وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

مغایرت زمان ما(یاداشت تحقیقی) لطفا بادقت و تفکر بخوانیداین یک واقیت به تمام معناست

مغایرت زمان ما

 

-ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر؛  

 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر،ادعای بیشتراماعملکردکمترداریم. 

 

-متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمترداریم.  

 

-بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، 

 تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم. 

 

-چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است؛خیلی زیاد صحبت می کنیم، 

 به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم.   

 

-زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم 

 و نه زندگی را به سالهای عمرمان؛خانه تکانی می کنیم اماذهن تکانی نداریم.  

 

-ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر؛  

 

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم؛  

 

ما تا کره ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم. 

-فضای بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضای درون را، ما اتم را شکافته ایم اماتعصب راحفظ کرده ایم.خانه تکانی می کنیم ولی اندیشه تکانی نداریم.   

 

-بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشترحرف می زنیم اّما کمتر به انجام  می رسانیم.  

 

-عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن را، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر. 

  

-فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اّما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بالاتراّما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اّما خانواده های از هم پاشیده.  

 

بدین دلیل هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.   

 

 زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید. 

  

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه عمرتان باشد. 

 

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می گویید که " 

یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" 

 ممکن است کسی نباشد که آن را دریافت کند و یا شاید شما اینجا نباشید ...

 

سخنان حکیمانه(یاداشت تحقیقی)

سخنان حکیمانه




جبران خلیل جبران : طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زیبایی اش لذت بریم.چرا انسان باید آنچه در طبیعت ساخته شده است را از بین برد ؟جبران خلیل جبران : چنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر دهد و آن را به زردی درآورد ، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسی هم که مرتکب گناهی می شود قادر نیست بدون خواست و اراده ناپیدای شما و نیز بدون آگاهیهای مرموز دل شما مرتکب بزهکاری شود ، زیرا شما همگی در یک قافله رو به سوی ذات الهی در حرکتید (راه شمایید و رهروان شما ) .
کریستین : برای ازدواج کردن، بیش از جنگ رفتن، شجاعت لازم است.
بزرگمهر : چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد
ارد بزرگ : برای آنکه به پایین پرتاب نشویی ، دست گیر آدمیان شو .
فردریش نیچه :جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد.آلن لاکین : برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.
ارد بزرگ : برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن .
هنری ترو : از این نکته مشوق تر نمی توان که بشر دارای دارای قدرت انکار ناپذیری است که می تواند با یک مجاهدت آزادی زندگی خود را اعتلا دهد اگر کسی در جهت رویا و تخیل های خویش راه برود و کوشش کند و آن زندگانی ای را که در عالم خیال برای خود مجسم کرده است فراهم سازد با موفقیتی که در لحظه های عادی غیر منتظره است مواجه خواهد شد.
ارد بزرگ : برای آنکه فربه شوی ، نخست با خود یکی شو .
بزرگمهر : باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم ، در هر کاری او را بینا دانیم و باور کنیم که روزی ده مختار اوست .
جبران خلیل جبران : انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد .
اُرد بزرگ : اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است.
پلورک :هرگز نباید چیزی را که نمی توانید بهتر از آن را جایگزینش سازید از بین ببرید .
پی یرژانه : اگر عینک عادت ندارید عینک تجربه را به چشم بزنید و اگر عینک عادت دارید روی آن باز هم عینک تجربه را به چشم بزنید .یانگ : آدمی برای شک کردن آفریده نشده ، برای پرسیدن آفریده شده .
اُرد بزرگ : اگر آماده نباشیم بهترین بخت ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست کمتر به پیروزی خواهد رسید ، آمادگی یعنی بروز بودن داشته ها و دانش بیشتر در هر پیشه و کاری .
فوربس : کسی به حساب می آید که دیگران را به حساب بیاورد.
اُرد بزرگ : اگر دربند اکنونتان باشید نمی توانید گامی بسوی پیروزی بردارد .
فردریش نیچه :با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد.
فن لوبرتیس : وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم ، به یاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .
ارد بزرگ : اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی .
بزرگمهر : به بسیار گفتن آبروی خود مبر .
فردریک رایش اول : امر سیاست در ایجاد فرصت نیست , بلکه از فرصت اسفاده کردن است
فردریش نیچه :آسودگی مادر هر روانشناسی است. آنگاه آیا هر روانشناسی تباهی است؟
ارد بزرگ : اگر دیگران را با زیباترین منشها بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم .
فرانسوا کوپه : گریه در روزهای مصیبت ، چون باران در صحرای سوزان سبب ادامه زندگی می گردد .
نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام .
فردریش نیچه :باور چیست ؟ از کجا سرچشمه می گیرد ؟ هر باور چیزی را حقیقی انگاشتن است.
ارد بزرگ : اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار .
بیل وگان : هیچ مریضی ، مریضتر از کسی نیست که روز تعطیلش بیمار شده باشد .
جبران خلیل جبران : اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .
که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا .
بروکتر : آتشی که جسم و جان را می سوزاند غالباً به دست خودمان روشن شده است .
باب بارکر : بدگمان کسی است که خیال می کند تمام مردم دنیا به بدی او هستند .
سر والتر اسکات : کسی که شجاعت ندارد ، در او حقیقت نیز موجود نیست و کسی هم که حقیقت ندارد ، صاحب فضیلتی نیست.
ارد بزرگ : اگر دست سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد .
بزرگمهر : بیزاری بجوی از کسی که دریغش می آید که کسی از نیکی و یاری کس دیگر بهره یابد ، نه دانشور است و نه می خواهد که از دانش دیگران سود جوید .
توماس مان : سعادت آن نیست که انسان خود به خود دوست داشته باشد ، بلکه عبارت از این است که غرور آمیخته با نفرتی اقناع شود . سعادت رسیدن به لحظاتی است که انسان دوست می دارد در کنار کسی که دوست می دارد بسر برد .فردریش نیچه :باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است.
ترنس : هنگامیکه امید در کسی بمیرد کینه و انتقام در او زنده می گردد ، هرقدر امید کمتر باشد ، عشق بزرگتر است .
ارد بزرگ : اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی .
توماس فاول باکستون : هر چه بیشتر عمر می کنم بیشتر اطمینان پیدا می کنم که تفاوت عمده انسانها ، تفاوتبین انسان ضعیف و قوی ، بین انسان بزرگ و کوچک میزان توانایی یا اراده استوار و خلل نا پذیر آنهاست . به این معنی که انسان قدرتمند هنگامی که هدفی را برای خود مشخص می کند دو راه بیشتر پیش رو ندارد : یا مرگ یا پیروزی.
فردریش نیچه :باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد.
جک لندن: هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!
ارد بزرگ : اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو .
جبران خلیل جبران : چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری .
فردریش نیچه :باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش به زمین وفادار بمانیم .

