وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

دو کمدین معروف سینما که جهان را خنداندن(روحشان شاد)

دو کمدین معروف سینما که جهان را خنداندن(روحشان شاد)


خاطره زنده لورل، کمدین نام‌آشنای جهان سینما

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ه‌ای جیکصد و بیست و پنج سال پیش، در چنین روزهایی، استن لورل متولد شد. کمدین صاحب نامی که ده‌ها سال همراه با اولیور هاردی شیرین‌ترین لحظات تماشاگران‌شان را رقم زد. زوجی هنری با آوازهانی.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

استن لورل، (Stan Laurel) یک کمدین انگلیسی بود. هنرپیشه‌ای نام‌آشنا که سناریونویسی و کارگردانی سینما را نیز در کارنامه خود داشت. کمدینی که همراه با اولیور هاردی یک زوج هنری را تشکیل داد که ده‌ها سال موجب خنده پیر و جوان در هر گوشه‌ای از جهان شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

استن لورل در روز ۱۶ ژوئن ۱۸۹۰ متولد شد و ۷۴سال بعد، یعنی در روز ۲۳ فوریه سال ۱۹۶۵ در ایالات متحده آمریکا درگذشت. و حالا یکصد و بیست و پنج سال از تولد استن لورل می‌گذرد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

نام واقعی و کامل او استن لورل آرتور استنلی جفرسون بود. یکی از پنج فرزند خانواده‌ای هنرمند. پدر و مادرش نیز بازیگر تئاتر و سینما بودند. عکس استن‌ لورل را در کنار پدرش آرتور جفرسون نشان می‌دهد.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

استن لورل کار هنری‌اش را ابتدا با بازیگری در تئاترهای لندن آغاز کرد. در سال ۱۹۱۰ او همراه با یک گروه بازیگر برای انجام یک نمایشنامه به آمریکا سفر کردند. یکی از دیگر کسانی که در این گروه حضور داشتند، چارلی چاپلین، نابغه سینما بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اولین نقش سینمایی او بر می‌گردد به سال ۱۹۱۷. نقشی که شهرت زیادی برای لورل به ارمغان نمی‌آورد. ۴ سال بعد، برای اولین بار با اولیور هاردی جلوی دوربین ظاهر می‌شود. فیلمی به نام “سگ خوشبخت”. اما شهرت از زوج کمدی بر می‌گردد به سال ۱۹۲۷.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

این فرد انگلیسی لاغر در کنار آن کمدین آمریکایی فربه عنوان موفق‌ترین زوج هنری فیلم‌های کمدی را از آن خود ساختند و به‌ درستی باید گفت که فیلم‌های صامت آن زمان بدون این زوج هنری قطعا این شور و هیجان را نمی‌داشت.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زل زدن‌های معصومانه و تبسم‌های بچگانه لورل در کنار برخوردهای عصبی هاردی باعث خنده تماشاگران می‌شد. گفته می‌شود که تماشاگر در چهره لورل ضعف‌ها و “خرابکاری‌های” خود را باز می‌یافت و همین امر باعث خنده او می‌شد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نقش هنری از دو کمدین بر روی پرده سینما از همان ابتدا خیلی دقیق تعریف شد. لورل نقش کمابیش کودکانه‌ای را برعهده گرفت و هاردی نقش پدری را که اعصاب‌اش به علت ندانم‌ کاری‌ها و خطاهای بامزه لورل به هم ریخته است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تا سال ۱۹۵۱ لورل و هاردی در یکصد و سی فیلم بلند و کوتاه نقش‌آفرینی کردند. در حالی‌که هاردی بیش‌تر به بازیگری توجه داشت، این لورل بود که با ایده‌ها و خلاقیت خود بر کیفیت کار مشترک‌شان می‌افزود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تاثیر کار موفق و درخشان لورل و هاردی ده‌ها سال پس از مرگ آن‌ها نیز بر هنرنمایی کمدین‌های جهان نقش می‌زند و کمدین‌ها از ایده‌ها و بازی‌های این زوج موفق هنری کماکان می‌آموزند و بهره می‌گیرند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گذر از فیلم‌های صامت به فیلم‌های ناطق را لورل و هاردی به خوبی از سر گذراندند و در این پهنه نیز با موفقیت تمام نقش‌آفرینی کردند.


