وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

عقب نشینی به سبک قالیباف(طراح تفکیک جنسیتی باز منکر حرفهای خود شد)(سند)


عقب نشینی به سبک قالیباف(طراح تفکیک جنسیتی باز منکر حرفهای خود شد)(سند)



قالیباف: با تفکیک جنسیتی مخالفم



اعتماد| محمد باقر قالیباف، شهردار تهران روز گذشته اعلام کرد با تفکیک جنسیتی مخالف است. این در حالی است که حدود دو ماه پیش و بعد از بخشنامه پرحاشیه شهرداری در مورد «تفکیک جنسیتی» او در نماز جمعه تهران با اشاره به «غیرت دینی» از لزوم جداسازی کارمندان زن و مرد شهرداری با هدف تکریم زنان گفته بود.سخنان قالیباف اشاره یی مستقیم به تفکیک زنان از مردان بود. اما او هیچگاه زیر بار این «واژه» نرفت و بعد از آن بارها تاکید کرد که منظور من جدا کردن زنان از مردان نبوده است. اما هر چه بود سردار چراغ اول را روشن کرده بود. این بار نوبت برخی از شهرداران مناطق مانند شهردار منطقه 7 و گروهی از دیگرمدیران شهری بود که با تایید سخنان رییس خود، چند گام جلوتر از وی بردارند و تفکیک جنسیتی را در دستور کار خود قرار دهند. این موج که روزبه روز گسترده تر می شد این بار به کرسی نشینان مجلس نیز کشیده شد. نمایندگان مجلس در نامه یی در این خصوص با اعلام حمایت از تفکیک جنسیتی در شهرداری، از دولت خواسته بودند این رویه را در سایر ارگان ها و سازمان های دولتی نیز رعایت کنند. نامه یی که بعدها برخی از امضاکنندگان آن اعلام کرده بودند که تحت شرایطی خاص و جو حاکم آن را امضا کرده اند. اما بازهم این پایان ماجرا نبود. چند روز بعد قائم مقام وزارت کار طی نامه یی به انتقاد از شهرداری این اقدام را مغایر کنوانسیون های جهانی دانست. این نامه که گویا به مذاق طرفداران شهردار تهران به هیچ عنوان خوش نیامده بود، بهانه یی شد برای هجوم به دولت و وزیر کار. هجومی که در نهایت با نامه کدخدامنشانه وزیر کار کم فروغ شد و اندک اندک به فراموشی سپرده شد ولی گویا قرار نیست این داستان به این زودی ها تمام شود چرا که آقای شهردار هر از چندگاهی دوباره خود با طرح این موضوع به آن دامن می زند. قالیباف که روز گذشته در جمع اساتید بسیجی مشهد بوده با بیان اینکه «موافق تفکیک جنسیتی نیست» دوباره این سوژه را به صدر اخبار رسانه ها بازگرداند: اظهارنظری که برخی آن را تکراری و گروهی دیگر عقب نشینی ملایم سردار معنا کرده اند.
    
    


پیشنهاد مطهری برای ایستادن در مقابل تندروها اقلیت در مجلس

انسجام معتدل‌ها علیه تندروها
علی مطهری . نماینده تهران در مجلس
مجلس؛ مکانی است که در آن هر یک از نمایندگان باید امکان طرح دیدگاه و سخن خود را داشته باشند و کسی نمی‌تواند این حق را از آنان سلب کند. در چنین فضایی، طبیعی است که گرایش‌های مختلف به دنبال بیان مواضع خود باشند و طرف مقابل هم موضع خود را بیان کند. این؛ طبیعت مجلس است، گرچه این اعلام مواضع گاهی توام با توهین و افترا می‌شود، اتفاقی که در جلسه دیروز افتاد که البته اخلاقی نیست. درخصوص معرفی نامزد برای نمایندگی قوه‌مقننه در شورای نظارت بر صداوسیما و نیز هیات نظارت بر مطبوعات، کمیسیون فرهنگی با توجه به اکثریتی که دارد، از اختیار قانونی خود که در ماده 218 آیین‌نامه داخلی مجلس وجود دارد استفاده نادرست کرد.
آنان به این مهم بی‌توجه بودند که قرار است نماینده قوه‌مقننه در هیات نظارت بر مطبوعات انتخاب شود نه نماینده کمیسیون فرهنگی و یک گرایش خاص فکری.

