وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

سخنان بزرگان درباره‌ی دروغ(لطفا به دقت بخوانید)

1.   سخنان بزرگان درباره‌ی دروغ


دو چیز تفاوت فاحشی را بین انسان و حیوان به وجود می آورد : قدرت بیان و دروغگویی.((آناتول فرانس))


آنان که سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند؛ زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند.((اُرد بزرگ))


گدا هر قدر گردنش را کج تر نگاه دارد، بیشتر دروغ می گوید.((مثل اسکاتلندی))


انسان هیچ وقت [ بیشتر ] از آن زمان خود را گول نمی زند که فکر می کند دیگران را فریب داده است.((لارشفوکولد))


باور کردن دروغی که انسان صدبار [ آن را ] شنیده، آسانتر است از حقیقتی که انسان حتی یک دفعه هم آن را نشنیده است.((جان کایزل))


حقیقت تلخ بهتر از یک دروغ شیرین است.((مثل آفریقائی))


کسانی را می شناسیم که برای آرایش ظاهری و داشتن لباسی گرانمایه، شکم خود را گرسنه نگاه داشته و خانواده خود را در تنگدستی می گذارند و برای فریب دادن چشم دیگران، خود را دچار رنج و محنت می کنند.((بنجامین فرانکلین))


ما دوست نداریم که دیگران ما را فریب دهند، ولی از فریب دیگران هم عبرت نمی گیریم.((بلز پاسکال))


می روند در قبرستان و فریاد می زنند که تمام اینها نوکران پدر من بوده اند؛ کیست که بلند شود و تکذیب کند.((مثل تازی))


کسی که زیاد حرف می زند، یا زیاد می داند یا زیاد دروغ می گوید.((؟))


آنکه می تواند نسبت به نیکی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن بیم ندارد.((شیللو))


انسان هیچ وقت به اندازه آن زمان که فکر می کند دیگران را فریب داده است، خود را گول نمی زند.((لاشفورکولد))


دروغ، سنگ است و نمی تواند بدون تکیه بر دروغ دیگر سرپا بایستد؛ یکبار دروغ گفتن کار بس آسانی است، ولی بسیار دشوار است که کسی فقط یکبار دروغ بگوید.((فوللر))


دروغ هرچه بزرگتر باشد، احمقها زودتر باور می کنند.((؟))


دروغ شکوفه می آورد، اما میوه ندارد.((مثل آفریقایی))


کسی که به خودش دروغ می گوید و به دروغ خودش گوش می دهد، کارش به جایی خواهد رسید که هیچ حقیقتی را نه از خودش و نه از دیگران تشخیص نخواهد داد.((داستایوسکی))


مجازات دروغگو این است که حتی زمانی هم که حرف راست می زند، کسی باور نمی کند.((؟))


یک دروغ را اگر دروغگو بخواهد به خورد مردم دهد، مستلزم گفتن هزار دروغ دیگر است.((؟))


در مرداب دروغ چیزی جز ماهیهای مرده شناور نیست.((مثل روسی))


دلیری و شجاعت را به دروغ نمی توان بر خود بست؛ دلیری صفتی است که مکر و فریب نمی پذیرد.((ناپلئون بناپارت))


آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند.((محمد حجازی))


اگر دروغ می رهاند، راستی همیشه رهاننده است.((؟))


راستی مثل گنج است؛ هر قدر آشکار گردد، پیروانش بیشتر می شود و دروغ مثل شعله پنهان آتش است که وقتی آشکار شد، سوزش و تباهی بیشتری به همراه دارد.((ارسطو))


نخستین کسی که می تواند زن را فریب دهد، خود اوست.((لافونتن))


کردار بالاتر از کلمات سخن می گویند و دروغهای کمتری می گویند.((؟))


گاهی دروغ همان کاری را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت.((مثل آلمانی))


یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به جای اولش برگردد؛ اما در همین مدت، یک حقیقت هنوز دارد بند کفش های خود را می بندد تا حرکت کند.((مارک تواین))


هیچ کس از افراد ریاکار و دروغگو خوشش نمی آید و هیچ فردی حاضر به گرفتن پول تقلبی نیست.((سوکونی واکیدم))


دیوِ کین و دیوِ سخن چینی گزنده است. سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید. گفتارش همیشه بی فروغ است. [ افراد ] دو رو و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند.((بزرگمهر))


هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند و اگر برخی آثار هنری چنین بودند، در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند.((آرتور شوپنهاور)   

 

 دروغگوها همیشه در حال ساختن کلماتی هستند تا دیگران را بفریبند اما نمی دانند راستگوهای هستند که نقشه کثیف ان را بر ملا کنند دروغگو هرکز دوام ندارد و چهره اش کاملا روشن است کافی کمی در عمق برویم 

 

 

 

 

بیماری ارتروز از دکتر شهرام(یاداشت تحقیقی)


بیماری آرتروز یکی از شایع‌ترین مشکلات مفاصل در بین خانم‌های و آقایان ایرانی است که البته در اکثر مواقع در سنین بالا بروز می‌کند.

حتما در اطراف خود زنان و مردان زیادی را دیده‌اید که از درد زانو شکایت دارند و هنگام بالا رفتن از پله‌ها مدام ناله می‌کنند. این بیماران عمدتا آرتروز دارند.
دکتر شهرام صادقی، متخصص طب فیزیکی در رابطه با این عارضه توضیح می دهند:

آرتروز چیست و چه بخش‌هایی از بدن را درگیر می‌کند؟

آرتروز یا استئوآرتریت، شایع‌ترین بیماری التهاب مفاصل است. در این بیماری غضروف مفصل صدمه دیده و کم‌کم از بین می‌رود. آرتروز ممکن است هر مفصلی را درگیر کند، اما مفاصل بزرگ که وزن بدن را تحمل می‌کنند، مثل مفاصل زانو و ران و بیشتر در معرض ابتلا هستند.

اصلی‌ترین علایم این بیماری چیست؟

آرتروز علایم زیادی دارد، ولی سه علامت آن شایع‌تر و مشخص‌تر هستند. اول خشکی مفصل پس از استراحت است، به این معنی که گاهی اوقات وقتی مفصل به‌مدت طولانی بی‌حرکت بماند و بخواهد دوباره فعالیت کند درد خواهد داشت. شاید دیده باشید که بیماران مبتلا به آرتروز زانو، صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوند، به سختی راه می‌روند، اما بعد از مدتی، کم‌کم راه رفتنشان به حالت عادی بازمی‌گردد. خشکی مفاصل بعد از یک دوره طولانی عدم ‌فعالیت بسیار شایع است، ولی به ندرت بیشتر از نیم ساعت طول می‌کشد.
دومین علامت کاهش انعطاف پذیری مفصل است؛ به‌همین دلیل بیماران مبتلا به آرتروز نمی‌توانند به‌ راحتی مفاصل خود را خم و راست کنند و برای علامت بعدی هم می‌توان به درد مفصل اشاره کرد.
توصیه می‌شود کسانی که بیشتر از دو هفته، چنین علایمی را در مفاصل خود دارند، حتما به پزشک مراجعه کنند.
بیمار باید در هر ساعت، دست کم ده دقیقه به مفصل خود استراحت بدهد. البته باید گفت که استراحت طولانی هم درد مفصل را بدتر می کند

چه اتفاقی می‌افتد که کسی به آرتروز مبتلا می‌شود؟علت ایجاد این بیماری هنوز به ‌طور واضح شناخته نشده است، ولی چند عامل وجود دارد که می‌تواند زمینه ‌ساز ابتلا به آرتروز باشد. یکی سن بالا است که این بیماری معمولا در افراد بالای 40 سال دیده می‌شود.
مورد دوم جنسیت فرد است، چون آرتروز در خانم‌ها بیشتر از آقایان بروز می‌کند، ولی دلیل آن هنوز به‌ درستی مشخص نشده است.
مورد بعدی ناهنجاری ‌های مادرزادی استخوانی و یا صدمه به مفصل است. آرتروز در ورزشکاران حرفه‌ای که مدام در معرض ضربه خوردن هستند بسیار شایع است مثلا در فوتبالیست‌ها. صدمات غیر ورزشی مثل تصادفات رانندگی هم زمینه را برای آرتروز مهیا می‌کند.

