وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

این راه به کجا می رود؟


این راه به کجا می رود؟

راه به کجا ختم می‌شود؟
نسرین رضایی . روزنامه‌نگار
اینجا همچنان عراق است. شاید بهترین توصیف برای وصف وضعیت بغداد اشاره به همان حکایت قدیمی عراقی باشد: «عقرب از غوک می‌خواهد او را به آن سوی دجله ببرد و غوک از نگرانی نیش عقرب نمی‌پذیرد. عقرب می‌گوید من اگر تو را نیش بزنم خودم در آب غرق می‌شوم و توجیه برای غوک قابل‌قبول می‌آید و می‌پذیرد اما در اواسط راه عقرب کار خود را می‌کند و نیشش را می‌زند.
 تنها در مقابل نگاه متحیر غوک می‌گوید: اینجا عراق است.» اینجا همچنان عراق است؛ عراقی که 11سال پس از سقوط صدام‌حسین حالا سر بریدن‌های مردم و از سوی داعشی‌ها صحنه‌های تکراری خیابان‌های موصل، نینوا و کرکوک هستند. اما شاید پاسخ این سوال که پایان راه به کجا ختم خواهد شد تا حدودی قابل پیش‌بینی باشد: در صورت شدت درگیری‌ها ائتلاف منطقه‌ای و جهانی به این موضوع خاتمه خواهند داد؛ ائتلافی که یک‌سوی آن غرب و سوی دیگر آن کشورهای همسایه عراق هستند؛ همسایه‌هایی که نگران کشیده‌شدن پای گروه‌های تروریستی به مرزهایشان بوده و غربی که دو میدان نفتی کرکوک و بصره برایش مهم‌ترین چرخه انرژی جهان محسوب می‌شود. شاید عراق بار دیگر به روزهای پس از سقوط صدام بازگردد و چهره شهرهایش شاهد سقوط داعش و مداخله و حضور خارجیان باشد. اما کشورها حداقل این‌بار باید به این نتیجه منطقی برسند که عراق را دیگر به حال خود رها نکنند. اینکه پشتیبانی آنها از کشوری که هنوز فاقد یک دولت ملت متحد است، قطع نشود. آن هم در مقابل بنیادگرایان و تروریست‌هایی که حالا به‌نوعی تغییر تاکتیک داده‌اند. افراطیونی چون داعش، طالبان و القاعده حالا دیگر چندان تمرکزشان روی فرد یا گروهی خاص نیست. آنها به‌دنبال سرزمین و حکمرانی‌اند. آنها که پیش‌تر هدفشان خاک دمشق بود و حالا خاک بغداد. شاید پربیراه نباشد اگر بگوییم جدا از باخت بزرگی که با آمارهای تکان‌دهنده از مردم متواری از شهرها و کشته‌شدگان نمود دارد، نتیجه حرکت داعش در عراق تا حدودی به نفع سوریه و کردهای عراقی است. اسد حالا به جرات می‌تواند اعلام کند نیروهای آلترناتیوی که تا پیش از این در خاک دمشق بودند همین داعشی‌هایی هستند که حالا تصاویر کشتار وحشیانه‌شان در عراق روح جهانیان را به درد آورده است و آنها را به فکر مداخله در عراق انداخته است. همان‌هایی که اگر در خاک سوریه می‌ماندند، حاصلش چیزی جز تکرار همین صحنه‌ها نبود. اما کردها هم به‌نوعی برنده دیگر ماجرا هستند. پیش از آغاز درگیری‌ها در عراق، دعوا بر سر این بود که کرکوک به دست کردها نیفتد. حالا خبرها از کرکوک حاکی از آن است که نیروهای امنیتی دولت عراق کنترل کرکوک را به کردها سپرده‌اند.