آیا یلدا واقعا بلندترین شب سال است؟ (یاداشت تحقیقی)

       آیا یلدا واقعا بلندترین شب سال است؟



یکی از ویژگی‌های ایرانیان باستان برگزاری جشن‌های متعدد در اوقات مختلف سال است که تقریباً همگی آنها در پیوند با پدیده‌های طبیعی هستند و به همین دلیل بر مبنای تقویم خورشیدی مشخص می‌شدند. در گاهشماری تقویمی ایران باستان هرروز از ماه دارای نام خاص خود بود و هر بار که نام ماه و نام روز با هم منطبق می‌شد، جشنی بدین مناسبت برپا می‌شد. علاوه بر این جشن‌های ماهیانه، آیین‌هایی دیگری نیز در طول سال برگزار می‌شد که از آن میان، آیین شب یلدا هنوز هم در میان ایرانیان گرامی داشته می‌شود.


یلدا، واژه‌ای سریانی به معنای تولد است و آیین یلدا ریشه در یکی از آیین‌های ایران باستان یعنی میتراییسم یا پرستش مهر دارد و جالب این‌جاست که بر مبنای علمی و نجومی بنا شده است. مهرپرستان شب یلدا را شب تولد ایزد مهر، میترا می
‎‎پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند. گفته شده که در این شب میترا (ایزد خورشید) از دل سنگی درون غاری به دنیا آمد. تندیس میترا معمولاً در حال قربانی کردن گاو نر ترسیم شده است.شب یلدا آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال است و مردمان باستان، این شب را بسیار شوم و نامبارک می‌دانستند؛ از این رو تا سپیده‌دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر، خود را سرگرم می‌کردند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه آنان را تضعیف نکند.