آیا چاقی هم در ابتلا به آرتروز تأثیر دارد؟

چاقی خطر ابتلا به آرتروز را افزایش می‌دهد. به ‌طور کلی هر چقدر وزن بدن بالاتر باشد، مفاصل بزرگ (مثل زانوها) باید فشار بیشتری را تحمل کنند و در نتیجه خطر ابتلا به آرتروز در آنها بیشتر می‌شود. چاقی حتی احتمال بروز آرتروز در دست‌ها را هم افزایش می‌دهد.
این بیماری چه عوارضی دارد؟

متأسفانه این بیماری با گذشت زمان بدتر می‌شود و هنوز درمان قطعی برای آن یافت نشده است، اما با کمک برخی روش‌های درمانی می‌توان درد ناشی از این بیماری را کاهش داد و کیفیت زندگی بیمار را بهبود بخشید.
حدود یک سوم بیماران مبتلا به آرتروز ممکن است دچار ناتوانی‌های شدیدی شوند. گاهی درد و ناراحتی مفصل آنقدر شدید می‌شود که بیمار نمی‌تواند از آن مفصل استفاده کند.


به روش‌هایی برای کاهش درد و مشکل بیمار اشاره کردید. این روش‌ها شامل چه مواردی هستند؟
در موارد بسیار شدید آرتروز، جراحی تعویض مفصل توصیه می‌شود، اما قبل از جراحی معمولا روش‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود که تا حد امکان کار به جراحی نکشد که یکی از آنها استراحت دادن به مفصل دردناک است. بیمار باید در هر ساعت، دست کم ده دقیقه به مفصل خود استراحت بدهد و سعی کند تا حد امکان فعالیت‌های بدنی خود را طوری تنظیم کند که مفصل مبتلا کمتر فعال باشد. البته همانطور که گفته شد استراحت طولانی هم درد مفصل را بدتر می کند.

روش دیگر ورزش کردن است که باید حتما با نظارت و اجازه پزشک انجام شود تا مشکل مفصل را تشدید نکند، یا باعث بروز درد جدیدی نشود. ورزش‌های سبک و مفرح مثل و بیشتر توصیه می‌شوند. با ورزش کردن، عضلات اطراف مفصل تقویت شده و ثبات مفصل افزایش پیدا می‌کند. البته ورزش کردن نباید باعث بروز درد در مفصل شود و اگر چنین اتفاقی رخ داد، فورا ورزش را متوقف کنید.
در افرادی که اضافه وزن دارند، کم کردن وزن باید حتما مدنظر قرار گیرد. البته رژیم گرفتن و ورزش کردن برای کاهش وزن باید تحت نظر پزشک انجام شود.
برای کاهش درد ناشی از آرتروز می‌توان از کیسه یخ استفاده کرد.
در اغلب موارد پزشک برای بیمار داروهای ضد‌درد و ضد‌التهاب تجویز می‌کند که در کاهش درد مفصل مؤثر است.

سعی کنید از مفصل بیمار خود کمتر کار بکشید؛ مثلا اگر مفاصل انگشتان یک خانم آرتروز دارد، بهتر است از کیفی استفاده کند که روی شانه می‌افتد نه کیفی که باید در دست گرفته شود

روش ‌های جراحی برای درمان آرتروز به چه شکلی هستند؟این روش‌ها از پاکسازی فضای مفصلی تا تعویض کامل مفصل متفاوت هستند و جراح بر حسب شدت بیماری، از یکی از این روش‌ها استفاده می‌کند. بیماران توجه داشته باشند که جراحی زمانی توصیه می‌شود که درمان‌های دیگر، مؤثر واقع نشوند و بیمار قادر به انجام فعالیت‌های عادی روزمره خود نباشد.
برای بیماران مبتلا به آرتروز چه توصیه‌هایی دارید؟

مهم‌ترین نکته برای بیماران مبتلا به آرتروز به ‌کارگیری روش‌هایی است که باعث کاهش درد و ناراحتی‌شان شود. مثل تمام بیماری ‌های دیگر داشتن یک رژیم غذایی مناسب و سالم مفید خواهد بود. بیمار باید به حد کافی مواد مورد نیاز بدن خود را از طریق غذا تامین کند، چون اگر تغذیه نامناسب باشد، بدن ضعیف می‌شود و به تبع آن مقابله با بیماری دشوارتر می‌شود.
اگر پزشک برای شما داروی ضد درد تجویز کرد، حتما آن را سر وقت بخورید، چون اگر درد شروع شود و بعد شما داروی مسکن را مصرف کنید، درد دیرتر و سخت‌تر کنترل می‌شود، اما مصرف مرتب و طبق دستور پزشک باعث می‌شود شدت حملات درد کاهش یابد.
سعی کنید از مفصل بیمار خود کمتر کار بکشید؛ مثلا اگر مفاصل انگشتان یک خانم آرتروز دارد، بهتر است از کیفی استفاده کند که روی شانه می‌افتد نه کیفی که باید در دست گرفته شود، و یا اگر دست شما مشکل دارد سعی کنید برای برداشتن اجسام از دست سالم خود بیشتر استفاده کنید تا فشار کمتری روی مفصل دردناک وارد شود.
بیمارانی که در مفصل زانو یا ران دچار مشکل هستند بهتر است در صورت صلاحدید پزشک از عصا موقع راه ‌رفتن استفاده کنند.
سعی کنید بدنتان در هنگام راه رفتن یا ، در وضعیت صحیحی قرار داشته باشد.
آب درمانی، هم به‌عنوان ورزش و هم به‌عنوان عاملی جهت تصحیح وضعیت و راه رفتن می‌تواند به شما کمک کند. از پزشکتان درباره وضعیت صحیح و غلط قرارگیری بدن راهنمایی بخواهید.

حقایقی شگفت‌انگیز درباره بدن انسان (اینفوگرافی) (لطفا به دقت بخوانید)

حقایقی شگفت‌انگیز درباره بدن انسان (اینفوگرافی)

 


می‌دانستید سختی استخوانهای بدنتان چهاربرابر بتون است؟ این حقیقت در برابر دیگر حقایق شگفت انگیزی که درباره بدن خاق‌العاده انسان وجود دارد،‌ناچیز به نظر می‌آید.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از دیلی‌اینفوگراف، شگفتی درباره توانایی خودترمیمی بدن انسان همواره وجود دارد. جراحت‌های بزرگ، شکستگی استخوان‌ها و عفونت‌های ویروسی همیشه برای انسان رخ می‌دهند و انسان نیز معمولا بهبود یافته و از این اختلالات نجات پیدا می‌کند.
شاید در گذشته با وجود دانش محدودی که وجود داشت، ترمیم یافتن جراحت‌های بدن انسان به معجزه یا جادو شباهت داشت. امروزه با افزایش درک انسان از بدن خود، حقایق عجیب و و ریز و درشت زیادی کشف شده‌اند. برای مثال انسان در طول عمر خود چهل پوند از پوست بدنش را از دست می‌دهد.
در این اینفوگراف می‌توانید حقایق جالب‌تر و شگفت‌انگیزتری درباره ویژگی‌های باورنکردنی اعضای بدن انسان پیدا کنید:
  
یاداشت  
باز ارزش خود را ندانیم ایا نباید از همه  این داشتها قدر شناس خداوندی باشیم که ما را افریده و ما را جانشین خود در زمین قرار داده ،ایا جانشینی خوب هستیم و به انسانیت بها می دهیم یا مو دماغ انها می شویم، به امید اینکه از ظلم ظالمان و از شر دروغ گویان و از عوام فریبی خناسان خداوند ما را نجات دهد گر چه راه نجات دست  خو د ماست.