 
 

انتخابات از منظر حقوق بشری و حقوق اساسی در سوریه


انتخابات از منظر حقوق بشری و حقوق اساسی در سوریه

نگاهی به انتخابات سوریه از منظر حقوق اساسی
نوژن اعتضادالسلطنه
اکنون با گذشت سه سال از بحران سوریه و ادامه منازعه مسلحانه داخلی در آن کشور میان نیروهای اپوزیسیون و ارتش دولتی سوریه، «بشار اسد» رییس‌جمهوری سوریه و رهبر حزب بعث، آنگونه که وعده داده بود انتخابات را در مناطق تحت‌کنترل دولت سوریه برگزار کرد.  شاید مهم‌تر از نتیجه انتخابات سوریه ضرورت ایجاد تغییر و تحول بنیادین در قانون اساسی و نظام سیاسی سوریه باشد؛ قانونی که در نهایت باید میثاقی ملی و مورد اجماع و توافق تمامی طرفین باشد تا بتوان با تکیه بر آن برای رهایی از بن‌بست کنونی در سوریه راه چاره‌ای یافت.  بحث بر سر لزوم تغییر در قانون اساسی سوریه از همان آغاز بحران در آن کشور در سال 2011 میلادی مطرح شده بود. طیفی از اپوزیسیون داخلی سوریه که به دولت نزدیک هستند و با مبارزه مسلحانه مخالف، در کنار طیفی از عناصر اصلاح‌طلب داخل حزب بعث معتقدند که ایجاد اصلاحات در قانون اساسی سال 2012 (آخرین اصلاحیه قانون اساسی سوریه) راهکار مناسبی خواهد بود. در سوی دیگر، طرفداران اپوزیسیون سوریه که بر برکناری «اسد» از قدرت تاکید کرده‌اند معتقد به جایگزینی قانون اساسی سال 1950 سوریه پس از استقلال آن کشور از فرانسه و پیش از قدرتمندشدن حزب بعث هستند.  از جمله مواردی که در قانون اساسی سوریه مورد بحث بوده تاکید بر مولفه «پان عربیسم» است. در مقدمه قانون اساسی سوریه آمده است که جمهوری عربی سوریه به «هویت عربی» خود می‌بالد و مردم سوریه بخشی از «ملت و سرزمین عربی» را تشکیل می‌دهند. در بخش دیگری از این مقدمه آمده است که جمهوری عربی سوریه به «پروژه ملی» و «پان عربی» تعلق دارد و برای اتحاد «ملل عرب» می‌کوشد.

 در این میان، حلقه مفقوده برای ایجاد اتحاد در سوریه بی‌توجهی قانونگذاران به قید هویت «سوری» بوده است؛ هویت مشترکی که کردها، دروزی‌ها، مسیحیان و یهودیان سوریه بتوانند خود را در آن سهیم بدانند.  در بخش دیگری از قانون اساسی سوریه نیز از زبان رسمی «عربی» یاد شده بدون آنکه ذکری از قانونی‌بودن آموزش به زبان‌های محلی دیگر به میان آید. علاوه بر اینها ذکر لزوم «عرب‌بودن» و «مسلمان‌بودن» رییس‌جمهوری سوریه نیز یکی دیگر از موارد تبعیض‌آمیز قیدشده در قانون اساسی سوریه در قبال غیراعراب و غیرمسلمانان ساکن آن کشور بوده است که از امکان دستیابی به بالاترین مقام عالی کشور دور مانده‌اند.

  از جمله نقایص دیگر قانون اساسی سوریه، قدرت و اختیارات مقام رییس‌جمهوری است که مانع از اجرای اصل «تفکیک قوا» شده است. رییس‌جمهوری سوریه از اختیاراتی چون قدرت عزل‌ونصب نخست‌وزیر و معاونان (اصل 97)، قدرت اعمال قدرت بر نیروهای مسلح (اصل 105)، قدرت قانونگذاری در شرایط اضطراری (اصل 113) و قدرت انحلال پارلمان (اصل 111) برخوردار است. همچنین باوجود آنکه امکان به دادگاه کشاندن نخست‌وزیر و وزرای کابینه به دلیل اتهامات جنایی به دادگاه وجود دارد رییس‌جمهوری را تنها می‌توان به اتهام ارتکاب «خیانت بزرگ» یا اتهام وارده از سوی دوسوم نمایندگان پارلمان از مقام خود خلع کرد و درمجموع او از مصونیت برخوردار است (اصل 124). همچنین امضای معاهدات بین‌المللی (اصل 107)، صدور فرمان برگزاری همه‌پرسی درباره مسایل مهم (اصل 116)، امضای قوانین مصوب پارلمان (اصل 100) و اعلان فرمان جنگ و امضای معاهده صلح (اصل 102) نیز ازجمله اختیارات گسترده رییس‌جمهور سوریه هستند که از زمان تصویب قانون اساسی سال 1973 آن کشور تا اصلاحیه این قانون در سال 2012 میلادی بدون تغییر باقی مانده‌اند. علاوه بر حوزه اختیارات وسیع رییس‌جمهور، نخست‌وزیر سوریه اختیارات قابل توجهی ندارد.