از یلدا به عنوان «شب چله» نیز یاد می‌کنند، چرا که چهل روز پس از آن، دهم بهمن، جشن سده برگزار می‌شود. ایرانیان در این شب با فراهم آوردن خوراکی‌های گوناگون تا بامداد به انتظار دیدار نخستین پرتوهای خورشید بیدار می‌نشستند. روز یکم دی ( خرم‌روز یا خور روز یا روز خورشید) از گرامی‌ترین روزهای ایرانیان و یکی از جشن‌های آیین زرتشتی بوده است.

هرمان هیرت، زبان‌شناس بزرگ آلمانی معتقد است که دِی- به معنای روز در انگلیسی- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است.
آیین پرستش مهر پس از حمله اسکندر به ایران، همراه با سربازان یونانی به اروپا برده شد و به طور گسترده‌ای در اروپا مورد توجه قرار گرفت، طوری‌که در سده‌های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید. باید توجه داشت که طبق نظر محققین، جشن میلاد مسیح (ع) که در قرن چهارم میلادی به روز ۲۵ دسامبر تثبیت شد، در اصل جشن ظهور مهر بوده است.

دلایل نجومی شب یلدا
محور دوران وضعی زمین نسبت به صفحه دورانش به دور خورشید کج است، یعنی آنکه محور دوران زمین بر صفحه گردش زمین به دور خورشید عمود نیست بلکه از حالت قائم به اندازه ۲۳٫۵ درجه انحراف دارد و در همان حالی‌که زمین به دور خودش می‌چرخد، به دور خورشید نیز گردش می‌کند.

برای ما که بر روی زمین قرار داریم، این‌طور به نظر می‌رسد که خورشید در حرکتی سالیانه در آسمان جابه‌جا می‌شود. به مسیر حرکت ظاهری خورشید در زمینه آسمان در مدت یک سال خورشیدی، دایرة‌البروج گفته می‌شود. ناظر زمینی این‌طور تصور می‌کند که خورشید روی دایره‌البروج مسیری را از بین صورت‌های فلکی مختلف طی می‌کند. در واقع حرکت خورشید در دایرة‌البروج ناشی از حرکت سالیانه زمین به دور خورشید است. مشابه این پدیده در حرکت روزانه زمین نیز اتفاق می‌افتد و به دلیل حرکت غرب به شرق زمین، به نظر می‌رسد که خورشید و ستارگان در طی شبانه‌روز از شرق به غرب جابه‌جا می‌شوند.


از آن‌جایی‌که صفحه چرخش مدار زمین حول خورشید بر استوای زمین منطبق نیست و با آن زاویه‌ای حدود ۲۳٫۵ درجه می‌سازد، استوای سماوی که امتداد استوای زمین در فضا است نیز با دایرة‌البروج هم‌صفحه نیست و زاویه ۵/۲۳ درجه می‌سازد. برای ما که بر روی زمین زندگی می‌کنیم، همین زاویه عامل پدید آمدن فصول است.


استوای سماوی و دایرة‌البروج یکدیگر را در دو نقطه قطع می‌کنند که به آنها نقاط اعتدالین گفته می‌شود. در روز اول بهار که اعتدال بهاری است، خورشید دقیقاً در شرق طلوع می‌کند؛ اما هر چه به انتهای فصل بهار نزدیک می‌شویم، فاصله خورشید از استوای سماوی بیشتر می‌شود و نه تنها طول روز (فاصله بین طلوع تا غروب خورشید) بیشتر می‌شود، که محل طلوع خورشید کمی به سمت شمال تغییر می‌کند. هرچه عرض جغرافیایی بیشتر باشد، این جابجایی نیز بیشتر است.

این رویداد در اول تیرماه که انقلاب تابستانی است، به اوج می‌رسد و نه‌تنها طول روز به بیشترین مقدار خود در نیم‌کره شمالی می‌رسد، که خورشید از شمال‌شرقی‌ترین حالت ممکن طلوع می‌کند و در شمال‌غربی‌ترین حالت ممکن غروب می‌کند. پس از آن، خورشید آرام‌آرام به استوای سماوی نزدیک‌تر می‌شود تا در اول مهرماه به اعتدال پاییزی برسد و روی استوای سماوی قرار بگیرد. اول مهر هم مانند اول فروردین، خورشید دقیقا از شرق طلوع می‌کند، دقیقا در غرب غروب می‌کند و طول روز هم ۱۲ ساعت است.