نوعی بی‌تدبیری در این مساله اتفاق افتاد و دو شخص خاص از یک تیپ فکری، آن هم تندرو، به مجلس معرفی شدند در حالی که در چنین مواردی باید دست مجلس باز باشد تا افراد بتوانند به گرایش موردنظر خود رای بدهند.
 
بنده برای بازشدن دست‌کمیسیون فرهنگی و نیز ازبین‌رفتن شبهه تاثیر نسبت خانوادگی با رییس مجلس در تصمیم هیات‌رییسه، با اینکه نفر سوم در رای‌گیری کمیسیون با اختلاف یک رای بودم، از نامزدی انصراف دادم تا مشکل حل شود و کمیسیون فرهنگی که در واقع با من مشکل داشت نفرات بعدی را معرفی کند ولی آنها روی نظر خود پافشاری کردند و در نتیجه جلسات اخیر مجلس با تنش در صحن بر سر این موضوع همراه شد. تضعیف آقای لاریجانی یک هدف کلی برای تندروهای مجلس است که به هر بهانه‌ای حمله‌ای را تدارک می‌بینند و این در ماجرای برهم‌زدن سخنرانی ایشان در قم و جلسه علنی روز گذشته و مانند اینها قابل مشاهده است.

 با وجود این، روز گذشته دکتر لاریجانی به‌خوبی جلسه را اداره کرد و پاسخی درخور تامل به اتهام آنها داد که «دیکتاتوری اقلیت، بدتر از آن چیزی است که مرا به آن متهم می‌کنید.»


تجربه نشان داده که این گروه همچنان به دنبال تنش و حاشیه‌سازی خواهد بود. راهکار مواجهه با آنها این است که نمایندگان معتدل که تعداد آنها کم نیست، انسجام بیشتری داشته باشند و فرصت عرض‌اندام به این افراد را ندهند. واقعیت این است که اکثر نمایندگان، این تفکر را قبول ندارند اما به دلیل فقدان انسجام کافی میان آنها گاهی تندروها ابتکار عمل را به دست می‌گیرند. آنها دارای تشکیلات و برنامه هستند و از محافلی خارج از مجلس خط می‌گیرند. گاهی مجلس را در مقابل عمل انجام‌شده قرار می‌دهند و نمود خارجی آن این است که کل مجلس تندرو است.

 
لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/?News_Id=42061

ایده های زندگی خود را تغییر دهید(لطفا بخوانید)


ایده های زندگی خود را تغییر دهید(لطفا بخوانید)