 از دیگر نقاط‌ضعف قانون اساسی سوریه، مدت‌زمان ریاست‌جمهوری است که هفت سال است و نسبت به قوانین اساسی سایر کشورهای جهان مدتی نسبتا طولانی محسوب می‌شود. در اصلاحیه سال 2012 میلادی مدت‌زمان ریاست‌جمهوری به دو دوره هفت‌ساله محدود شده است با این حال قید شده که این اصل تا انتخابات بعدی در آن کشور قابل اجرا نیست که در نتیجه آن «اسد» می‌تواند دست‌کم دو دوره دیگر نیز در قدرت باقی بماند و عملا باب انتقال مسالمت‌آمیز قدرت به فردی دیگر در راس ساختار سیاسی سوریه مسدود مانده است. از سوی دیگر، نامزد ریاست‌جمهوری از جانب مجلس خلق و بنا به پیشنهاد کادر حزب بعث سوریه معرفی می‌شود.  موضوع پرچالش دیگر در قانون اساسی سوریه؛ نقض استقلال دستگاه قضایی به‌عنوان نهادی بوده که باید برای نظارت بر حسن اجرای قانون مستقل باشد، این در حالی است که اصل 141 قانون اساسی سوریه اشاره می‌کند که رییس‌جمهوری سوریه دارای یک کرسی در دادگاه عالی قانون اساسی آن کشور است. این اصل می‌تواند به گونه‌ای تفسیر شود که رییس‌جمهور قدرت انتصاب و اعمال قدرت بر تمام اعضای آن دادگاه را دارد. در واقع، نهاد قضایی در سوریه تحت کنترل کامل دستگاه اجرایی و شخص رییس‌جمهور قرار دارد.

 در حوزه حقوق و آزادی‌های اساسی، اصل 153 قانون اساسی سوریه، به بازداشت بدون دلیل خاص و بدون نیاز به تفهیم اتهام اشاره می‌کند؛ امری که در قانون اساسی پیش از کودتا در سوریه (مصوب 1950) به آن اشاره شده بود و طبق اصل 28 آن قانون آزادی عقیده و بیان، آزادی مطبوعات، حق تظاهرات و حق محاکمه در دادگاه صالحه به‌رسمیت شناخته شده بود و بازداشت طولانی‌مدت و بدون محاکمه غیرقانونی ذکر شده بود.

یاداشت

انتخابات در سوریه با توجه به رویه پیش گرفته شده  ،انتخابات نبود در واقع یک خیمه شب بازی از نوع مدرن ان بود در کشوری که طبق امار سازمان ملل میلیونهای نفر دراردوگاها زندگی می کنند و مجاز به شرکت در انتخابات نیستند مثل ترکیه اردن و بخش اعظم در لبنان و... ،و از طرفی بخشهای زیادی از خاک سوریه در دست مخالفان می باشد (طبق گفته رسانه ها حداقل 40 یا 50 درصد)چه کسی باور می کند که 10 میلیون نفر در انتخابات شرکت کرده است .اگر دموکراسی این است که در سوریه دولت ها از ان یاد می کنند  پس باید فاتحه چنین دمکراسی را خواند و بوسید و کنار گذاشت .