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

مرگ اولیور هاردی در سال ۱۹۵۷ پایان این فصل شیرین سینمای کمدی بود.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

استن لورل در مجموع ۵ بار ازدواج کرد. حاصل ازدواج نخست او دو فرزند بود. پسرش رابرت استانلی اندک زمانی پس از تولد در سال ۱۹۳۰ درگذشت. مرگ دلخراش فرزند باعث شد که لورل به الکل پناه برد. عکس لورل را همراه با دخترش نشان می‌دهد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

سال ۱۹۶۱، لورل موفق به دریافت جایزه اسکار شد. جایزه‌ای به پاس یک عمر فعالیت هنری درخشان. لورل ۴ سال پس از آن درگذشت.

سخنان زیبا و خردمندانه از فردوسی بزرگ

سخنان زیبا و خردمندانه از فردوسی بزرگ



چو نیکو منش باشی و برد بار / نگردی به چشم خردمند خوار. از آن پاک دین تر کس را مجوی / که خوانند خلقش پسندیده خوی.((فردوسی)) 


از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند.((فردوسی)) 


فرمان ایزد به جهانداران، عطا و بخشش است.((فردوسی)) 


اگر مرگ را بر خود آسان کنی/ خود مرگ را هم هراسان کنی ((فردوسی)) 


بهر کار فرمان مکن جز به داد / که از داد باشد روان تو شاد. جز از داد و خوبی مکن در جهان / چه در آشکار و چه اندر نهان.((فردوسی)) 


کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت.((فردوسی)) 


به این زمین گرد که به سرعت می گردد بنگر که درمان ما در آن است و درد ما نیز. نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش می کشد، نه آرام می شود و نه همچون ما تباهی می پذیرد.((فردوسی)) 


هنر برتر از گوهر آمد پدید.((فردوسی)) 


نخستین مرحله ی شناخت آفرینش همانا خرد است؛ چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که ناگزیر هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد.((فردوسی)) 


افسوس که جویندگان خرد اندکند. باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد.((فردوسی)) 


دانایی توانایی به بار می آورد و دانش، دل پیران را جوان می سازد.((فردوسی)) 


گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است.((فردوسی)) 


خرد، برترین هدیه الهی است.((فردوسی)) 


خرد و دانش مرد دانا در گفتار او آشکار است.((فردوسی)) 


کسی که خرد ندارد، همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است.((فردوسی)) 


بی خردی، اسارت در پی دارد و خرد، موجب آزادی و رهایی است.((فردوسی)) 


خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد، چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند.((فردوسی)) 


خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است.((فردوسی)) 


کسی به فرجام زندگی آگاه نیست، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد.((فردوسی)) 


دانش، ارزش آن را دارد که برای آن رنجها بکشی.((فردوسی)) 


چراغ مایه راندن تاریکی است و بدی، جوهر تاریکی در زندگی آدمی است که باید از آن دوری جست.((فردوسی)) 


بی خردی است که بگویم کسی بدی را بی دلیل انجام می دهد.((فردوسی)) 


رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست.((فردوسی)) 


اگر برای انجام کاری بزرگ زمان نداری، بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری.((فردوسی)) 


کتاب زندگی گذشتگان، جان تاریک را روشنی می بخشد.((فردوسی)) 


این جهان سراسر افسانه است و جز نیکی و بدی، چیزی باقی نیست.((فردوسی)) 


کسی که به آبادانی می کوشد، جهان از او به نیکی یاد می کند.((فردوسی)) 


آن که آفریننده و باشکوه است، در این جهان رنجهای بسیار خواهد دید.((فردوسی)) 


جایگاه پرستش گران، کوهستان است.((فردوسی)) 


آزادگان را کاهلی بنده می سازد.((فردوسی)) 

ماشین های آینده با کنترل قلب و مغز راننده(فناوری جگوار در حال تهیه و تولید آن در سالهای آینده است)

ماشین های آینده با کنترل قلب و مغز راننده(فناوری جگوار در حال تهیه و تولید آن در سالهای آینده است)


کنترل قلب و مغز در ماشین های آینده

ولفگانگ ایپل، مدیر تحقیقات و فناوری جگوار در این باره گفت: ما معتقدیم بعضی از فناوریهایی که در حال حاضر در عرصه هوافضا و پزشکی مورد استفاده قرار دارند، می‌توانند به بهبود ایمنی جاده و بالا بردن تجربه راننده کمک کنند.
 خودرویی که امواج مغزی راننده را رصد کرده و با کنترل وضعیت سلامتش، اعمال او را پیش بینی می‌کند بسیار آینده‌گرا به نظر می‌رسد اما همه اینها عناصر مختلف پروژه‌هایی هستند که جگوار سرگرم کار برروی آنهاست تا خودروهایش هوشمندتر و ایمن‌تر شوند.
 