پس از اعتدال پاییزی، خورشید به جنوب استوای سماوی می‌رود و برای ساکنین نیمکره شمالی، روزها کوتاه‌تر می‌شود. بنابراین خورشید مدت کمتری در آسمان قرار دارد. محل طلوع خورشید هر روز بیشتر به سمت جنوب منحرف می‌شود و طول روز کاهش مییابد. این وضعیت در اول دی ماه که انقلاب زمستانی است، به اوج خود می‌رسد: خورشید از جنوب‌شرقی‌ترین حالت ممکن طلوع می‌کند، در جنوب‌غربی‌ترین حالت ممکن غروب می‌کند و طول روز هم به کمترین مقدار خود می‌رسد. در ظهر اول دی، ارتفاع خورشید در آسمان به کمترین مقدار خود می‌رسد که این مقدار در شهر تهران به ۳۰٫۵ درجه است و در دیگر شهرهای ایران می‌توان مقدارش را از رابطه «عرض‌جغرافیایی - ۶۶٫۵» بدست آورد.

در چنین شرایطی، زمین کمترین مقدار نور و گرما را از خورشید دریافت می‌کند و این بهترین مناسبت برای آغاز زمستان در نیمکره شمالی است. هم‌چنین از آن‌جا که خورشید کوتاه‌ترین مسیر ممکن را بر فراز افق طی می‌کند، دقیقاً در شب انقلاب زمستانی یعنی آخرین شب پاییز که ایرانیان از چند هزار سال پیش آن را می شناختند و شب یلدا نام نهادند، طول شب (فاصله غروب امروز تا طلوع خورشید در روز بعد) به بیشترین مقدار خود می‌رسد.


طول شب یلدا در مناطق مختلف کره زمین متفاوت است. انقلاب زمستانی امسال در ساعت ۳:۰۸ بامداد اول دی‌ماه اتفاق خواهد افتاد. در تهران این مقدار حدود ۱۴ ساعت و ۱۷ دقیقه است و هر چه به شهرهای شمالی (با عرض جغرافیایی بالاتر) برویم، مقدار آن افزایش می‌یابد. در ایران بیشترین طول شب یلدا در شمال غرب و شهرهایی مانند ماکو در آذربایجان غربی و پارس‌آباد (در شمال استان اردبیل) با ۱۴ ساعت و ۳۹ دقیقه اتفاق می‌افتد.


طبیعی است شهرهای شمالی کره زمین بخصوص در اسکاندیناوی مانند هلسینکی و استکهلم با شب‌های طولانی‌تر از ۱۸ ساعت، شب یلدای طولانی‌تری را سپری خواهند کرد. در مقابل، هرچه به استوا نزدیک‌تر شویم، طول شب یلدا کوتاه‌تر می‌شود تا جایی‌که در خود استوا، این مقدار به ۱۲ ساعت می‌رسد. استوا، تنها جایی از زمین است که طول شب و روز در هر زمان از سال برابر ۱۲ ساعت است.


اگر از استوا به نیم‌کره جنوبی برویم، اوضاع دقیقا برعکس می‌شود. اول دی در نیم‌کره شمالی که مقارن با انقلاب زمستانی است، در نیم‌کره جنوبی متناظر با اول تابستان و طولانی‌ترین روز سال است. هرچه عرض جغرافیایی جنوبی‌تری بگیرید، طول روز طولانی‌تر خواهد شد، تا جایی‌که از عرض جغرافیایی ۶۶٫۵ درجه جنوبی تا قطب جنوب، خورشید تمام شبانه‌روز را بر فراز افق سپری خواهد کرد و روز طولانی قطبی اتفاق خواهد افتاد.

سخنان به یاد ماندنی(یاداشت تحقیقی)