جهانی شدن(یاداشت تحقیقی)

 

جهانی شدن


شما هر روز با واژه‌ی جهانی شدن (globalization) از طریق اخبار، خواندن روزنامه هایا شنیدن از مردم بطور اتفاقی مواجه می‏شوید که بنظر می‏رسد در هر مورد از معنای متفاوتی برخوردار است . پس جهانی شدن چیست؟

جهانی شدن در سطوح بالای اقتصادی و سیاسی، فرآیند خصوصی سازی بازارها، سیاست‌ها و سیستم‏های حقوقی و به عبارت دیگر جهش در اقتصاد جهانی است. پیامدهای این تغییر ساختار اقتصادی و سیاسی بر اقتصاد داخلی، رفاه و آسایش بشر و محیط زیست، موضوعی برای بحث آزاد در بین سازمان‌های بین‏المللی ، مؤسسات دولتی و دانشگاهی دنیا گشته است .
در سطح تجاری و بازرگانی، زمانی از جهانی شدن سخن به میان می‏آوریم که شرکت‌ها تصمیم می‏گیرند در پدید آمدن و شکل گرفتن اقتصاد جهانی شرکت نمایند و موقعیت خودشان را در بازارهای خارجی تثبیت کنند . آن‌ها ابتدا محصولات و خدماتشان را با توجه به آخرین مقتضیات فرهنگی و زبانی کاربر منطبق می‏کنند و سپس از تحول عظیم اینترنت حداکثر استفاده را می‏نمایند و به‌طور مجازی با استفاده از یک وب سایت اشتراکی چند زبانه در‏مراکز‏تجاری‏بین‏المللی‏حضور‏می‏یابند.
جهانی شدن در رابطه با