روی دیگر زندگی
 
راضیه کتابچی
 
آیا شما نیز دچار تکرار و روزمرگی در زندگی شده‌اید؟ آیا از این‌که روزهای پر ارزش عمرتان یکی پس از دیگری و بدون هیچ اتفاق و پیشامد خاصی سپری می‌شوند احساس افسردگی می‌کنید؟ آیا تاکنون به ایجاد تغییر و تحولی در زندگیتان اندیشیده‌اید؟ دلایل زیادی وجود دارد که شما را به ایجاد یک روال جدید در زندگی وا می‌دارد. انسان برای تداوم زندگی و تمایل به ادامه آن نیاز به ایجاد تحول و تنوع در زندگی روزمره‌اش دارد. اگر خوب به دور و برمان نگاه کنیم می بینیم که زندگی جریان دارد و اگر با آن همراه نشویم این ما هستیم که عقب می مانیم، نه زندگی.اگر بخواهیم روزمرگی را تعریف کنیم باید بگوییم وقتی انجام کارها شکلی کلیشه ای، یکنواخت و بدون تنوع پیدا کند و دائما در حال تکرار باشد و نوعی از پیشرفت توأم با انگیزه ،شوق و انرژی در آن وجود نداشته باشد می‌گوییم روزمرگی رخ داده است. چه موقع به ایجاد روالی جدید در شیوه زندگی خود نیازمندیم؟ اگر احساس کردید اعضای خانواده‌تان زمان کافی را برای تفریح با یکدیگر سپری نمی‌کنند، ایجاد یک شیوه جدید در روش زندگی بسیار مثمرثمر خواهد بود. شما می‌توانید روزهایی را به عنوان روزهای خانوادگی با حضور تمامی ‌اعضای خانواده تعیین نمایید.وقتی که مرتباً دلیلی برای ایجاد تعارض و ناسازگاری یا کشمکش در خانواده به چشم می‌خورد، وقت آن است که در مورد تغییر شیوه زندگیتان بیندیشید. این روال جدیدی که برای زندگیتان در نظر می‌گیرید اگر تقریباً مطابق با عادات رفتاری همه اعضای خانواده باشد، خصوصاً در متوقف کردن نزاع و زد و خورد و درگیری‌های لفظی بین بچه‌ها می‌تواند موثر باشد.  پس تهدید را تبدیل به فرصت کنید و از همین حس و حال امروزتان انگیزه بگیرید تا برنامه تازه ای را در پیش بگیرید و در مدت کوتاهی خوشی و شادمانی زندگی تان را افزایش دهید. اگر نمی دانید از کجا شروع کنید راه های زیر را امتحان کنید:

1. ایده های بزرگ داشته باشید اما آهسته شروع کنید: باید هدفی را در آینده مشخص کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید اما فراموش نکنید که سنگ بزرگ علامت نزدن است. شاید در ابتدا برای تغییرات هیجان زیادی داشته باشید اما کمی دست نگه دارید و ترمز بکشید. با این نوع طرز فکر خیلی زود انگیزه تان را از دست می دهید.

 2. یک دوست همراه پیدا کنید:به طور حتم به شرایط فعلی تان عادت کرده اید و بیرون آمدن از این وضعیت دشوار به نظر می رسد. می دانید که قرار است به جای بهتری برسید اما گاهی اوقات شاید مردد شوید و این تردیدها شما را از ادامه مسیر باز دارد. در چنین شرایطی یک دوست خوب نعمت بزرگی است. فردی که به شما کمک کند مأیوس نشوید و به مسیرتان همچنان ادامه دهید.

3. مکمل های ویتامین D بخورید:کمبود این ویتامین با علائمی مانند افسردگی، خستگی، ضعف سیستم ایمنی، چاقی، کمردرد یا ریزش موها همراه می شود. اگر این نشانه‌ها در شما هم دیده می شود و در رژیم غذایی تان منابع ویتامین D کافی وجود ندارد و در معرض نور خورشید هم نیستید، این مکمل‌ها را در نظر بگیرید.


4. دفتر خاطرات داشته باشید:برای اینکه مراحل تغییرات تان را به خوبی دنبال کنید، یک دفتر خاطرات یا سررسید داشته باشید و وقایع مهم را داخل آن بنویسید. این کار چند مزیت دارد:نوشتن عواطف و احساسات درباره موضوع های مختلف به آرامش شما کمک می کند.وقتی اهداف تان را روی کاغذ می‌نویسید آنها را فراموش نمی‌کنید.نوشتن روزانه، انگیزه شما را برای تغییر زندگی بیشتر می‌کند و از این اهداف فاصله نمی گیرید.وقتی نوشته ها را مرور می کنید به نقاط ضعف و قوت خودتان پی می‌برید و در آینده کمتر اشتباه می کنید.البته درباره نوشتن یک تبصره هم وجود دارد. وقتی از موضوعی عصبانی هستید بهتر است عواطف و احساسات تان را روی کاغذ بنویسید اما این کاغذها را نگه ندارید. آنها را پاره کنید. این نوشته ها سبب می شود ناراحتی ها را از یاد ببرید و احساسات بهتری داشته باشید.