سخنان به یاد ماندنی



بهترین سخنان حکیمانه از بزرگان

ژوبرت : جوانی ستاره ای است که فقط یکبار در آسمان عمر طلوع می کند .
ارد بزرگ : شروع هر روز، نو شدنی دوباره است ، و دمی برای پویایی بیشتر .ژرژ هربرت : یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .
ارد بزرگ : شب زندگی برای مرد کهن ، همچون روز روشن است .
دین بریگز: کار خودتان را انجام دهید ، اما نه فقط در حد وظیفه بلکه اندکی بیشتر و از روی سخاوت . همین مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد.
فردریش نیچه :آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است.
نیچه : بشر در این دنیا بیشتر از همه موجودات مصیبت و عذاب کشیده ، بهترین دلیلش هم این است که در بین تمام آنها فقط او می تواند بخندد .
اُرد بزرگ : شکایتی برگ زرد از درخت ندارد ، چون می داند راه دیگری جز جدایی نیست ، راهی که هر آدمی نیز روزی به آن خواهد رسید .
دسه گور : غضب ، نابیناترین ، شدیدترین و زشت ترین ناصحان است .
اُرد بزرگ : شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان .
فردوسی خردمند : چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست .
دموستن : آنکه تخم بدی را می فشاند ، بدون شک همه محصول آن را درو می کند .
فردریش نیچه :آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس .
ارد بزرگ : اساس گسترش هر کشور ، فرهنگ است .
فردریش نیچه :آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت.
زکریای رازی : طول کشیدن معالجه را دو سبب خواهد بود : نادانی پزشک ، یا نافرمانی بیمار .
اُرد بزرگ : فرودستی (عوام زدگی) به بهانه ، هم رنگ دیگران شدن ، باور هیچ بزرگی نبوده است .
دیوژن : دو گوش داریم و فقط یک زبان، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم .
دوگلاس مک آرتور : گذشت زمان آدمی را پیر نمی سازد، بلکه ترک آرمانها و کمال مطلوبهاست که ما را فرتوت و افتاده می کنداُرد بزرگ : شگفتا ، می بینم ماتم سرا ، بزمگاهیست و بزمگاه ، ماتم سرای دیگر .
داوید هیوم : خوشبختی مانند پروانه ای است ، اگر او را دنبال کنید از شما فرار می کند ولی اگر آرام بنشینید روی سر شما خواهد نشست .
فردریش نیچه :آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ؛ خنده می زند بر همه نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک.
اُرد بزرگ : نوا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند ، پرده و پیرهن... آنها چگونه؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک نوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم آورد و پدیده های بی جانی ، همچون نامه ، پرده و پیرهن ... به هزار زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال ستایش دمادم زندگی اند ...
ژان روستان : من اگر در بهشت باشم ولی به من بگویند تو حق نداری جهنم را به این بهشت ترجیح بدهی از آن بهشت بیرون می روم .اُرد بزرگ : بدترین گونه اندرز ، همان رو راست پند دادن است .
فردوسی خردمند : این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست .ژرژ هربرت: یک مادر خوب به صد استاد و آموزگار می ارزد.
اُرد بزرگ : قهرمان های آدمهای کوچک ، برسان آنها زود گذرند .
داوید وایت : تا بدبختی را نشناسیم هیچوقت راه بدست آوردن و نگه داشتن خوشبختی را یاد نمی گیریم .
اُرد بزرگ : حرکت جانوران ریز هم بی چهار چوب نیست .
ژان داوید: راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد.
اُرد بزرگ : جدایی دو همسر می تواند بافت یک دودمان بزرگ را از هم بپاشد .
ژوبرت : برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم ، اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم ، احتیاج به جوانی دارم .
فردریش نیچه :آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟
اُرد بزرگ : فرو رفتن خورشید جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است .
فردریش نیچه :آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند.
کالوس کاستاندا : هیچ چیز عوض نمی شود ! شما دیدتان را عوض کنید رمز کار این است .
ارد بزرگ : دودمانی که مرد کهن خویش را خوار می کند ، به تن بی جان آدمی ماند که در پایان خوراک جانوران پلید خواهد شد .فردوسی خردمند : کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد .
کاترین پندر : خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود .
اُرد بزرگ : دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی اداره می شود .
کلود مونه: برای هر کس زمان معینی وجود دارد که قابل انتقال نیست

انسان ِ خرد مند کیست؟(یاداشت تحقیقی)