جهانی شدن ، توسعه و فقر : پی ریزی یک اقتصاد جهانی فراگیر و گسترده گزارش تحقیقی تحت عنوان فوق حاکی از آن دارد که جهانی شدن در کاهش فقر بسیاری از کشورهای در حال توسعه نقش به سزایی داشته است ، اما برای کمک به بهبود زندگی مردم در عقب مانده ترین کشورها باید آماده تر و مجهز تر گردید . این مسئله خصوصاً به دنبال حادثه یازده سپتامبر و کاهش فعالیت های اقتصاد جهانی از اهمیت بیشتری برخوردار گشته است . این تحقیق نشان می دهد که در طول دو دهه منتهی به دهه 1990 ، 24 کشور در حال توسعه ای که روند الحاق خود به اقتصاد جهانی را شدت بخشیده اند ، به رشد درآمدی بالاتر ، متوسط عمر طولانی تر و تحصیلات بهتر دست یافته اند . این کشورها از یک نرخ رشد 5 درصدی در درآمد سرانه نسبت به نرخ 2درصدی کشورهای ثروتمند برخوردار بوده اند . بسیاری از این کشورهای در حال توسعه همچون چین ، هندوستان ، مجارستان و مکزیک سیاستهای داخلی اتخاذ نموده اند که امکان استفاده از بازارهای جهانی را برای مردم فراهم آورده است و به این ترتیب موجب افزایش ناگهانی سهم تجارت در تولید ناخالص داخلی آنان شده است . مردم این کشورها شاهد افزایش دستمزدها و کاهش تعداد افراد فقیر بوده اند. پیوستن همه کشورها به اقتصاد جهانی با موفقیت همراه نبوده است . بر اساس این گزارش دو میلیارد نفر از مردم خصوصاً در مناطق حاشیه ای صحرای آفریقا ، خاورمیانه و اتحاد جماهیر شوروی سابق در کشورهای عقب مانده زندگی می کنند . این کشورها قادر به توسعه روند الحاق خود به اقتصاد جهانی نبوده اند . نسبت تجارت به تولید ناخالص داخلی آنان یا بدون تغییر مانده و یا سیر نزولی پیدا کرده است و بطورکلی می توان گفت این کشورها دچار رکود اقتصادی و افزایش فقر می باشند . میزان تحصیلات در آنان از یک رشد کند تری نسبت به کشورهای جهانی شده برخوردار بوده است . در این تحقیق به منظور کمک به بهره‏بری مطلوب تر از مزایای جهانی شدن توسط کشورهای در حال توسعه یک طرح 7ماده‏ ای پیشنهاد شده است . این طرح کشورهای فقیر را به بهبود شرایط سرمایه گذاری خود و قرار دادن جایگاهی بهتر برای بیمه اجتماعی ( توجه بیشتر به بیمه اجتماعی ) که پشتیبان مردم فقیر در بهره مندی از فرصت ها و سازگاری در یک محیط اقتصادی بی ثبات می باشد ، فرا می خواند و از کشورهای ثروتمند تقاضا می کند تا بازارهای خود را به روی محصولات صادراتی کشورهای در حال توسعه بگشایند و سوبسیدهای سنگین کشاورزی را که موجب تضعیف صادرات کشورهای فقیر می گردد ، کاهش دهند . مراحل طرح هفت ماده‏ ای یاد شده به شرح ذیل می باشد : نشست مذاکرات تجاری در راستای توسعه کشورهای در حال توسعه به پیشرفت های چشمگیری دست خواهند یافت ، اگر ممالک ثروتمند برنامه توسعه سازمان تجارت جهانی در دوحه را مد نظر قرار دهند و با از میان برداشتن موانع تجاری شان موافقت کنند . در حال حاضر کارگران کم درآمد کشورهای در حال توسعه همچون کارگران کشورهای ثروتمند باید به تعرفه هایی دو برابر تن در دهند که این امر مستلزم تغییر است . کشورهای ثروتمند همچنین باید اقداماتی در جهت کاهش قابل ملاحظه سوبسیدهای کشاورزی بعمل آورند که اخیراً بالغ بر 350 میلیارد دلار در سال می گردد . این مبلغ هفت برابر مبلغی است که کشورهای ثروتمند صرف کمک به توسعه می نمایند . این سوبسیدها نه تنها به مردم فقیر کشورهای در حال توسعه لطمه وارد می سازد بلکه موجب افزایش نرخ مالیات و قیمت ها در کشورهای ثروتمند می گردد . کشورهای در حال توسعه به علت دستیابی بهتر به بازارهای یکدیگر بهره خواهند برد . لازم به ذکر است که موانع موجود در میان بازارهای این کشورها بیشتر از موانعی است که آنان در کشورهای ثروتمند با آن مواجهند . ـ بهبود شرایط سرمایه گذاری در کشورهای در حال توسعه تشویق به سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال مستلزم کنترل اقتصادی مطلوب است که خود به اقداماتی همچون مبارزه با رشوه خواری و فساد ، عملکرد بهتر دستگاههای اداری و نظارت مطلوب تر و حمایت از حقوق مالکیت شخصی می انجامد . این مورد خصوصاً برای بنگاههای تجاری و مزارع کوچک و متوسط که از عوامل مهم در ایجاد شغل و بالا بردن استانداردهای زندگی مردم فقیر روستایی هستند ، از اهمیت زیادی برخوردار است . ـ پیشرفت در عرضه خدمات آموزشی و بهداشتی کشورهای در حال توسعه که حداکثر استفاده را از الحاق به اقتصاد جهانی برده اند، به پیشرفت های قابل ملاحظه ای در زمینه آموزش ابتدایی و کاهش مرگ و میر نوزادان دست یافته اند . این امر بیانگر آن است که بسیاری از کشورها در زمینه خدمات بهداشتی و آموزشی سرمایه گذاری کرده اند تا امکان استفاده از این رشد و توسعه را برای مردم فقیر فراهم آورند . ـ تأمین بیمه اجتماعی در یک بازار کار بی ثبات طرح بیمه اجتماعی با توجه به نیازهای یک اقتصاد بی ثبات به کارگران در سازش یافتن با چالش های یک اقتصاد بازتر کمک می نماید . پوشش ( بیمه ) اجتماعی بهتر و مطلوب تر ظرفیت ریسک پذیری کارگران و کارفرمایان را افزایش می دهد و امکان بهره بری از فرصت های جدید را برای آنان فراهم می آورد . ـ افزایش کمک های خارجی از سوی کشورهای ثروتمند شواهد حاکی از آن است که سرمایه گذاران بخش خصوصی زمانی که در شرایط سرمایه گذاری کشورهای کم درآمد بهبود حاصل می گردد ، می توانند دیرتر واکنش نشان بدهند و دقیقاً در این مرحله است که کمک های گسترده و با مقیاس وسیع می تواند در توسعه و کاهش فقر تأثیر چشمگیری داشته باشد . این کمک ها باید پاسخگوی مشکلات جغرافیایی و بهداشتی جدی اکثر کشورهای عقب مانده باشد . کمک های خارجی تا 22/0 درصد تولید ناخالص داخلی کشورهای اهداء کننده تنزل یافته است ، یعنی کمترین حد خود از زمانی که برای اولین بار در سال 1947 با طرح مارشال نهادینه شد . کمک به تسهیل بدهی برای کشورهای اصلاح طلب کاهش بدهی کشورهای عقب مانده خصوصاً در آفریقا امکان مشارکت بیشتر در روند جهانی شدن و مزایایی که در بردارد را برای آنان فراهم می سازد . کاهش بدهی خصوصاً برای کشورهایی که وضعیت خدمات اجتماعی و شرایط سرمایه گذاری خود را بهبود بخشیده اند ، نقش مؤثر و کلیدی دارد . راهکارهای تسهیل بدهی هم اکنون برای 25 کشور تحت عنوان “کشورهای فقیر به شدت بدهکار” در حال اجرا است ، بطوری که کمک های اختصاص داده شده به آنها بالغ بر 36 میلیارد دلار می گردد . البته به این مسئله باید توجه داشت که کاهش بدهی ها نباید از محل کمک های خارجی تأمین گردد ، چرا که این عامل به راحتی باعث از بین رفتن منابع کمکی می‏گردد . ( هزینه کاهش بدهی ها باید از محلی غیر از کمک های خارجی تأمین گردد ) . پرداختن به مسئله گازهای گلخانه ای میان دانشمندان یک اتفاق نظر کلی در رابطه با این موضوع وجود دارد که : فعالیت بشری به گرم شدن نابود کننده و ویرانگر جهان منجر شده است و این تغییرات اقلیمی خصوصاً برای کشورهای فقیر و مردم آن لطمات سنگینی در بر خواهد داشت . این گزارش مصرانه خواستار همکاری های بین المللی مؤثرتر به منظور حل و فصل این مشکلات می باشد . جهانی شدن چیست ؟ عصر جدید جایگزین عصر جنگ سرد و عصر فضا می‏گردد. مردم سراسر دنیا نسبت به گذشته از ارتباط بیشتری با یکدیگر برخوردارند. اطلاعات و پول با سرعتی بیشتر از قبل در جریان هستند . کالا و خدماتی که در یک بخش از دنیا تولید و عرضه می‏گردد در سایر بخشهای دنیا قابل دسترسی است . سفرهای بین‏المللی بیشتر و متداول‏تر شده است . ارتباطات بین‏المللی عادی و پیش پا افتاده شده است به این پدیده عنوان جهانی شدن داده شده است. عصر جهانی شدن اصطلاحی است که برای توصیف دوران فعلی در نظر گرفته شده است . اصطلاحات عصر جنگ سرد و عصر فضا برای توصیف دوره‏های خاصی از تاریخ مورد استفاده قرار می‏گیرند و جهانی شدن برای توصیف جو فرهنگی، اقتصادی و سیاسی حاکم بر دورة فعلی بکار می‏رود. بعضی از مردم در وهله اول تصور می‏کنند جهانی شدن مترادف تجارت جهانی است در حالیکه فراتر از آن است و جهانی شدن به شرکتهای تجاری این امکان را می‏دهد که طوری فعالیت نمایند که گویی مرزهای بین‏المللی وجود ندارند. همچنین برای مبارزان اجتماعی و گردانندگان اتحادیه‏های کارگری، روزنامه‏نگاران و استادان دانشگاه و شمار دیگری از افراد این امکان را فراهم می‏آورد که در یک عرصه جهانی فعالیت نمایند. تاریخچه : با اولین امپراتوریهایی که به وجود آمدند، بحث جهانگرایی نیز مطرح شد. در امپراتوری رم، چین ایران و مصر جهانی شدن مطرح بود که البته وجه غالب آن سیاسی و فتح سرزمین بود. مفهوم جهانی شدن محصول رشد نظام سرمایه‏داری است که از قرن 16 و 17 میلادی تجلی پیدا می‏کند. در این وضعیت ، علاوه بر فتح سرزمینی ، بعد اقتصادی نیز به آن افزوده شد. یعنی به دنبال تولید انبوه در نظام سرمایه‏داری ، نیاز به بازارهای فروش بوجود می‏آمد که آن هم نیازمند دولتی بود که به لحاظ اقتصادی این جهان گشایی را فراهم آورد. در این مرحله علاوه بر وجه سیاسی، وجه اقتصادی هم به آن افزوده می‏شود. فتح سرزمینی مانند دوره قبل یک اصل نبود. جهانی شدن در مفهوم پست مدرن آن، محصول یکی دو دهه اخیر است . این بار جهانی شدن وجوه مختلفی دارد و تا زوایای زندگی انسان ها هم رسوخ پیدا می‏کند و اقتصاد، سیاست، اجتماع ، فرهنگ و حتی زندگی خصوصی افراد را نیز دربرمی‏گیرد. اینکه بحث از مک دونالدی شدن می‏کنند، یعنی همین ، یعنی در شیوه غذا و مصرف مردم جهان نیز تأثیر گذار است . بطور کلی ویژگی‏های جهانی شدن در مفهوم متأخر آن، یکی همین چند وجهی بودن آن است . دوم جهانی شدن در این مقطع با ابزارهای زور وارد نمی‏شود. بلکه این بار از طریق نفوذ مسالمت آمیز در خانه ها است و مخاطب با طیب خاطر به استقبال این جهانی شدن می‏رود. ویژگی سوم، سرعت، شتاب و فراگیری است . اگر در مرحله اول، کشور جهانی گستر بوسیله نظامیان ، خود را در مدت زمان زیادی گسترش می‏داد، در مفهوم جدید این گونه نیست. با امکانات ارتباطی جدید، می‏توان روح و قلب مخاطبان را در دقایق کوتاهی فتح کرد. ویژگی چهارم ، جهانگرایی پست مدرنیستی است که برخلاف گذشته، متأسفانه در مفهوم کلان ، الگوهای رقیب نداریم . اما به لحاظ تئوریک هم ، بسته به اینکه ما کدام مفهوم آن را در نظر گیریم ، آغاز طرح مسأله جهانی شدن متفاوت است . اگر مفهوم کهن را در نظر بگیریم، باید به آن دوران رجوع کنیم ، بحث جهانی شدن در اندیشمندان دوره مدرن هم وجود دارد . ولی بحث جهانی شدن به مفهوم اخص در دهه‏ی 1970 شروع و در دهه‏ی 1990 اوج گرفت . با فروپاشی شوروی و جنگ کشورهای موتلف علیه عراق، این مفهوم اهمیت بیشتری یافت. در دهه‏ی 1970 “‌مارشال مک لوهان” کانادایی نظریه دهکده جهانی را مطرح کرد و حالا در قرن بیست و یکم ، بحث جهانی شدن بحث فراگیری روشنفکری حتی در کشو خودمان نیز هست .(1) گات و سازمان تجارت جهانی امروز جهانی شدن در ایران بواسطه برداشتهای تئوریک بیشتر از منظر اقتصادی مورد توجه قرار می‏گیرد. از همین رو اطلاعاتی در این خصوص در زیر می‏آید: با پایان جنگ دوم جهانی ، کشورهای صنعتی که تحت تأثیر تبعات جنگ، تا حد گسترده‏ای دچار رکود اقتصادی شده بودند، تصمیم گرفتند تا موانع را از سر راه تجارت بین‏المللی بردارند. به همین منظور صندوق بین‏المللی پول و بانک جهانی تاسیس شدند. موافقت نامه عمومی تعرفه و تجارت ( گات) در سال 1947 ، بمنظور رفع موانع در دادو ستد جهانی شکل گرفت. که پنج اصل اساسی را شامل می‏شد. اصول پنج گانه “ گات” در حقیقت از همه کشورها درخواست می‏کرد تا روابط دوستانه‏ای با یکدیگر داشته باشند و موانع تجاری غیر تعرفه‏ای را حذف کنند، بسوی یک نظام بازرگانی چند جانبه روی آورند و فقط تعرفه ها را برای تجارت بین‏المللی به کار گیرند. این موافقت نامه همچنین کشورها را ملزم می‏کرد تا از اجرای تحریم سایر کشورها دوری گزیده و اختلافات خود را از طریق دوستانه حل و فصل کنند. در پیش گرفتن سیاستهای فوق سبب رشد اقتصادی کشورهای مورد بحث شد و درآمدهای آنها را بیش از پنج برابر افزایش داد. اقدامی که در مجموع افزایش تحارت جهانی به میزان 12 تا 13 درصد و صادرات کالاهای صنعتی تا 23 درصد را همراه آورد. در طول دهه 1980 ، ایالات متحد آمریکا ، اروپا و ژاپن موافت کردند تا دوره جدیدی از گفتگوها را در این زمینه شروع کنند که این گفتگوها در سال 1986 در کشور اروگوئه شروع شد. این فرآیند امروز بنام گفتگوهای دوراروگوئه شهرت خاصی دارد. گفتگوهای دور ارروگوئه نه سال بطول انجامید و منجر به تشکیل سازمان تجارت جهانی “ WTO” در سال 1995 شد. از همین رو در سال 1995 ، نه فقط کالاهای صنعتی ، بلکه تولیدات کشاورزی، منسوجات و الیاف نیز تحت پوشش قوانین تجارت بین‏المللی قرار گرفتند. در همین سال بود که جهانی شدن جنبه فرهنگی نیز پیدا کرد و حوزه فرهنگ و هنرها را شامل شد. جامعه بین‏المللی همچنین موافقت کرد تا آئین نامه های ویژه‏ای را برای بخش خدمات از قبیل بانک داری،‌بیمه، سرمایه‏گذاری و گردشگری تدوین کند. بطور خلاصه ، همه کشورها توافق کردند تا در چارچوب “ سازمان تجارت جهانی ” ، دربهای خود را روی یکدیگر بگشایند . موانع غیر تعرفه‏ای را دور بریزند و میانگین نرخ تعرفه ها را نیز از 8/5 درصد به 6/3 درصد کاهش دهند، ضمن آنکه 43 درصد تجارت جهانی را از برقراری انواع تعرفه ها معاف کنند. به این ترتیب هر کشوری که بخواهد عضو ,WTO شود ، یک دوره انتقالی و آماه‏سازی به او داده می‏شود، تا خود را کاملاً با آئین نامه های آن سازمان تطبیق دهد. این امور وظیفه‏ای مشکل و در برخی اوقات غیر ممکن برای فرهنگ‏های سنتی و دولتهای غیر محبوب به شمار می‏رود. به عبارتی دیگر، آنچه گفته شد به این معنی است که هر چه یک دولت ، در سطح محلی و ملی از مدیریت بهتری برخوردار باشد، شانس بیشتری برای الحاق به موافقت نامه‏های جهانی تجارت دارد. کشورهای تازه صنعتی شده نظیر کشورهای جنوب شرقی، آسیا ، ترکیه و شیلی هم اکنون نظام تجارت خود را با تغییرات جهانی وفق داده‏اند. سایر کشورها نظیر هندوستان، پاکستان، مصر ، آرژانتین و برزیل در حال گذر از مرحله مشابهی هستند . هر چند وضعیت برخی از کشورها در هاله‏ای از ابهام قرار دارد. برای کشورهایی که خود را با این تغییرات تطبیق دادند، اثرات آن مثبت بوده است. جهانی شدن به آنها کمک کرد تا تکنولوژی و سرمایه کشورهای صنعتی را جذب کنند و بهره‏وری خود را بالا ببرند. از همین رو بود که مالزی بصورت یک کشور صنعتی درآمد و امروز بیش از 70 درصد صادرات آنرا قطعات الکترونیک تشکیل می‏دهند. مالزی موفق شده است موقعیت‏های شغلی برای مردم کشورش را به چند برابر برساند و درآمد سرانه را تا 10 برابر بالا ببرد. زمانیکه یک کشور به نظام تجارت جهانی ملحق می‏شود ، در فاکتورهای تولید جابجایی رخ می‏دهد، اقتصاد دولتی کوچک شده و در نتیجه شماری از کارخانه ها تعطیل و مسأله بیکاری بواسطه اخراج شمار زیادی از کارکنان رو به وخامت می‏رود.(2) سه دیدگاه همه دیدگاه‏هایی را که درباره جهانی شدن وجود دارد، می‏توان در سه دیدگاه کلی دسته‏بندی کرد: 1-پژوهشگرانی که جهانی شدن را مخاطره‏ای هولناک برای آینده جامعه بشری ارزیابی می‏کنند. این گروه نتیجه جهانی شدن را غربی شدن. تحمیل الگوهای رفتاری آمریکا، یکسانی فرهنگی ، از بین رفتن ممیزه‏های فرهنگی ، فتح گسترده جوامع گوناگون به وسیله یک فرهنگ خاصی می‏دانند. اینها عقیده دارند جهانی شدن موجب نشر شکاف‏های اجتماعی می‏شود. فقر در کشورهای پیرامونی بیش از پیش افزایش پیدا خواهد کرد و این فقر به بهای افزایش امکانات ، فرصت‏ها و غنی‏تر شدن سلطه کشورهای مرکزی است . در واقع اینها بحث جهانی شدن را در قالب رابطه “ مرکز پیرامون” می‏بینند و این رابطه ظالم و مظلوم است . دارها (‌کشورها و افراد) در این فرایند داراتر و ندارها ،‌ندارتر می‏شوند. به زغم اینها ، در جهانی شدن توسعه و رشد نامتوازنی بین مرکز و پیرامون در جریان خواهد بود که هر چه جلوتر برویم ، نامتوازن تر خواهد شد. 2-دیدگاه دوم، نتیجه این روند را به مثابه یک مدینه فاضله تلقی می‏کند که در سایه آن همگرایی ، بهره‏مندی اقتصادی،‌ خلاصی از نظام‏های غیر دموکراتیک و جامعه مدنی بین‏المللی و دمکراسی جهانی ایجاد می‏شود. 3-دیدگاه سوم متعلق به کسانی است که هم امکانات و هم آسیب های جهانی شدن را می‏بینند.(3) سازمان ملل متحد و جهانی شدن به موضع جهانی شدن در سازمان ملل متحد، بصورت خاصی توجه می‏شود. از یک سو این توجه بیشتر تا آنجا که به ارگانها و بحث های رسمی می‏شود . از منظر اقتصادی است . گر چه ابعاد دیگر آن در نشریات ارگانهایی نظیر یونسکو نیز ممکن است مورد بحث قرار گیرد و از سوی دیگر تشکل های غیر دولتی تحت نظارت و مورد حمایت ،‌تلاش گسترده‏ای را در رابطه با تشکیل گردهم‏آیی‏ها و برقراری زمینه‏های گفتگو پیرامون موضوع، فراهم می‏کنند. بعنوان مثال، در نشست هزاره که در سپتامبر گذشته برگزار شد، نمایندگان شانزده کشور جهان در سخنرانی‏های خود به جهانی شدن اشاره داشتند. کشورهای یاد شده عبارت بودند از :‌آنتیگوئه و باربودا، فرانسه ، گوآتمالا ، گویان، اندونزی، جامائیکا ،‌هلند، نیکاراگوئه ، نیجریه، پاکستان، لهستان، پرتغال، سنت لومیا، آفریقای جنوبی، تایلند، اوگاندا ، همچنین مجمعی بعنوان مجمع جهانی دولت STATE OF THE WORLD FORUM که هدف جهانی شدن پایدار را دنبال می‏کند. در شهریور ماه گذشته نشستی در نیویورک با حضور 1000 نفر از 80 کشور جهان پیرامون موضوع تشکیل داد. در نشست یادشده ، چهره‏های برجسته‏ای از قبیل میخائیل گورباچف ، THABO MBEKI رئیس جمهوری آفریقای جنوبی ،‌یوشیره ناکازونه نخست وزیر اسبق ژاپن ، جهان سادات همسر انورسادات ، ژان برتراند آریستید، رئیس جمهور سابق ( و آینده ) هائیتی (4)، DESMOND TUTU برنده جایزه نوبل، GEORGE SOROS رئیس اتحادیه کارگری AFL-CLO در مورد ابعاد گوناگون جهانی شدن سخنرانی کردند: در همین راستا ،‌در اواخر سپتامبر نشست مشابه دیگری در پراگ تشکیل شد .(5)