به گزارش ایسنا، این شرکت پس از اینکه هفته گذشته اعلام کرد سرگرم طراحی حسگرهایی است که می‌توانند چاله‌ها را تشخیص دهند، در خبر جدیدی اعلام کرد سرگرم کار روی فناوریهای متعددی است که با کنترل وضعیت راننده می‌توانند از تصادفات جلوگیری کنند و به اتفاق حس ششم نامیده می‌شوند.
 
ولفگانگ ایپل، مدیر تحقیقات و فناوری جگوار در این باره گفت: ما معتقدیم بعضی از فناوریهایی که در حال حاضر در عرصه هوافضا و پزشکی مورد استفاده قرار دارند، می‌توانند به بهبود ایمنی جاده و بالا بردن تجربه راننده کمک کنند.
 
فناوری مونیتور مغز شگفت انگیزترین پروژه در میان پروژه‌های در دست طراحی جگوار است. جگوار می‌خواهد خودروهایشان بتوانند تشخیص دهند راننده به جاده توجه دارد یا خیر تا با هشدار به راننده مانع پرتی حواس او شود.
 
گفته می‌شود این کار با مونیتور امواج مغزی که نشان می‌دهند فرد خسته یا دچار حواس پرتی است امکان پذیر است اما جدا از مسئله اطمینان پذیری، مشکل این است که مونیتورهای کنونی امواج مغزی نیازمند به استفاده از هدست هستند اما جگوار می‌خواهد از طریق حسگرهایی که در فرمان خودرو گنجانده می‌شوند، امواج مغزی را مونیتور کند. این خودروساز ظاهرا درصدد استفاده از فناوری ناسا برای کنترل تمرکز خلبانان است.
 
اگر این فناوری موثر واقع شود، جگوار تلاش خواهد کرد با مرتعش کردن فرمان یا پدالها توجه راننده را به رانندگی برگرداند و اگر این هم جواب نداد به صداهای هشدار دهنده متوسل شود. این تحول در حال حاضر مطمئنا کمک خوبی به شمار می‌رود اما از نظر جگوار در آینده که خودروهای خودران عرضه می‌شوند بسیار حائز اهمیت خواهد بود. خودرو ممکن است در یک وهله کنترل را به راننده بسپارد و در این صورت اطمینان از اینکه راننده آماده است بسیار حیاتی خواهد بود.
 
جگوار همچنین درصدد کنترل سلامت راننده از طریق مونیتور ضربان قلب و تنفس اوست. گفته می‌شود این خودروساز سرگرم تست یک حسگر پزشکی است که می‌تواند در صندلی تعبیه شود و ضربان قلب و تنفس راننده را از طریق ارتعاش کنترل کند. جگوار امیدوار است که این حسگرها بتواند تغییرات ناگهانی در وضعیت راننده را تشخیص دهند و اطلاعات کافی فراهم کنند که نشان می‌دهد چه موقع راننده در وضعیت مناسب برای رانندگی نیست.
 
یک بخش جالب درباره این پروژه این است که جگوار حتی تصور کرده که خودرو بتواند استرس اندک راننده را تشخیص دهد و با پخش آهنگ ملایم او را آرام کند.
 
این دو پروژه تحقیقاتی بخشی از تلاش جگوار برای ایمن کردن رانندگی اتوماتیک هستند اما این شرکت پروژه‌های دیگری دارد که برای خودروهای کنونی مناسب هستند. یکی از این پروژه‌ها پدال سرعت لمسی است که می‌تواند بمنظور هشدار به راننده درباره سرعت غیرمجاز مرتعش شود و دیگری یک سیستم اطلاعاتی سرگرمی است که می‌تواند تشخیص دهد راننده قصد دارد چه دکمه ای را لمس کند و برای این منظور، ظاهرا با استفاده از دوربینها حرکت دست راننده را دنبال می‌کند.
 