    انسان ِ خرد مند کیست؟


پتر رسل

    
خرد چیست؟ این کلمه‌را هر روز بسیار می‌شنویم- نیاز به‌خرد،روایت‌های خرد، مکاتب خرد و ... هر یک از ما  مشتاق‌ایم تا بیشتر خردمند باشیم و عقل داشته باشیم دیگران نیز چنین است. بیشترین رنج و آسیب انسان‌ها از عدم موجودیت "خرد" پدید می‌آید.  در مورد خرد چیزهای است که ما همه رویای آن‍‌‌‌‌‌را در سر داریم. اما این چیست که این همه از آن سخن به‌زبان آورده می‌شود و نزد ما از جایگاه و ارزش زیاد بر خور دارد است.
      خرد مند به‌هر کس نمی‌توان خطاب کرد و نیز هر کس خردمند نیست. فردی‌که بتواند در ارتباط با مسایل و امور زندگی قضاوت درست و مناسب و سنجیده ارایه کند، خرد مند هست. انسان خردمند از ویژگی دور اندیشی برخور دار است. آن‌ها با مسایل سطحی بر خورد نمی‌کنند و از دقت عمیق کار می‌گیرند.
     بسیاری‌از مردم در مورد فرایند شکل‌گیری داده ها یا تبدیل شدن داده ها به اطلاعات و به‌دانش اشاره کرده اند. تغیر در الگو و نمونه‌ی داده‌ها معلومات فرد تقویت می‌شود. اطلاعات از وضعیت و حالات متفاوت به‌دانش شخص تعمیم می‌بخشد. تداوم و پیشرفت این‌روند چیزی جدیدی را پدید می‌آورد که آنرا خرد می‌نامند.
    بواسطه علم یا دانش است که می‌آموزیم چه‌گونه در کار های‌بهتر و مورد علاقه‌ی خویش وارد عمل‌شویم. آیا منظور از این‌کار و قصد، ما را به‌طرف "خوب بودن" رهنمون خواهد شد و یا درد سر و رنجش بیشتر را بوجود خواهد آورد؟. 
     خرد منعکس کننده‌ای ارزش‌ها و معیارهای‌است که ما آن‌ها را در علم و دانش خویش به‌کار می‌بندیم که جوهر و ماهیت آن ژرف‌نگری است یعنی ژرف‌نگری در تفکیک خوبی و بدی، مدد رسانی  یا آسیب رسانی و کشف حقیقت  و یا خیال‌بافی های بی مورد.     اشخاص خردمند قادر هستند تا چیزهای درست و مورد علاقه‌ی خویش را از غیر آن تفکیک کند. این‌ها معمولاً جامع و معقول به‌نظر می‌رسند و نیز گرایش ندارند تا            به‌فکر مادیاتِ بیشتر و یا  در صدد شهرت و یا ثروت باشند. بلکه آموخته اند که چه‌چیزی در نزد شان مهم وبا ارزش می‌باشد.
      شاید در حال حاضر، انسان‌ها دارای دانش وسیع باشند، اما نه خرد کافی در پیوند با موضوع سوالات متفاوتی نزد انسان خلق می‌شود یعنی آیا نوع انسان در موقعیت مناسب قرار دارد، تا بقا یابد؟ آیا می‌توان خرد خویش را تقویت بخشید تا ما را قادر سازد که از قدرت شگفت انگیز خویش برای بهبودی خود کار بگیریم، و نیز برای خوبی‌ها وبهبودی نسل‌های‌که جدیداً بوجود می‌آیند؟. و یا چه‌کاری را می‌توان بخاطر تقویت خرد خویش انجام داد؟
    انسان خردمند در واقع جستجو گر خوب است و به‌خاطر دست یافتن به حقیقت لحظه‌ای درنگ نمی‌کند. به سخن بهتر اشخاص خردمند بدون استدلال درست و علمی چیزی را باور نمی‌کند و نمی‌پذیرد یعنی بر اساس قانون علت و معلول، ارتباط میان پدیده‌ها و آشیا بگونه‌ای است که یکی را علت و قسمت دیگری آن‌را معلول می‌نامند و علت شکل دهنده‌ی معلول است. لذا علت و معلول دارای تناسب مشخصی است و این یک اصل اساسی که فکر مان‌را از پذیرش چیزهای‌که بدون علت است، جلو گیری می‌کند در حقیقت به‌افکار انسان نظم و ترتیب می‌بخشد. هدف از این گفته آن‌است که جوهر کار فرد خردمند، کشف علل پدیده‌ها و نیز تجزیه و تحلیل آن‌ها از تمام ابعاد می‌باشد نه پذیرفتن آن‌ها بدون چون و چرا.  یعنی برای یک فرد خرمند دشوار است که از مطلقیت حرف بزند. به‌عبارت دیگر یک انسان که با خرد ورزی سرو کار دارد، به پدیده‌ها و هر چیزی دیگر بصورت نسبی می‌نگرند