جهانی شدن ، مجموعه ای پیچیده از جریان هایی است که به وسیله‎ی مخلوطی از تأثیرات سیاسی و اقتصادی هدایت می شوند . جهانی شدن زندگی را به ویژه در کشورهای پیشرفته دگرگون ساخته، هم زمان نیروها و نظام های فراملیتی جدید ایجاد می کند . از آن نمی توان تنها به عنوان پس زمینه‏ی سیاست های معاصر سخن گفت : جهانی شدن در مجموع خویش ، در حال دگرگون کردن جوامعی است که ما در آنها زندگی می کنیم و نمی تواند با افزایش نوعی استفلال فردی نوین ، که در کانون بحث های سوسیال دموکراسی واقع شده ، بی ارتباط باشد . منابع :
1-گفتگو با دکتر مجتبی مقصودی ،‌“ جهانی شدن ،‌یکپارچه سازی و یکسان سازی”، روزنامه آفتاب یزد، شماره 246،12/9/79 . ص6
2-GLOBALIZATION, PROS AND CONS, AN INTERVIEW WITH PROFESSOR ALI RASHIDI, IRAN DAILY , NO . 1015-NOV 29.2000/P.3
3-گفتگو با دکتر مجتبی مقصودی، همان منبع
4-آریستید بار دیگر در راس قدرت هائیتی قرار گرفت ، “ روزنامه کاروکارگر ، شماره 2907،14/9/79، ص 8