بر اساس گزارش پایگاه فناوری ورج، مصرف کنندگان ممکن است برای برخورداری از این فناوریها سالهای زیادی منتظر بمانند اما انتشار اطلاعات مربوط به فناوریهای پیشرفته ای که جگوار تلاش می‌کند عرضه کند جالب توجه است و نوید خودروهای پیشرفته‌تر در آینده را می‌دهد.

sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی

پربازدید ترین موزه های جهان(دیدنی )

پربازدید ترین موزه های جهان(دیدنی )


10 موزه پربازدید جهان (+عکس)

موزه لوور (پاریس)، بیشترین بازدیدکننده جهان را به خود اختصاص داده است. موزه لوور پاریس 9.3 میلیون نفر را در سال 2014 جذب کرد. این موزه در سال 1793 میلادی تاسیس شد و هم اکنون بیش از 35 هزار اثر را در خود نگهداری می کند.
فهرستی از 10 موزه پربازدید جهان منتشر شده است. بیشترین تعداد موزه های پربازدید جهان در آمریکا و بریتانیا هستند.
 
به گزارش عصرایران به نقل از روزنامه النهار چاپ بیروت، به تازگی فهرست 10 موزه پربازدید جهان در سال 2014 منتشر شده است. این موزه ها در کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، کره جنوبی وجود دارند. 

فهرست 10 موزه پربازدید جهان به این شرح است:

1- موزه لوور (پاریس)، بیشترین بازدیدکننده جهان را به خود اختصاص داده است. موزه لوور پاریس 9.3 میلیون نفر را در سال 2014 جذب کرد. این موزه در سال 1793 میلادی تاسیس شد و هم اکنون بیش از 35 هزار اثر را در خود نگهداری می کند.

10 موزه پربازدید جهان (+عکس)
 


2- موزه ملی چین (پکن) - 7.6 میلیون بازدید کننده  
 
10 موزه پربازدید جهان (+عکس)




3- موزه ملی تاریخ طبیعی (واشنگتن) -  7.3 میلیون بازدید کننده  
این موزه در سال 2013 رتبه دوم را داشت اما در سال 2014 به رتبه سوم نزول کرد. 

10 موزه پربازدید جهان (+عکس)

 


4- موزه ملی هواپیمایی و فضا (واشنگتن) - 6.7 میلیون نفر 
 
10 موزه پربازدید جهان (+عکس)




5- موزه بریتانیا (لندن) - 6.7 میلیون نفر  


10 موزه پربازدید جهان (+عکس)




6- نمایشگاه ملی (لندن):  6.4 میلیون نفر 

 
10 موزه پربازدید جهان (+عکس)




7- موزه هنر متروپولیتن (نیویورک) : 6.3 میلیون بازدید کننده 

 
10 موزه پربازدید جهان (+عکس)





8- موزه های واتیکان: 6.2 میلیون بازدید کننده 

10 موزه پربازدید جهان (+عکس)
 



9- نمایشگاه Tate Modern (لندن): 5.8 میلیون بازدید کننده 
این موزه در سال 2013 میلادی رتبه 12 را داشت اما توانست یک سال بعد به رتبه 9 ارتقا یافت.

 
10 موزه پربازدید جهان (+عکس)




10- موزه ملی قصر (شهر تایپه پایتخت تایوان) 5.4 میلیون نفر بازدید کننده 

10 موزه پربازدید جهان (+عکس)



تنبلی ذهن ما ایرانیان

تنبلی ذهن ما ایرانیان

ایرانیان و مسأله تنبلی ذهن!

عبدالله کوثری نویسنده و مترجم

نقد پدیده نوینی است که در غرب جدید به وجود آمد به همین دلیل در غرب قرن ١١ و ١٢ از نقد به این معنا خبری نیست. نگاه عقلانی که همراه با رنسانس بر غرب سیطره پیدا کرد، این ضرورت را پدید آورد که هر پدیده که محترم و حتی مقدس شمرده می‌شد، با ترازویی بسنجند که تا پیش از آن کمتر به کار می‌رفت و عمومیت نداشت. البته اگر به قبل‌تر مراجعه کنید خواهید دید فلسفه افلاطون و ارسطو نشان‌ از تفکر عقلانی است. در دوران یونان باستان ارسطو درباره تراژدی، سنجش عقلانی و خردورزانه می‌کند و در پرتو همان سنجش است که تراژدی‌ها را بررسی می‌کند. بنابراین نگاه او به تراژدی صرفا پدیده‌ای قدیمی و اسطوره‌ای نیست بلکه او ارزش‌های درونی مفاهیم اسطوره‌ای را مورد توجه قرار می‌دهد.

