آزادی همان آزادی است آزادی دادنی نیست
باداشت روز
آزادی، آزادی است
در باب «شهامت سقراط وار»
نویسنده: علی موقر
![]() |
قرن ها از آن زمان که سقراط جوانان را در بازار آتن دور خود جمع و آنان را تشویق می کرد تا مفاهیم و کلمات خود را بازتعریف کنند و خدایان شان و ارزش هایشان را مورد ارزیابی قرار دهند، می گذرد. اندیشمند یونانی به فاسد کردن جوانان متهم شد و نهایتا با مرگ خویش به جایگاهی اسطوره یی دست یافت که قهرمانان عصر هومری بر آن تکیه زده بودند.
آنچه از او سقراط ساخت نه شهامت سقراط وار که روح حقیقت جویی بود و آزادی ای که در سایه دموکراسی آتنی گسترده شده بود. دموکراسی ای که گاه مورد انتقاد او نیز واقع می شد که دموکراسی و آزادی جز این نمی طلبد. در زبان انگلیسی برای آزادی دو واژه freedom و liberty عمومیت دارد. هرچند این دو واژه بعضا به جای یکدیگر به کار می روند اما بار معنایی متفاوتی را می رسانند.
Freedom به «توانایی» فرد برای رفتار و گفتار به روشی خاص خود در یک مجموعه از شرایط مفروض اشاره می کند و liberty به «رخصت» فرد در رفتار کردن و گفتن در همان شرایط می پردازد.
این تمایز و تفاوت دستوری میان توانستن و بایستن است که مرزهای
آزادی را در جامعه انسانی امروز به تصویر می کشد. در حوزه مدرسی و کلامی
وقتی گفته می شود که «انسان آزاد است» یعنی مختار است و مجبور نیست. سهل
است! آزادی وقتی غامض می شود که در شوون حقوق و سیاست بسط پیدا می کند. این
وجه از آزادی یکی از حقوق اساسی انسان شمرده شده که در اعلامیه حقوق بشر و
میثاق بین المللی مدنی بر آن تاکید شده است. آزادی در این مفهوم به صورت
های مختلف نمود پیدا می کند.
آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی تشکل ها و اجتماعات، آزادی قلم و مطبوعات، آزادی فعالیت های اقتصادی و روابط اجتماعی و... تفاوت آن با نوع کلامی آزادی آن است که انسان از منظر حقوقی تا چه حد آزادی دارد به طوری که در صورت تعدی و تخطی از آن مورد پیگرد و تعقیب قانون قرار نگیرد. خردورزی، دیدن و شنیدن و دریافتن است و در پی آن اندیشیدن و ارائه نتیجه اندیشه و در تمام این مراحل، آزادی یک ضرورت است.
چیزی که دیدنی، شنیدنی و فهمیدنی است باید آزادی ارائه شدن داشته باشد و اندیشمند هم آزاد باشد تا ببیند و بشنود. «جایی که آزادی نباشد چیزی به نام فرزانگی به ظهور نمی رسد».
فقدان آزادی باعث از دست رفتن اندیشمندان و متفکران با شهامتی می شود که از بیم متهم شدن دست کم به بیان اندیشه های خویش خطر نمی کنند و به قول کوهن «نوعی سکوت حاصل می شود که به قیمت تمامی شجاعت اخلاقی ذهن آدمی است». جعل مفهوم آزادی و پرداختن حشو و زاید آن و فرو کاستن آزادی به امکان اظهارنظرهای بی درد سر و سطحی، تجربه آزموده شده یی است که در جوامع کمونیستی قرن بیستم مانند شوروی نتیجه خود را به ظهور رسانده است. در سیاستگذاری حسن نیت کفایت نمی کند. بین در غلتیدن از آزادی به دیگرفرمانی مرزی باریک است. کافی است یک عنصر جدید به این مفهوم اضافه شود. تا اختیار عمل آزادانه داشتن به اختیار عمل «مطلوب» داشتن فرو کاسته شود. تا به همین سیاق مرکز تصمیم گیری از خود فرد به خارج از شخص منتقل شود.
در جامعه امروز پیش از آنکه «شهامت سقراط وار» بخواهیم، شایسته است دست کم حدود آزادی های مدنی و سیاسی جامعه را ترسیم کرده باشیم. در سایه آزادی است که امر مطلوب محقق می شود. بماند که درکمان از آزادی کدام است. «هر چیزی همان است که هست: آزادی، آزادی است.»
جام جهانی و جهان بی جام
تاریکخانه
نکاتی چند در باب جام جهانی و جهان بی جام
نویسنده: شهرام شهیدی (Shahraam_shahidi@yahoo. com)
![]() |
جام جهانی فوتبال شروع شد. بچه که بودیم پدرمان هر تغییر اساسی در زندگی را می گذاشت موقع برگزاری جام جهانی انجام می داد. مثلاوقتی می خواست ماشین مورد علاقه خانواده را بفروشد موقع جام جهانی این کار را می کرد. یا وقتی می خواست از کسی پول زیادی قرض بگیرد و مادرم مخالف بود باز همین وقت ها این کار را می کرد. بعدها فهمیدم این یک پولتیک سیاسی هوشمندانه و البته لو رفته است. در واقع سیاستمداران همه از این راهکار استفاده کرده و معمولاعزل و نصب های پر سر و صدا و... همه و همه همین مواقع رخ می دهد.
به نظر من مهم ترین شخصی که به جام جهانی نرسید حمید رسایی است. اصلاجام جهانی بدون حمید رسایی و دیپلمات سابق ایران در برزیل در حد جام مهدکودک هاست.