نقش رسانه ها در پیشرفت جامعه(یاداشت تحقیقی)


نقش رسانه ها در پیشرفت جامعه  

مقدمه : قرن 21 از سوی سازمان آموزشی علمی و فرهنگی ملل متحد به نام عصر اینترنت نام گذاری گردید . پدیده جهانی شدن و گسسته شدن مرزها بر اهمیت و ضرورت شناخت کارکردهای وسایل ارتباط جمعی و مخاطبان آن می افزاید . نظریه ها در هر علم اساس شناخت عناصر وروابط حاکم بر آن علم می باشد و به گونه ای اجتناب ناپذیر شناخت آنها بر هر طالب علمی در آن زمینه واجب می نماید . بدون شناخت دقیق و درست از اجزاء و عناصر شکل دهنده هر علم نمی توان در مورد آن به ارزیابی و پیش بینی پرداخت و جهت آنرا در تبیین پدیده ها تشخیص داد . علم ارتباطات از این قاعده مستثنی نبوده و نمی تواند باشد . با توجه به پیچیدگی های بالای علوم اجتماعی و به ویژه دانش ارتباطات که ابعاد سیاسی اجتماعی فرهنگی اقتصادی حقوقی فناوری و غیره را جملگی دربرمیگیرد تعداد نظرات در آن زیاد و تنوع دیدگاهها فراوان است . از سوی دیگر فعالیت ارتباطی بشر که از آغاز زیست جمعی و اجتماعی با او همراه بود دچار تحولات فراوان شده ودر هر عصر وزمانه به نوعی خاص جلوگر شده است . اینک که در هزاره سوم تمدن بشری وارد عصر ارتباطات و اطلاعات شده است بر توجه و اثربخشی علم ارتباطات افزوده شده است و یکی از مطرح ترین علوم در عرصه روابط بشری به حساب می آید . امروزه رسانه های جمعی و وسایل ارتباطی نقش مهمی در تمامی کشورها برعهده دارند . درک دنیای پیرامون و اطلاع از حوادث و رویدادها به خوبی تاثیرات وسایل ارتباط جمعی را برای ما روشن می سازد . در عصر جهانی شدن فرهنگ حالتی یکپارچه می یابد و در گذر زمان تغییر و تحولات زندگی بشر و پاسخگویی به نیازهای اساسی اندیشه ها و دانستنیها اهمیت وسایل ارتباط جمعی را محرز می نماید .
آگاه سازی جامعه و آموزش همگانی و توسعه مشارکت در پرتو رشد وشتاب روزافزون رسانه ها اهمیت فراوان دارد و نقش اطلاع رسانی به مردم وبالا بردن فهم و شعور سیاسی جامعه از اهم وظایف وسایل ارتباط جمعی است . در عصری که جهان پیوسته در حال کوچک شدن به سوی دهکده ای جهانی پیش می رود شناخت عملکرد و ماهیت رسانه ها برای احراز هویت فرهنگی و ارزشهای ملی نقش موثر و مفیدی دارد .
در مجموع انسان موجودی اجتماعی می باشد و به طور انفرادی نمی تواند زندگی کند و همواره از انزوا بیزار بوده است . امروزه دانشمندان به روشنی اعلام می کنند که حتی انسان های اولیه و قارنشین هم به طور اجتماعی زندگی می کردند و گوشه گیری و عدم ارتباط با دیگران را نوعی بیماری روانی می دانند که سرچشمه بسیاری از اعمال غیر انسانی ودر نهایت به پوچی و حتی خودکشی فرد منجر می شود . نکته جالب این که در تمام تحقیقاتی که در مورد خودکشی در زندانهای خارج صورت گرفته محققین به این نتیجه رسیدند که بیشتر این خودکشی ها به صورت انفرادی و در سلول های انفرادی صورت گرفته است .
تعاریف ارتباط : کلمه ارتباط یا communication از ریشه لاتین communis به معنی اشتراک گرفته شده است . این کلمه در زبان فارسی به صورت مصدر عربی باب افتعال به کار می رود که در لغت به معنی پیوند دادن و ربط دادن و به صورت اسم مصدر به معنی بستگی پیوند پیوستگی و رابطه کاربرد دارد .
در مورد تمایز دو واژه ارتباط یکی به معنای مفرد communication و دیگری به معنای جمع communications محققان عقیده دارند کلمه ارتباطات به صورت مفرد نشانگر فرایند و جریانی است که پیام را از منبع یا فرستنده به مقصد یا گیرنده ارسال می کند اما کلمه ارتباطات به صورت جمع به معنی ابزار و وسایل پیام رسانی می باشد .
در صورتی که قصد پیام دهنده از انتقال پیام برای گیرندگان زیادی مطرح باشد آن را ارتباط جمعی می گویند . ویلبر شرام در کتاب فراگرد و تاثیر ارتباط جمعی می گوید : (( در فراگرد ارتباط به طور کلی ما می خواهیم با گیرنده پیام خود در یک مورد و مسئله معین همانندی یا اشتراک فکر ایجاد کنیم .)) فرهنگ انگلیسی به فارسی آریان پور برای لغت communication معادل های فارسی زیر را ارائه داده است : ارتباط خطوط ارتباطی وساسل ارتباطی مبادله گزارش ابلاغیه ابلاغ اطلاعیه نقل و انتقال مراوده اخبار مشارکت جلسه رسمی و سری فراماسیون ها عمل رساندن کاغذ نویسی مکاتبه و سرایت را ارائه داده است .
ارسطو فیلسوف یونانی شاید اولین اندیشمندی باشد که حدود 2300 سال پیش نخستین بار در زمینه ارتباط سخن گفت . او در کتاب مطالعه معانی بیان ( ریطوریقا ) که معمولا آن را مترادف ارتباط می دانند در تعریف ارتباط می نویسد : (( ارتباط عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران . ))
انجمن بین المللی تحقیقات ارتباط جمعی تعریف زیر را برای ارتباط ارائه داده است : (( منظور از ارتباط روزنامه ها نشریات مجلات کتاب ها رادیو تلویزیون آگهی ارتباطات دور و پست است . همچنین ارتباط چگونگی تولید و توزیع کالاها و خدمات مختلفی را که وسایل و فعالیت های فوق به عهده دارند و مطالعات و تحقیقات مربوط به محتوای پیام ها و نتایج و آثار آن را در بر می گیرد . ))
ژوزف تی کلاپر در کتاب تاثیر ارتباط جمعی می گوید : (( ارتباط جمعی عبارت است از رساندن اطلاعات ایده ها و برداشتها از طریق وسایل ارتباط و دریافت این اطلاعات به وسیله عده زیادی از انسان ها در یک زمان . )) او در این مورد اضافه کرد که یکی از ویژگیهای ارتباط جمعی عظمت نفوذ آن است .