 در ادامه اما سیطره مسیحیت و تبدیل‌شدن هر چیز به آیین مقدس، باعث شد برای سال‌های طولانی، نگاه عقلگرای یونانی در غرب غایب باشد. در شرق اما اصولا نگاه عقل‌گرایی رشد نکرده بود. ما در شرق با آن سابقه مواجه نیستیم. حتی در دوره‌ای که برخی آن را رنسانس ایرانی و رنسانس اسلامی می‌دانند (حتی در قرن ٥ و ٦ هجری که دوران حضور عقلگرایان زبده‌ای چون ابن‌سینا، فارابی، ابوریحان و ... بود) کارهای بزرگی انجام شد اما نقد حضور چشمگیری نداشت.

از قرن ١٦ میلادی به بعد، نقد یعنی سنجش هر اثر با ترازوی خرد، در غرب شروع شد و رشد کرد. در قرن هجدهم میلادی شکوفایی چنین رویه‌ای را در فلاسفه روشنگری می‌بینیم. مسأله این است که ما کم‌کم از نیمه عصر ناصری با نگاه غربی به جهان آشنا می‌شویم. این حرکت ادامه می‌یابد و در عصر مشروطه در ساحت سیاست ظهور و بروز می‌یابد و پس از آن هم تجلی ادبی پیدا می‌کند. 

اولین کسی که مسأله نقد در ایران را پیش می‌کشد و نقد شعر را مطرح می‌کند، «میرزا فتحعلی آخوندزاده» است. او یکی از قصاید سروش اصفهانی را نقد و ثابت می‌کند سروش با وجود آنکه در دوران قاجار زندگی می‌کند، هنوز همان تصاویر، تصورات و ذهنیت ٥٠٠‌سال پیش از خود را تکرار کرده است. 

این اولین جایی است که می‌بینیم یک فرد با معیارهای نقد غربی دست به بررسی شعر ایرانی می‌زند. بنابراین می‌شود گفت نقدی که در ایران صورت گرفت در آشنایی با معیارهای غربی آغاز شد. ما شعر را در دوره نیما تحول‌پذیر کردیم و در ادامه داستان و داستان کوتاه را از غرب گرفتیم. بنابراین در این زمینه‌ها فرهنگ و ادبیات ما از دوره مشروطه تحول بنیانی پیدا کرد که ضرورت به حساب می‌آمد. به‌نظر من کسانی‌که بعد از فرهنگ مشروطه را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند، اشتباه می‌کنند.

مهم‌ترین تاثیر مشروطه جدا از مسأله قانون، بار فرهنگی جدیدی بود که با خود آورد و اتفاقا آنچنان میخی کوبید که پس از آن هیچ‌کس نتوانست آن را از جای خود تکان دهد. با این وجود پاسخ به این سوال که ما در طول ١٠٠ ساله اخیر، تا چه حد به صورت معنایی توانستیم مدرن شویم، معیار نقد‌پذیری ما هم به حساب می‌آید. واقعیت این است که در طول این صد‌سال جامعه و منش ایرانی هنوز بسیاری از بارهای سنتی

خود را بر دوش دارد. به نظر من بدون آنکه بخواهیم آن بخش ارزشمند سنت را نادیده بگیریم، یکی از مشکلات ما همان است که هنوز خودمان را غربال نکرده‌ایم، یعنی در عین حال که بخش‌هایی از سنت را رها کرده‌ایم، رسوبات آنها هنوز در ذهن و منش ما هست. هرقدر به سمت مدرنیته واقعی پیش برویم، خردپذیر‌تر خواهیم بود، خردپذیری هم نقدپذیری را در پی خواهد داشت. 

مهم‌ترین جوهره نقد آن است که بر مطلق بودن هر چیزی خط بکشد.

حالا ممکن است حافظ نقد شود یا فلان حاکم مورد نقد قرار بگیرد. این هر دو مطلق نیستند و می‌توانند مورد سنجش قرار بگیرند. 