5. از افراد منفی باف دوری کنید:نام افرادی را که انرژی منفی شان را به شما تزریق می کنند، یادداشت کنید؛ این افراد با افکار منفی شان شما را از اهداف تان دور می کنند. به طور حتم در خانه، محل کار، جمع دوستان و ... افرادی را می بینید که از در و دیوار طلبکارند ونسبت به آینده دیدگاه روشنی ندارند. فهرستی از آنها تهیه کرده و ارتباط تان را با این افراد به حداقل برسانید. در مقابل باید به دنبال کسانی باشید که از حرف ها و رفتارشان انرژی مثبت می گیرید.


6. خودتان منبع انرژی خودتان باشید: به طور حتم در اطراف تان افرادی هستندکه به شما انرژی مثبت می‌دهند. حتی ممکن است بعضی از فعالیت های روزانه هم برای شما انرژی بخش باشند. بنابراین باید تصمیم بگیرید که این فعالیت ها را افزایش دهید. 7. با خودتان قرار بگذارید: هدف گذاری به تنهایی کافی نیست. باید به قول و قراری که با خودتان می گذارید پایبند باشید. گاهی اوقات بعد از پنج تا شش روز اهدافی که با جدیت آنها را روی کاغذ نوشته بودید به سرعت فراموش می شوند، بنابراین برای خودتان جایزه های کوچکی تعریف کنید. وقتی اهداف بزرگ به اهداف کوچکتری تقسیم شوند، دستیابی به آنها ساده تر می شود. می توانید آنها را زودتر به دست بیاورید و برای رسیدن به اهداف بعدی آماده تر شوید. این جایزه می تواند یک ولخرجی کوچک برای خودتان باشد تا به این بهانه خوشحال و با انگیزه به حرکت تان ادامه دهید.


 
 