دموکراسی یعنی حق حیات و زندگی برای همه ،تکثر در اندیشه ها در زمان رای دادن،مطبوعات ازاد،رسانه تصویری و صوتی ازاد،ازادی بیان و گفتگو،رفت امد برای مخالفین جهت حضور در عرصه های اجتماعی ازاد،خشونت تحت هر عنوان چه مخالف و چه موافق  ممنوع،حضور کاندیدای های متکثر،و ازادی به معنی واقعی در کشور، کدام یک از این مقولات در سوریه به اجرا در امد
 که ما نام ان را دمکراسی حتی نیم بندش بدانیم .در حکومتهای دمو کراسی خواه کاندید رقیب در مورد کاندید دیگر ان قدر بزرگ نمایی نمی کند که رقیب صلاحیتش از من بالاتر است حتی به صورت سمبلیک ،در سوریه این اتفاق رخ داده و متاسفم برای کسانی که انتخابات در سوریه را دمکراسی می دانند !

 

آزادی همان آزادی است آزادی دادنی نیست


آزادی همان آزادی است آزادی دادنی نیست



باداشت روز 
آزادی، آزادی است
در باب «شهامت سقراط وار»

نویسنده: علی موقر



    قرن ها از آن زمان که سقراط جوانان را در بازار آتن دور خود جمع و آنان را تشویق می کرد تا مفاهیم و کلمات خود را بازتعریف کنند و خدایان شان و ارزش هایشان را مورد ارزیابی قرار دهند، می گذرد. اندیشمند یونانی به فاسد کردن جوانان متهم شد و نهایتا با مرگ خویش به جایگاهی اسطوره یی دست یافت که قهرمانان عصر هومری بر آن تکیه زده بودند.


    آنچه از او سقراط ساخت نه شهامت سقراط وار که روح حقیقت جویی بود و آزادی ای که در سایه دموکراسی آتنی گسترده شده بود. دموکراسی ای که گاه مورد انتقاد او نیز واقع می شد که دموکراسی و آزادی جز این نمی طلبد. در زبان انگلیسی برای آزادی دو واژه freedom و liberty عمومیت دارد. هرچند این دو واژه بعضا به جای یکدیگر به کار می روند اما بار معنایی متفاوتی را می رسانند.

Freedom به «توانایی» فرد برای رفتار و گفتار به روشی خاص خود در یک مجموعه از شرایط مفروض اشاره می کند و liberty به «رخصت» فرد در رفتار کردن و گفتن در همان شرایط می پردازد.


این تمایز و تفاوت دستوری میان توانستن و بایستن است که مرزهای آزادی را در جامعه انسانی امروز به تصویر می کشد. در حوزه مدرسی و کلامی وقتی گفته می شود که «انسان آزاد است» یعنی مختار است و مجبور نیست. سهل است! آزادی وقتی غامض می شود که در شوون حقوق و سیاست بسط پیدا می کند. این وجه از آزادی یکی از حقوق اساسی انسان شمرده شده که در اعلامیه حقوق بشر و میثاق بین المللی مدنی بر آن تاکید شده است. آزادی در این مفهوم به صورت های مختلف نمود پیدا می کند.


آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی تشکل ها و اجتماعات، آزادی قلم و مطبوعات، آزادی فعالیت های اقتصادی و روابط اجتماعی و... تفاوت آن با نوع کلامی آزادی آن است که انسان از منظر حقوقی تا چه حد آزادی دارد به طوری که در صورت تعدی و تخطی از آن مورد پیگرد و تعقیب قانون قرار نگیرد. خردورزی، دیدن و شنیدن و دریافتن است و در پی آن اندیشیدن و ارائه نتیجه اندیشه و در تمام این مراحل، آزادی یک ضرورت است.


چیزی که دیدنی، شنیدنی و فهمیدنی است باید آزادی ارائه شدن داشته باشد و اندیشمند هم آزاد باشد تا ببیند و بشنود. «جایی که آزادی نباشد چیزی به نام فرزانگی به ظهور نمی رسد».


فقدان آزادی باعث از دست رفتن اندیشمندان و متفکران با شهامتی می شود که از بیم متهم شدن دست کم به بیان اندیشه های خویش خطر نمی کنند و به قول کوهن «نوعی سکوت حاصل می شود که به قیمت تمامی شجاعت اخلاقی ذهن آدمی است». جعل مفهوم آزادی و پرداختن حشو و زاید آن و فرو کاستن آزادی به امکان اظهارنظرهای بی درد سر و سطحی، تجربه آزموده شده یی است که در جوامع کمونیستی قرن بیستم مانند شوروی نتیجه خود را به ظهور رسانده است. در سیاستگذاری حسن نیت کفایت نمی کند. بین در غلتیدن از آزادی به دیگرفرمانی مرزی باریک است. کافی است یک عنصر جدید به این مفهوم اضافه شود. تا اختیار عمل آزادانه داشتن به اختیار عمل «مطلوب» داشتن فرو کاسته شود. تا به همین سیاق مرکز تصمیم گیری از خود فرد به خارج از شخص منتقل شود.