خوی ما و به‌طور کلی شرقی‌ها در مطلق کردن‌ها و پرده تقدس کشیدن‌ها به دور افراد و افکار و اشیاء تجلی می‌یابد. بیشتر افراد بنابر همان سنتی که درباره‌اش توضیح دادم خود را به نوعی از دیگران جدا و حتی برتر می‌بینند. 

این همان چیزی است که در سنت ما تثبیت شده بود. اتفاقا مشکل ما همین جاست. ما زمانی می‌توانیم به نقدپذیری برسیم که بتوانیم از پرده تقدس کشیدن بر دور خود، ادبیات، سنت و ... خود خارج شویم. هرچقدر از چنین فضایی رهاتر شویم، میزان نقدپذیری ما بیشتر خواهد بود. امروز در موقعیتی هستیم که به لحاظ اجتماعی پیشرفت چندانی نکرده‌ایم. 

از نظر فردی در برخی افراد چنین اتفاقی افتاده اما کل جامعه ما اگرچه تظاهر به نقدپذیری می‌کند اما هنوز راه درازی دارد تا به معنای واقعی به این مهم دست یابد. یکی از دلایل مهم این وضعیت آن است که تلاش ذهن ایرانی نه در جهت واکاوی، بلکه در جهت مطلق‌کردن و تقدس بخشی بوده است. چنین رویه‌ای بیش از هر چیز نشان‌دهنده کاهلی ذهن است.

وقتی شما چیزی را دربست قبول می‌کنید، یعنی خودتان را از کاویدن آن، خلاص می‌کنید. حالا فرقی نمی‌کند بحث بر سر مولوی است یا فلان ایدئولوژی. ما دل به چیزی می‌بندیم و آن را به عرش می‌بریم بدون آنکه آن چیز را شناخته باشیم. یعنی بدون پی‌بردن به رموز آن چیز و بدون آنکه آن فرد یا شیء یا فکر را تا انتها و به راستی سنجش کرده باشیم، آن را پذیرفته جلوه می‌دهیم. اصولا عمل به چنین رویه‌ای بیش از هر چیز مربوط به کاهلی ذهن ما است.

 ما هنوز در رخوتی چند صدساله گرفتار هستیم. اصولا حرکت روشنگری اروپا خلاف پذیرش بی‌چون و چرای موارد مختلف بود. آنها بر صدر داشته‌ها و دانسته‌های پیشین خود، «چرا» گذاشتند. آنها گفتند چرا فلان چیز چنان است که می‌گویید؟ آنها «چرایی» مطرح کردند و بعد یا درستی آن را پذیرفتند یا خلاف آن موضوع ثابت شد. اما ما هنوز جرأت نمی‌کنیم چنین کاری را حتی درباره خودمان، انجام دهیم. 

بنابراین از نظر من هرقدر بتوانیم باید از دایره سنت فاصله بگیریم. 

به لقب‌هایی که برای شاعرانمان ساخته‌ایم توجه کنید:   لسان‌الغیب، افصح المتکلمین و ... هیچکدام از این لغت‌ها در فرهنگ غرب دیده نمی‌شود.

هیچگاه شکسپیر را هم با چنین لغت‌هایی نسنجیده‌اند. نوع نگاه ما به بالابردن حافظ نمی‌انجامد، ما چنین لغتی را درباره او به کار می‌بریم تا حافظ را نخوانیم. واقعیت این است که بخش زیادی از تحصیلکرده‌های ما توانایی خواندن شعر حافظ را که به بسیاری جهات بزرگترین شاعر ایران است، ندارند. بنابراین بیشتر تقدس‌گرایی‌های ما مربوط به تنبلی ذهن ما است. ما نمی‌خواهیم بخوانیم، نمی‌خواهیم بگردیم و کندو‌کاو کنیم. بنابراین حکمی را که ٥٠٠‌سال پیش توسط یک فرد ارایه شده قبول می‌کنیم. 

اگرچه به دانشگاه رفته‌ایم و تحصیل‌کرده‌ایم، ذهنیت ما هنوز که هنوز است به ذهنیتی مدرن مبدل نشده‌ است. با وجود این، هیچ‌کدام از این موارد باعث نشده به انسان جدید برسیم. چیزی در این میانه هستیم که گاهی اوقات اثرات خوبی دارد و خیلی اوقات هم نه. اصل مسأله این است که ما هنوز زمین زیر پایمان را پیدا نکرده‌ایم!