فرهنگ وعلم چرا نشان رفته است؟


فرهنگ وعلم چرا نشان رفته است؟



چرا علم و فرهنگ را نشانه رفته اند؟



اگر اظهارات سال گذشته نامزدهای ریاست جمهوری را مرور کنیم به روشنی می توان دید که حجم بزرگی از دیدگاه های بیان شده آنان حول و حوش مسائل اصلی مردم یعنی اقتصادیات و امور اجتماعی و با توجه به شرایط خاص ایران به حوزه سیاست خارجی مربوط می شد. دولت تدبیر و امید نیز بر همین اساس راهبرد اصلی خود را بر حل مشکل خارجی، رفع تحریم ها و نیز بهبود وضعیت اقتصادی مردم قرار داد. اقتصاد و سیاست خارجی دو زمینه یی بودند که در دولت اصولگرایان افراطی وضع بسیار ناهنجاری پیدا کرده بودند. در عرصه خارجی رفتارهایی کردند که بهانه هایی را برای دشمنان این مرز و بوم فراهم کرد تا سیاست تحریم را عملیاتی کرده و به پیش ببرند. در عرصه اقتصاد نیز با سیاست های غلط کاری کردند که با وجود درآمد های نجومی نفت، رشد اقتصادی به حدود منفی شش درصد رسید و تورم نیز مرزهای ؟درصد را درنوردید و وضعیت اشتغال نیز نا بسامان شد و از همه بدتر رواج فساد سازمان یافته یی بود که در آن دولت شکل گرفت و بنیان های اجتماعی را نشانه گرفت و شد آنچه شد. اکنون این پرسش مطرح است که طرفداران دولت پیشین در مجلس چرا به جای پرداختن به عملکرد دولت در زمینه اقتصاد و امور اجتماعی که مهم ترین مسائل مبتلابه جامعه است، فشار اصلی را روی دو حوزه دانش و علم و نیز فرهنگ گذاشته اند؟ شاید این مساله برای هر ناظر بیرونی قدری عجیب بیاید ولی واقعیت این است که حوزه های فرهنگ و دانش تبدیل به سیبل طرفداران دولت پیشین شده اند. علت چیست؟ پاسخ های گوناگونی را می توان برای این پرسش مطرح کرد. از جمله اینکه گفته شده این دو حوزه بهترین زمینه برای کاسبی از فتنه هستند.
    در حالی که در موارد دیگر شرایط برای کاسبی فراهم نیست. یا اینکه گمان می کنند این دو عرصه جزو اولویت های دولت نیست پس راحت تر می توانند به آن حمله کنند و با دفاع قدرتمندی هم مواجه نشوند یا اینکه گمان می کنند حمله به این دو زمینه باعث جمع آوری نیروهای بیشتری پشت سر حمله کنندگان خواهد شد. اگرچه هر کدام از این پاسخ ها می تواند شواهد و قرائنی را در خود داشته باشد ولی به نظر می رسد که علت اصلی چیز دیگری است. علت ضعف مفرط جناح مذکور در این دو زمینه و کوشش آنان برای تخریب آن به هر قیمتی است. در زمینه علم و دانش مساله بسیار روشن است. در شرایطی که چند میلیون دانشجو داریم و بیش از 200 هزار نفر در آزمون های سطوح بالاتر از کارشناسی شرکت می کنند، چرا باید افرادی را با معدل ؟بورسیه کرد؟ روشن است که این گروه در میان این صدها هزار نفر از داوطلب، حتی به تعدادِ اندک، افرادی با معدل بالای ؟ندارد که آنها را بورسیه کند و لذا دست به تغییر ضوابط و اعمال سلیقه می زند. در زمینه علوم اجتماعی می توان به سیاهه کتاب ها و یادداشت های مقالاتی که در این زمینه نوشته می شود، مراجعه کرد تا دید که این گروه افراطی تا چه حد فقیر است. با فلسفه هم که کمابیش نوعی دشمنی پیدا کرده اند و حذف آن را در دستور کار خود قرار داده اند. حتی در زمینه آموزش موضوعات فرهنگی و هنری هم دست آنان خالی است. در زمینه فرهنگ نیز وضع همین طور است. کتاب های آنان به جز موارد استثنا به واسطه خرید های دولتی با بودجه های خاص فروش می رود، سقف فیلم آنان هم فیلم هایی است فاقد مضامین عمیق و صرفا برای پر کردن اوقات فراغت، از موسیقی و تئاتر و هنرهای تجسمی هم که به دلایلی بیرون هستند. در حوزه رسانه چه چیزی می توان گفت تازگی داشته باشد. رسانه های خصوصی آنان هتاک، رانتی و متکی به حمایت های ویژه هستند، رسانه های عمومی آنان هم با وجود داشتن امکانات وسیع و گسترده، قادر به رقابت با سایرین نیستند بنابراین چندان عجیب نیست که شمشیر افراطیون علیه دو حوزه فرهنگ و دانش از نیام کشیده شود. ولی ذکر یک نکته را نباید فراموش کرد و آن اینکه اگر در هشت سال گذشته توانستند این دو عرصه را به تصرف خود درآورند، در آینده هم خواهند توانست. این جماعت گمان دارند که مدرک یعنی علم! و دلیل دیگر نیز مصرف کردن ارقام نجومی در حوزه های فرهنگی برای نورچشمی های خودشان است که این پول ها نه تنها گرهی از کار فروبسته آنان باز نکرده بلکه آنان را هرچه بیشتر به منابع مالی وابسته و فاسدتر کرده و می کند.
    

رتبه اول در مهاجرت نیروی انسانی( یعنی خروج 150 میلیارد دلاری سالیانه از کشور)


رتبه اول در مهاجرت نیروی انسانی( یعنی خروج 150 میلیارد دلاری سالیانه از کشور)