در جامعه امروز پیش از آنکه «شهامت سقراط وار» بخواهیم، شایسته است دست کم حدود آزادی های مدنی و سیاسی جامعه را ترسیم کرده باشیم. در سایه آزادی است که امر مطلوب محقق می شود. بماند که درکمان از آزادی کدام است. «هر چیزی همان است که هست: آزادی، آزادی است.»

   

جام جهانی و جهان بی جام


جام جهانی و جهان بی جام



تاریکخانه 
نکاتی چند در باب جام جهانی و جهان بی جام


نویسنده: شهرام شهیدی (Shahraam_shahidi@yahoo. com)


جام جهانی فوتبال شروع شد. بچه که بودیم پدرمان هر تغییر اساسی در زندگی را می گذاشت موقع برگزاری جام جهانی انجام می داد. مثلاوقتی می خواست ماشین مورد علاقه خانواده را بفروشد موقع جام جهانی این کار را می کرد. یا وقتی می خواست از کسی پول زیادی قرض بگیرد و مادرم مخالف بود باز همین وقت ها این کار را می کرد. بعدها فهمیدم این یک پولتیک سیاسی هوشمندانه و البته لو رفته است. در واقع سیاستمداران همه از این راهکار استفاده کرده و معمولاعزل و نصب های پر سر و صدا و... همه و همه همین مواقع رخ می دهد.


    لذا ضمن گرامیداشت جام جهانی به شما آلارم می دهیم خوب حواس تان را جمع کنید. تغییراتی در راه است !
    فکر می کنید مشهورترین چهره جا مانده از جام جهانی کیست ؟ فرانک ریبری ؟ روسی ؟ خلعتبری ؟ رحمتی ؟ ابراهیموویچ ؟
    نخیر.

    به نظر من مهم ترین شخصی که به جام جهانی نرسید حمید رسایی است. اصلاجام جهانی بدون حمید رسایی و دیپلمات سابق ایران در برزیل در حد جام مهدکودک هاست.


    این طور نیست که چون جام جهانی شروع شده ما بی خیال اوضاع منطقه بشویم. حسن روحانی گفته ترکیه می خواهد رابطه اش با ایران شبیه رابطه آلمان و فرانسه باشد.



    از آقای روحانی درخواست می کنیم مشخص کنند کدام یک از ما آلمانیم و کدام مان فرانسه.


    روح الله حسینیان گفته مردم منتظر بازگشت احمدی نژاد هستند. پرسیدم مگر قرار است احمدی نژاد واقعا برگردد ؟ دوستی جواب داد اگر اینکه می گویند همیشه متهم به محل حادثه برمی گردد درست باشد شاید برگردد. با این همه پرونده یی که به او نسبت می دهند بعید نیست برگردد.


    حالابرای اینکه سر و ته مطلب را هم بیاوریم جا دارد مطلب اول و آخر را به هم بدوزیم و با آگراندیسمان کردن موضوع مطلب را هم بیاوریم.


    چقدر خوب می شد اگر احمدی نژاد را می فرستادیم برای تماشای مسابقات ایران. وقتی وارد می شد همه خارج می شدند و بازیکنان ما می ماندند و دروازه خالی آرژانتین.
   