این طور نیست که چون جام جهانی شروع شده ما بی خیال اوضاع منطقه بشویم. حسن روحانی گفته ترکیه می خواهد رابطه اش با ایران شبیه رابطه آلمان و فرانسه باشد.
از آقای روحانی درخواست می کنیم مشخص کنند کدام یک از ما آلمانیم و کدام مان فرانسه.
روح الله حسینیان گفته مردم منتظر بازگشت احمدی نژاد هستند. پرسیدم مگر قرار است احمدی نژاد واقعا برگردد ؟ دوستی جواب داد اگر اینکه می گویند همیشه متهم به محل حادثه برمی گردد درست باشد شاید برگردد. با این همه پرونده یی که به او نسبت می دهند بعید نیست برگردد.
حالابرای اینکه سر و ته مطلب را هم بیاوریم جا دارد مطلب اول و آخر را به هم بدوزیم و با آگراندیسمان کردن موضوع مطلب را هم بیاوریم.
سرانه مطالعه و راه حل افزایش آن
زاویه دید
هر کودک یک کتاب
نویسنده: اسماعیل آزادی
رییس کتابخانه ملی در سال 1387 گفته بود: «سرانه کتابخوانی در ایران دو
دقیقه در شبانه روز است» و مدیرکل دفتر برنامه ریزی و مطالعات فرهنگی این
آمار را سیاه نمایی خواند و در آماری عجیب، سرانه مطالعه در ایران را به
مراتب بالاتر از حتی رکورد جهانی، یعنی 120دقیقه در شبانه روز اعلام کرد!
البته
در این زمینه یک آمار گیری رسمی از سوی وزارت ارشاد در 28 استان در سال
1381 انجام شده که با احتساب مطالعات درسی، میزان مطالعه سرانه در ایران
هفت دقیقه در شبانه روز اعلام شده است.
نگارنده در این نوشته به
دنبال ثابت کردن درستی و نادرستی این آمارها نیست بلکه به دنبال بیان
راهکاری است که بتواند در جهت خروج از بازار بی رونق کتاب و کتابخوانی
تلاشی کرده باشد. چرا که در همین سال ها شاهدیم که تیراژ عمومی کتاب نیز از
سه هزار نسخه به دوهزار نسخه و حتی در مورد برخی کتاب ها حتی به زیر هزار
نسخه رسیده است که بنا به گفته سرپرست معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامی «در پنج ماهه اول سال1391، با تولید 61 میلیون تیراژ نسبت به
مدت مشابه سال قبل، شاهد کاهش شش درصدی تیراژ کتاب در کشور بودیم که این
رقم در سال قبل 65میلیون نسخه بود.» این آمار با توجه به جمعیت 75میلیونی
ایران آماری بسیار نگران کننده است.
کارشناسان عرصه فرهنگ و کتاب
همواره برای افزایش سرانه کتابخوانی در کشور و برون رفت از این شرایط
نامطلوب بر ایجاد زنگ کتابخوانی در مدارس تاکید کرده اند اما معلوم نیست
چرا مسوولان از کنار این اقدام مهم که می تواند بازار کتاب و سرانه مطالعه
را به گونه ای ریشه ای به سامان برساند، بی تفاوت می گذرند هرچند راهکارهای
متعدد دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که البته آن نیز بدون اراده و
برنامه ریزی از سوی آموزش و پرورش امکانپذیر نیست که در اینجا به یکی از
آنها اشاره می شود.
در شهر های بزرگ، بسیاری از مدارس دارای
کتابخانه هستند اما به دلیل فقرکتابخانه ها و فقدان تنوع موضوعی کتاب ها و
همچنین در حاشیه بودن این کتابخانه ها و... از کارآمدی مطلوبی برخوردار
نیستند. اما برای غنی کردن این کتابخانه ها می توان با فراخوان «هر کودک و
دانش آموز یک کتاب» از والدین آنها خواست هرساله مثلادر ایام برگزاری
نمایشگاه کتاب دست کم یک کتاب به کتابخانه مدرسه اهدا کنند، با این شیوه
هرساله می توان کتابخانه های مدارس را به روز و غنی تر کرد.
البته
این شرایط در شهر های کوچک و روستا ها کاملافرق می کنند زیرا این مدارس
غالبا کتابخانه ندارند و کسی هم متولی تجهیز این مدارس به کتابخانه نیست.
در مورد مدارس شهرهای کوچک و مدارس روستایی پرجمعیت می توان با مشارکت
سازمان کتابخانه های کشور و آموزش و پرورش هر منطقه به تاسیس شعبه ای از
کتابخانه مرکزی شهر در این مدارس اقدام کرد. درواقع در هر یک از این مدارس
کتابخانه ای ایجاد می شود که تجهیز و سازمان دادن به آن از سوی سازمان
کتابخانه های کشور و اداره آن از سوی کادر مدارس و با کمک دانش آموزان صورت
می گیرد و از سوی دیگر برای تامین کتاب ها و تجهیزات مورد نیاز این
کتابخانه ها نیز می توان با فراخوان از کمک های بیکران دوستداران کتاب و
خیرین استفاده کرد.
با این اقدامات علاوه بر ایجاد زمینه کتابخوانی
در کودکان کشور و افزایش سرانه مطالعه و ارتقای فرهنگ عمومی کتابخوانی در
کشور، بازار کتاب نیز با مشارکت علاقه مندانه همه خانواده ها رونق می گیرد.
در پایان باید باور کنیم که بالابردن سرانه مطالعه در کشور تنها
از طریق ایجاد بسترهای لازم و علاقه مند کردن کودکان به کتاب و کتابخوانی
به عنوان یک رویکرد ملی امکانپذیر است.