ایران در صادرات ثروت انسانی «رتبه ممتاز» اول شد
خروج سالانه 150میلیارددلار از کشور با مهاجرت
غلامحسین دوانی . پژوهشگر اقتصادی
تحولات دودهه اخیر و گسترش صنایع دانش‌بر (Knowledge intensive) و صنایع با فناوری پیشرفته (High Tech)، که بیشترین ارزش واحد محصول، مربوط به فناوری نهفته در آن است، سرمایه انسانی را در جایگاهی قرار داده که بدون تردید، وجود نیروی انسانی خلاق و کارآمد را باید به‌عنوان مهم‌ترین عامل مزیت رقابتی قلمداد کرد. کشوری با جمعیتی بیش از 73میلیون‌نفر که حدود 50درصد آن بین 18 تا 45سال دارند یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های منابع انسانی به‌شمار می‌رود.  گرچه در گذشته نیز همواره ارزش نیروی انسانی مورد توجه بوده، اما هیچ‌گاه تا این اندازه اهمیت و وزن آن در تشکیل ثروت ملت‌ها برجسته نبوده است. تا مدت‌ها پیش اقتصاددان‌ها تصور می‌کردند عنصر اصلی در تعیین ثروت هر کشور به طور عمده فعالیت‌های تولیدی آنهاست. اما بر اساس ارزیابی بانک جهانی که برای 192کشور صورت گرفته است (گزارش توسعه منابع انسانی سال 1996 سازمان‌ملل) چنین استنتاج شده که سرمایه‌های تولیدی تنها 16درصد، سرمایه طبیعی 20درصد و سرمایه‌های انسانی بالغ بر 64درصد کل ثروت کشورهای پیشرفته را تشکیل می‌دهد. این نسبت‌ها در کشورهای مختلف متفاوت است، به طوری که در کشورهای پیشرفته صنعتی سهم ثروت انسانی تا 80درصد نیز رسیده است. در حالی که در کشورهای کمترتوسعه‌یافته نقش عامل انسانی کاهش پیدا کرده و سهم عمده را ثروت‌های طبیعی تشکیل داده است.  فرآیند توسعه ژاپن و چین نشان داده منابع انسانی، که منبع کار و اندیشه است، یکی از مهم‌ترین عوامل انکارناپذیر در شکل‌دادن توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و ثروت واقعی هر جامعه است، بنابراین سرمایه‌گذاری برای‌ آموزش ارتقای تخصص، توسعه توانایی‌ها، افزایش احساس مسوولیت و تعهد و توانایی پذیرش تغییرات در نیروی انسانی، یک‌عامل حیاتی در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی و یک‌سرمایه‌گذاری پربازده است که بر ثروت ملت‌ها می‌افزاید. همچنان‌که کم‌توجهی به نیروی انسانی موجب فرسایش و ازدست‌رفتن سرمایه و ثروت ملت‌ها می‌‌شود. توسعه پایدار به لحاظ آنکه سیاست ساختاری آن مبنی بر دانش و دانایی و اطلاعات است عملا خود به مولد دانش تبدیل می‌شود.  امروزه اکثریت کشورهای در حال توسعه از یک‌سو با مشکلات تامین منابع مورد نیاز برای سرمایه‌گذاری در جهت توسعه منابع انسانی روبه‌رو هستند و از سوی دیگر همزمان با رشد استعدادها، به دلیل مدیریت نامناسب منابع انسانی و عدم توان بهره‌گیری از این استعدادهای درخشان، یا از این نیروها در جای مناسب بهره‌گیری نمی‌شود یا این نیروها، به‌ویژه نیروهای متخصص و باتجربه که در سطح جهانی بازار کار گسترده‌تری دارند، در جست‌وجوی شرایط بهتر و آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندان خود راهی کشورهای توسعه‌یافته صنعتی می‌شوند. در این شرایط کشورهای پذیرنده این نیروها بدون صرف وقت و هزینه (Free rider) از این نیروهای متخصص و آماده‌به‌کار، که از مهم‌ترین ثروت‌های بالقوه جوامع خودشان هستند و طی ده‌هاسال سرمایه‌گذاری قابل توجهی برای آموزش و پرورش آنها صورت گرفته، بهره‌مند می‌شوند و بر ثروت خود می‌افزایند.