سادنی هید در کتاب برنامه های رادیو و تلویزیون در آمریکا در این باره می گوید : (( واژه ارتباط جمعی حاوی پنج ویژگی است : 

 1- تعداد گیرندگان وسایل ارتباط جمعی نسبتا زیاد است .
2- ترتیب گیرندگان بسیار متنوع است .
3- با ارسال پیام از طریق وسایل ارتباط جمعیی نوعی تکثر پیام به وجود می آید .
4- توزیع پیام سریع است .
5- هزینه برای مصرف کننده کم است
.

تعاریف گوناگونی درمورد ارتباط وجود دارد که از بحث این تحقیق خارج است . چون هر دانشمندی از یک نقطه نظر به ارتباط نگاه کرده است . بعضی به پیام توجه کرده اند و بعضی به معنی یا فرستنده و گیرنده پیام و حتی تاثیرات آن بر محیط و جامعه ولی به طور کلی تعریف جامع زیر نوشته دکتر علی اصغر کیا در کتاب ارتباطات جمعی و روابط بین الملل جالب است : (( ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پیام از سوی فرستنده برای گیرنده مشروط برآن که در گیرنده پیام مشابهت معنی با معنی مورد نظر فرستنده پیام ایجاد شود . )) این تعریف یک توضیح ریاضی نیز دارد . هر چه معنای مورد نظر در فرستنده پیام با معنی متجلی شده در گیرنده پیام مشابهت بیشتری داشته باشد ارتباط کاملتر خواهد بود .
نظریه ها
نظریه های انتقادی و رادیکال : به طور کلی نظریات انتقادی بر نقد جایگاه و آثاراجتماعی وسایل ارتباط جمعی و پیامد های ارتباطی استوار است . از مجموع نظریات رادیکال می توان به موارد زیر اشاره نمود .

1- مارکسیسم کلاسیک ( orthodox marxism ) : مارکس ضمن تفکیک زیربنا و روبنا در جامعه نقش اصلی را به زیربنا می دهد و روبنا را متعین می داند . به عقیده وی ساختار اقتصادی موجب تغییرات فرهنگی می شود . وی زیربنا را همان شیوه معیشت می داند و روبنا را ایدئولوژی . به اعتقاد مارکس طبقه ای که ابزار تولید را مالک است . یعنی بر زیربنا مسلط است برای بقا و ماندگاری خود اندیشه های متناسب با آن را تولید می کند . به عبارت دیگر اندیشه هیئت حاکمه اندیشه حاکم بر جامعه است . لذا وی آزادی جامعه بورژوایی را ناممکن می داند و معتقد است وقتی امکانات و اختیارات جامعه در دست طبقه کارگر باشد آزادی واقعی مطبوعات میسر می شود و خلاصه این که نگرش مارکسیسم کلاسیک سلطه سرمایه داری بر امکانات و شیوه های تولید را موجب ناکارایی وسایل ارتباط جمعی می داند .

2- نظریه اقتصاد سیاسی رسانه ها ( political economic ) : این نظریه بر وابستگی جهان بینی به زیرساخت اقتصادی تاکید دارد و توجه پژوهش و تحقیق را متوجه تحلیل تجربی ساختار مالکیت و انواع عملکرد نیروهای بازار رسانه ها می داند و به همین دلیل است که نهاد رسانه ای را بخشی از نظام اقتصادی می پندارد که با نظام سیاسی پیوند تنگاتنگ دارد . ویژگی بارز اطلاعاتی که رسانه ها برای جامعه تولید می کنند از طریق ارزش مبادله ای پیامهای مختلف رسانه ای و منافع اقتصادی مالکان و تصمیم گیرندگان روشن می شود . نتیجه چنین وضعی را باید در کاهش منافع رسانه ای مستقل تمرکز بر بازارهای بزرگ تر و نفی بخشی های ضعیف تر و فقیرتر مخاطبان بالقوه مشاهده کرد . طبق نظریه اقتصادی سیاسی رسانه ها موسسات فرهنگی نیز اسیر چنگال سرمایه هستند و به آنها مانند یک موسسه تجاری و سودآور نگریسته می شود . یعنی در یک کلام منطق بازار مسلط بر حوزه اندیشه و فرهنگ است .

.
3- مطالعات فرهنگی ( cultural studies)
در این نظریه در مقایسه با نظریات مارکسیسم کلاسیک و اقتصاد سیاسی رسانه ای جایگاه مستقل و آزادتری برای فرهنگ در نظر گرفته می شود و به اقتصاد صرف تاکید نمی شود . در این نظریه کسانی مثل گرامشی لویی آلتوسر و روژه گارودی هر کدام عامل فرهنگی را موثرتر از اقتصاد می دانند . از دیدگاه مک کوئیل این نظریه به جای پرداختن به عوامل ساختاری و اقتصادی جهان بینی که گرایش به طبقه دارد بیشتر به خود جهان بینی نظر دارد . به این ترتیب وسایل ارتباط جمعی از نظر افرادی چون آلتوسر جزو ابزارها و دستگاههای ایدئولوژیکسرمایه داری محسوب می شوند .

4- مطالعات فرهنگ توده ( mass culture studies )
مجموعه نظریاتی است متاثر از مکتب فرانکفورت . معروف ترین صاحب نظر در این مجموعه ادگارمورن است با طرح نظریه زمان زدگی به مسئله صنایع فرهنگی و فرهنگ توده شکل تازه ای بخشیده است .وی عقیده دارد با پایان قرن نوزدهم عصر استعمار مادی و جغرافیایی به پایان می رسد و با آغاز قرن بیستم استعمار فکر و اندیشه که دارای زمینه های نامحدود است آغاز می شود . با تحولات صنعتی صنایع فرهنگی جدید هم به وجود می آید که دارای همان خصوصیات تولید تجاری هستند . فرهنگ توده محصول همین صنایع فرهنگی است . این فرهنگ فرهنگی سطحی و مبتذل است که در سطح انبوه پیش می رود و خلاقیت و ابتکار را از بین می برد و کار فرهنگی را تبدیل به کالای تجاری می کند . در حقیقت صنایع فرهنگی در پی فروش فکر به صاحبان کالا هستند . به این ترتیب ادگارمورن معتقد است که به جای نویسنده در مطبوعات و رسانه های جدید نویسا به وجود می آید . چنین فرهنگی که عمدتا از رسانه ها تراوش می شود مبتنی بر ستاره پرستی و شخصیت سازی است تا با تولید ظاهری و خودبیگانگی جامعه افراد را در اضای دو نیاز تقویت شده یاری دهد نیاز به همانند جویی و نیاز به فرافکنی زمان زدگی از نظر مورن به معنای غیر سیاسی شدن جامعه است که از فرهنگ توده به وجود می آید .