سرانه مطالعه و راه حل افزایش آن


سرانه مطالعه و راه حل افزایش آن



زاویه دید 
هر کودک یک کتاب


نویسنده: اسماعیل آزادی

رییس کتابخانه ملی در سال 1387 گفته بود: «سرانه کتابخوانی در ایران دو دقیقه در شبانه روز است» و مدیرکل دفتر برنامه ریزی و مطالعات فرهنگی این آمار را سیاه نمایی خواند و در آماری عجیب، سرانه مطالعه در ایران را به مراتب بالاتر از حتی رکورد جهانی، یعنی 120دقیقه در شبانه روز اعلام کرد!
    البته در این زمینه یک آمار گیری رسمی از سوی وزارت ارشاد در 28 استان در سال 1381 انجام شده که با احتساب مطالعات درسی، میزان مطالعه سرانه در ایران هفت دقیقه در شبانه روز اعلام شده است.
    نگارنده در این نوشته به دنبال ثابت کردن درستی و نادرستی این آمارها نیست بلکه به دنبال بیان راهکاری است که بتواند در جهت خروج از بازار بی رونق کتاب و کتابخوانی تلاشی کرده باشد. چرا که در همین سال ها شاهدیم که تیراژ عمومی کتاب نیز از سه هزار نسخه به دوهزار نسخه و حتی در مورد برخی کتاب ها حتی به زیر هزار نسخه رسیده است که بنا به گفته سرپرست معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی «در پنج ماهه اول سال1391، با تولید 61 میلیون تیراژ نسبت به مدت مشابه سال قبل، شاهد کاهش شش درصدی تیراژ کتاب در کشور بودیم که این رقم در سال قبل 65میلیون نسخه بود.» این آمار با توجه به جمعیت 75میلیونی ایران آماری بسیار نگران کننده است.
     کارشناسان عرصه فرهنگ و کتاب همواره برای افزایش سرانه کتابخوانی در کشور و برون رفت از این شرایط نامطلوب بر ایجاد زنگ کتابخوانی در مدارس تاکید کرده اند اما معلوم نیست چرا مسوولان از کنار این اقدام مهم که می تواند بازار کتاب و سرانه مطالعه را به گونه ای ریشه ای به سامان برساند، بی تفاوت می گذرند هرچند راهکارهای متعدد دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که البته آن نیز بدون اراده و برنامه ریزی از سوی آموزش و پرورش امکانپذیر نیست که در اینجا به یکی از آنها اشاره می شود.
    در شهر های بزرگ، بسیاری از مدارس دارای کتابخانه هستند اما به دلیل فقرکتابخانه ها و فقدان تنوع موضوعی کتاب ها و همچنین در حاشیه بودن این کتابخانه ها و... از کارآمدی مطلوبی برخوردار نیستند. اما برای غنی کردن این کتابخانه ها می توان با فراخوان «هر کودک و دانش آموز یک کتاب» از والدین آنها خواست هرساله مثلادر ایام برگزاری نمایشگاه کتاب دست کم یک کتاب به کتابخانه مدرسه اهدا کنند، با این شیوه هرساله می توان کتابخانه های مدارس را به روز و غنی تر کرد.
    البته این شرایط در شهر های کوچک و روستا ها کاملافرق می کنند زیرا این مدارس غالبا کتابخانه ندارند و کسی هم متولی تجهیز این مدارس به کتابخانه نیست. در مورد مدارس شهرهای کوچک و مدارس روستایی پرجمعیت می توان با مشارکت سازمان کتابخانه های کشور و آموزش و پرورش هر منطقه به تاسیس شعبه ای از کتابخانه مرکزی شهر در این مدارس اقدام کرد. درواقع در هر یک از این مدارس کتابخانه ای ایجاد می شود که تجهیز و سازمان دادن به آن از سوی سازمان کتابخانه های کشور و اداره آن از سوی کادر مدارس و با کمک دانش آموزان صورت می گیرد و از سوی دیگر برای تامین کتاب ها و تجهیزات مورد نیاز این کتابخانه ها نیز می توان با فراخوان از کمک های بیکران دوستداران کتاب و خیرین استفاده کرد.
    با این اقدامات علاوه بر ایجاد زمینه کتابخوانی در کودکان کشور و افزایش سرانه مطالعه و ارتقای فرهنگ عمومی کتابخوانی در کشور، بازار کتاب نیز با مشارکت علاقه مندانه همه خانواده ها رونق می گیرد.
     در پایان باید باور کنیم که بالابردن سرانه مطالعه در کشور تنها از طریق ایجاد بسترهای لازم و علاقه مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی به عنوان یک رویکرد ملی امکانپذیر است.