بر اساس برآوردهای یونیدو در سال آغازین قرن بیست‌ویکم از 600میلیون‌نفر نیروی کاری که تا سال پایانی قرن بیستم به نیروی کار جهان اضافه شده حدود 570میلیون نفر آن به کشورهای در حال توسعه تعلق داشته، زیرا به‌دلیل بالاتربودن نرخ رشد و ترکیب جوان جمعیت، کشورهای در حال توسعه نیروی کار بیشتری را در خود جای داده‌اند. این ارقام نشان‌دهنده وجود ثروت عظیم منابع انسانی و نیروی جوان کار در این کشورها از جمله ایران است که با انجام مدیریت و سرمایه‌گذاری مناسب می‌توان آنها را به نیروی کارآمد، خلاق و مولد تبدیل کرد و موجب جهش در توسعه صنعتی و اقتصادی کشور شد. ایران دارای 5/4میلیون دانشجوست که در 119 دانشگاه دولتی، 550 واحد دانشگاهی پیام نور، 185 واحد دانشگاه آزاد و 739 شعبه و موسسه علمی-کاربردی مشغول تحصیل هستند.
 از طرف دیگر بر اساس گزارش موسسه تامسون رویتر 24استاد ایرانی در فهرست سه‌هزارو 200 دانشمند برجسته جهان وجود دارند که 10نفر در داخل کشور، 12نفر در آمریکا، یک‌نفر در کانادا و یک‌نفر نیز در انگلستان حضور دارند، مضافا حدود 12هزار ایرانی برجسته خارج کشور ساکن هستند (پایگاه خبری آفتاب 4 مرداد 1393) که نمونه بر جسته آن خانم دکتر مریم میرزاخانی ستاره برجسته عالم ریاضیات است که اخیرا جایزه جهانی فیلدز ریاضی نصیب وی شد. (البته این افراد فارغ از سه‌هزارو702نفر نابغه‌هایی هستند که اخیرا مشخص شده با معدل 12 و 13 بورسیه غیرقانونی شده‌اند). متاسفانه به دلیل اعمال سیاست‌های غیرکارشناسی؛ ایران از نقطه‌نظر مهاجرت نخبگان در صدر جهان قرار دارد، حدود ۲۵درصد ایرانیان تحصیلکرده؛ هم‌اکنون، در کشورهای توسعه‌یافته زندگی می‌کنند. طبق آمار صندوق بین‌المللی پول، سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰هزارنفر از ایرانیان تحصیلکرده برای خروج از ایران اقدام می‌کنند و ایران از نظر فرارمغزها در بین ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه‌نیافته جهان مقام اول را از آن خود کرده ‌است. خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰هزارایرانی با تحصیلات عالی از این کشور معادل خروج ۱۵۰میلیارددلار سرمایه سالانه از این کشور است، یعنی با وجود آنکه رشد تولید ناخالص داخلی در سال 1391و 1392 منفی بوده، کشور در صادرات ثروت انسانی رتبه ممتاز در جهان را به دست آورده است! طبق آمارهای رسمی نسبت خروج فارغ‌التحصیلان از ایران به تعداد کل این افراد، ۱۵درصد است. در سال ۲۰۰۶ میلادی، 5/1درصد از تولید ناخالص داخلی صرف نیازهای آموزشی کشور شد که در مقایسه با دیگر کشورهای جهان در رتبه ۶۷ قرار داشت. بنیادملی نخبگان‌ایران اعلام کرد که ۳۰۸نفر از دارندگان مدال المپیاد و ۳۵۰نفر از برترین‌های آزمون سراسری از سال ۸۲ تا ۸۶ به خارج مهاجرت کرده‌ و طبق آمار منتشر شده از سازمان‌ها و نهادهای دولتی، مثل هفته‌نامه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی،
۹۰ نفر از ۱۲۵دانش‌آموزی که در چندسال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم‌اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل یا تدریس می‌کنند. بسیاری از آنان هرگز به ایران برای زندگی دایم بازنمی‌گردند مضاف بر آنکه طبق آمار صندوق بین‌المللی پول هم‌اکنون بیش از ۲۵۰هزار مهندس و پزشک ایرانی و بیش از ۱۷۰هزارایرانی با تحصیلات عالیه در آمریکا زندگی می‌کنند و طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵کارشناس‌ارشد، 3/2دکترا و سالانه پنج‌هزارو475نفر لیسانس از کشور مهاجرت کردند. گزارش صندوق بین‌المللی پول در ادامه افزوده ‌است بیش از ۱۵درصد سرمایه‌های انسانی ایران به آمریکا و ۲۵درصد به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا مهاجرت می‌کنند.