5- مکتب فرانکفورت ( frankfurt school )

بیشتر مطالعات مکتب فرانکفورت در جهت انتقاد از جامعه نوین و اجزای سازنده اش بوده است . در حالی که نظریه مارکسیست کلاسیک بیشتر راجع به اقتصاد بود جهت گیری این مکتب معطوف به سطح فرهنگی و انچه که واقعیت جامعه سرمایه داری نوین می خواند بوده است . طبق نظریه مکتب فرانکفورت کانون تسلط جهان نوین از قلمروی اقتصادی به قلمروی فرهنگی منتقل گشته است . طبق این نظر در جامعه نوین سرکوب ناشی از عقلانیت جای استعمار اقتصادی را به عنوان مسئله اجتماعی غالب گرفته است .

مکتب فراکفورت تفکیکی را که وبر میان عقلانیت صوری و عقلانیت ذاتی قائل شده آشکارا پذیرفته است . عقلانیت صوری به منزله کارآمدترین وسایل برای حصول اطمینان از رسیدن به مقصود است که این عقلانیت را خرد تکنولوژیک می خوانند و هدفش خدمت به خدمت به نیروهای سلطه گر است نه رهاساختن مردم از بند تسلط . در مقابل عقلانیت ذاتی یا فرهنگی مستلزم ارزیابی وسایل برای رسیدن به عدالت شادمانی و صلح است . ویژگیهای عمده این مکتب عبارت اند از :
1- مکتب فرانکفورت با مکتب مارکسیسم کلاسیک شباهت زیادی دارد اما ار احزاب کمونیستی به اندازه احزاب دست راستی دور است .
2- قائل به جدایی و تفکیک ارزش از دانش نیست .
3- تلاش انسان را برای تسلط بر طبیعت به سرکوبی آزادی فردی و محدودیت آگهیهای بشر می داند .
4- جوامع را به سوی یکپارچگی و اداره شدن واحد می پندارد .
آدورنو و هورکهایمر از شاخصهای این نظریه هستند و دیدگاهی انتقادی از مارکسیسم داشتند و معتقد به مارکسیسم بدون پرولتاریا بودند . اساسا دیدگاه ای مکتب بر نقد اثبات گرایی یا پوزیتیویزم استوار است .
رسانه ها با تولیداتی که محتوای خاصی دارند مخاطب را مسخر خویش کرده و آن ها را در جهت اهداف خود هدایت می کند، ولی اغلب نیز مشاهده شده که رسانه ها نتوانسته اند مخاطب را به طور کامل در اختیار درآورند. هر چند یکی از راهکارهای آن ها در این زمینه تبلیغات است که بسیار نیز از آن استفاده می کنند و تمام سرمایه خود را از این طریق بدست می آورند.
امروزه رسانه ها کاملا در اختیار دولت ها هستند، ولی گذشته از آن باید سخنگوی حزب پرولتاریا نیز باشند و در تحکیم وحدت مردم دخالت داشته باشند. در صورتی که اگر رسانه ای عمومی نباشد هیچ جایگاهی ندارد.
محتوای رسانه ها با اهداف و اغراض گوناگونی صورت می گیرد و این در حالی است که این محتوا بیشتر بعد سیاسی و تبلیغاتی یافته است و از طریق پروپگاندا در جهت جذب مخاطب و هماهنگ کردن آن ها با اهداف خود گام برمی دارند و کشورها برای رسیدن به توسعه باید با ابزار رسانه در تمامی ابعاد مادی و معنوی خویش پیش رود.
در کشورهای مختلف احزاب و جناح های مختلفی وجود دارند که صاحب و یا مدیر رسانه هستند و با میتینگ هایی که برگزار می کنند و یا روزنامه ای که به طور حتم دارند خود را به جامعه معرفی می کنند تا بتوانند گروهی را با اهداف خود همسو کنند، در نتیجه رسانه ابزار کار سیاسی قرار گرفته است.
یکی از صاحبنظران به نام ویلبر شرام درباره رسانه ها و وظایف آن ها به طور مفصل توضیح می دهد که در این مقال گذری هر چند کوتاه به نظراتش داریم.
ویلبر شرام درباره نقش رسانه های گروهی در توسعه ملی خوشبین است. به اعتقاد وی رسانه های گروهی می توانند در کشورهای در حال توسعه افق ها را گسترش دهند و به انتقال فکر کمک کنند و سطح فکر فردی و ملی را بالا ببرند. رسانه های اطلاعاتی و خبری واسطه اصلی بین سیاست گذاران و توده مردم هستند، رسانه ها توده ها را بسیج می کنند تا اندیشه های جدید و تکنیک های مدرن را بپذیرند.
نقشی که رسانه ها بر عهده دارند این است که با دستکاری افکار عمومی، ساختن ایدئولوژی و فرهنگ توده ای، پرورش شهروندانی نقاد، ایجاد همبستگی اجتماعی، جامعه ای باز و کثرت گرا داشته باشند.
اکنون که در قرن 21 بسر می بریم کم تر شخص و یا جامعه ای را سراغ داریم که از نفوذ رسانه ها مصون مانده باشند، رسانه ها در نفوذ بر نگرش و ادراک مخاطبان موثر هستند و میزان این تاثیر گذاری نیز درمیان آحاد جامعه در نوسان است و هر چه از دانش بیشتری برخوردار باشد، تاثیرات منفی کمتری را می پذیرد و بالعکس.
در قرن 20 عصری را پشت سر گذاشتیم که جوامع به سمت صنعتی شدن پیش می رفتند و با گذراندن این عصر و وارد شدن به قرن 21 افقی را پیش رو داریم که جوامع به سمت اطلاعاتی شدن و یا همان جامعه اطلاعاتی سوق پیدا می کنند.
بنابراین باید تا آن جا که می توان از راهبردهای توسعه به دور نماند و از ابزار رسانه ای به نحو مطلوب و در جهت پیشرفت جامعه استفاده کرد زیرا عقب ماندن از عصر اطلاعات و آگاهی نداشتن از دنیای پیرامون می تواند نتایج نا مساعدی را برای جوامع در پی داشته باشد که برای جبران آن نیز زمان مجال آن را نخواهد داد.
دو نظر متفاوت درباره اثرات رسانه های همگانی در جامعه وجود دارد در وهله اول منتقدان که بر این باورند که رسانه های جمعی مسئول جنایت های روز افزون و تضعیف روحیه عمومی از یک سو و کاهش حس اخلاقی و نگرش صحیح سیاسی از سوی دیگرند و دیگری حامیان رسانه های جمعی که معتقدند این رسانه ها عامل آشکار سازی فساد مالی، افشای تحولات سیاسی، تبادل اطلاعات، افکار و عقاید می باشند.
پس، ما بعنوان عضوی از این جامعه که همه تکاپویش به سمت توسعه وتوسعه یافتگی معطوف است، لحظه ای فرض کنیم که این وسایل نبودند و یا اصلا ابزاری بعنوان رسانه ها وجود نداشتند چه اتفاقی می افتاد؟  

آیا رسانهای ما نقشی در پیشرفتهای گفته شده دارند؟