی و ناخودی نداشته باشیم و از هم چیز یاد بگیریم. در عالم کم نبوده که فردی در گروهی مخالفت کرده و تحولات مثبت ایجاد کرده است.

 

5- ما با تکرار در حرف­های گذشته رشد نمی­کنیم، بلکه باید رشد کنیم و نباید یک سلسله حرف­های کلیشه ­ای را تکرار کنیم که باعث عقب ماندن ما می­ شود، چون عالم در حال گذر است. به قول حافظ: دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن.

ممکن است اگر در یک قطار ما واگن سوم باشیم و نسبت به واگن سی­ ام 27 واگن جلوتر باشیم اما اگر یک قطاری آمد و از کل این قطار جلو بزند ما عقب مانده ­ایم. لذا نباید به کمترین­ ها نسبت به خودمان نگاه کنیم و خودمان را با آنها مقایسه کنیم و دلخوش به این باشیم که از آنها جلوتریم درحالی که از قطارهای دیگر عقب مانده ­ایم.

و راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم.

پرداختن به مسائل فرهنگی نیاز به ماده­ ی خام دارد و ماده­ ی آن مطالعه است. باید کتاب­هایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش می­دهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمی­دهد. ما باید در حوزه­ ی روانشناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزه­ ی دین مطالعه کنیم. این حوزه­ای است که فرهنگ­ساز است و ما را فرهیخته ­تر می­کند.

کتاب خواندن با سرچ کردن در سایت­ها متفاوت است . یادگیری با مطالعه­ ی کتاب میسر می­شود. حتی در حوزه­ ی سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید.

 

6- نکته­ ی آخر این است: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است؛ با دوستان مروت با دشمنان مدارا. ما نباید یک مِتُدی درست کنیم از افکار خودمان و هر کسی با این افکار مطابقت داشته باشد او را بپذیریم وگرنه باید کنار گذاشته شود. نمی­شود کسی که قبلاً به او ظلم شده امروز به ظالمان قبلی ظلم کند و این مجوز حقوقی و اخلاقی ندارد. ترمینولوژی مسائل انسانی باید بر اساس پزشکی قدیم بنا شود نه ترمولوژی پزشکی جدید. پزشکی جدید با وجود پیشرفت­های زیادی که دارد ، جهان درون بدن ما را صحنه میدان جنگ تصور کرده و گروهی از سلول­ها را در جنگ با سلول­های دیگر تصور می­کند و این یک ترمینولوژی غلط است. اما در پزشکی قدیم براساس تعادل و بی­ تعادلی بود. اینکه فرد تعادل نیروهای بدنش به هم خورده است مثلاً اینکه رطوبت بدن فرد با یبوست بدن یا تعادل نیروهای سرد و گرم به هم خورده و باید این تعادل درست شود. ما نباید براساس ادبیات مارکسیستی که جامعه را جنگ بین افراد می­ بیند، ببینیم. چون ما فرهنگمان براساس قرآن باید باشد. چون این حالت که عالم سیاست را جنگ تصور کنیم در جنگ همه چیز مجازاست و اخلاق را می­ شود کنار گذاشت و در جنگ می­ شود مکر کرد، می­ شود فریب داد، دروغ می­ شود گفت، تقلب می­ شود کرد و ... و این یک دیدگاه مارکسیستی است و این یک خطر است که ما با شعار فرهنگ قرآنی دیدگاه مارکسیستی داشته باشیم. بحث بر سر این است که ما با هم یک سلسله مخالفت­های فکری داریم و می­ خواهیم این مخالفت­ها را با قواعد اخلاق رفع کنیم و لذا نمی­شود از قواعد اخلاقی عدول کنیم. به قول ویکتور هوگو می­گفت که هر کاری را اجازه بدهید که دشمنتان با شما انجام دهد ولی نگذارید که شما را در سطح خودش پایین بیاورد. لذا، ما فرهیختگی درونی و اخلاقی بودن بیرونی در گفتار و کردار نیاز داریم و همان با دوستان مروت با دشمنان مدارا.

 

سفارشات فوق دوستانه و پدرانه در جهت خیر و صلاح کشور و مهمتر از آن راه رشد حرکت درونی ماست. ما که  تا صد سال دیگر باقی نمی­ مانیم . چون ممکن است کشور تا صد سال دیگر به سر و سامان نرسد؛ ولی برای خود شکوفایی خود اقدام کنیم و بعد از دنیا برویم.