همین‌طور از مجموع صدهزارایرانی در آلمان در سال‌های گذشته دوهزارجلد کتاب منتشر شده، در حالی‌که از بین دومیلیون‌ترک مهاجر آلمان تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده‌ است!!  تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد برای حفاظت از نیروی انسانی باید راهبری منابع انسانی کشور روی سه‌سطح فردی، سازمانی و اجتماعی متمرکز شود. این ‌سه‌سطح گرچه دارای ویژگی‌های متفاوت و جداگانه‌ای است اما درمجموع یا یکدیگر همبستگی تنگاتنگ دارند.  در سطح فردی رضایت شغلی مهم‌ترین عامل موثر در کیفیت کاری است و این رضایت تنها از طریق دریافت بیشتر حاصل نمی‌شود، بلکه فضای کاری مناسب و دیگر عوامل اجتماعی- فرهنگی و حتی سیاسی در آن نقش موثر دارند که باید مورد عنایت قرار گیرد.
در سطح سازمانی نیروی انسانی باید به‌گونه‌ای راهبری و مدیریت شود که دستیابی به اهداف کمی و کیفی و در نتیجه رشد و بقای سازمان به بهترین وجه حاصل شود. نقش مدیریت در هماهنگی، جهت‌دادن و ایجاد انگیزه در نیروی انسانی در این سطح عاملی کلیدی است.
در سطح اجتماعی، با عنایت به اینکه جامعه نظامی فراگیر است و سازمان‌ها و افراد را دربرمی‌گیرد، حاصل مثبت کار فردی و سازمانی‌ برای دستیابی به مصالح اجتماعی، که منافع عمومی را دربرمی‌گیرد، تسهیل می‌کند. بنابراین سه‌سطح اشاره شده به هم وابسته هستند. رضایت فردی در عملکرد سازمان و در نظم اجتماعی موثر است. توفیق و سازمان هم موجبات رضایت فردی کارکنان را فراهم می‌کند و هم با ایجاد اشتغال، درآمد و مازاد اجتماعی در حفظ جامعه تاثیر می‌گذارد، ضمن اینکه بخشی از مصالح جامعه را باید در ایجاد زمینه رشد فردی و سازمانی ترجمه کرد.  مروری اجمالی بر روند درآمد کشور در ادوار گذشته نشان می‌دهد که برخلاف شرایط کنونی، که اقتصاد کشور با محدودیت منابع سرمایه‌ای هم روبه‌رو است، حداقل در یک تا دودهه عنصر سرمایه عامل محدود‌کننده توسعه صنعتی و اقتصادی نبوده، ولی با وجود این، جهش چشمگیری در توسعه‌یافتگی اقتصادی ما اتفاق نیفتاده است. مشکل بنیادی را باید در توسعه‌نیافتگی نیروی انسانی، فقدان شایسته‌سالاری و ضعف و عدم انسجام مدیریت اقتصادی- اجتماعی کشور جست‌وجو کرد، زیرا برای توسعه منابع انسانی سرمایه‌گذاری کافی صورت نگرفته است. اگر نیروی انسانی را که منبع رشد و توسعه است تابعی از دوعامل دانش و فن و روحیه کاری بدانیم بایستی به هر دو زمینه توجه کافی شود و برای توسعه و تقویت آن سرمایه‌گذاری شود، زیرا اتکای به درآمد نفت و درآمدهای حاصل از فروش دارایی‌های طبیعی نه‌تنها مولد نبوده بلکه عملا به مانعی در بستر توسعه تبدیل خواهند شد. به‌نظر نمی‌رسد حتی حفظ ثروت نفتی بدون اتکای به ثروت انسانی امکان‌پذیر باشد لذا توجه و تدقیق در توسعه نیروی انسانی و حفظ کرامت و شأن و منزلت نیروی کار باید در سرلوحه کسانی قرار گیرد که مدعی هستند می‌توانند سکان اداره کشور را به دست گیرند.