وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

گفتگوی دو جانبه ایران و امریکا پیش نیاز گفتگوی 1+5





نگاه روز 
دیدار دوجانبه ایران و امریکا
گفتگوی  دو جانبه ایران و امریکا پیش نیاز گفتگوی 1+5

نویسنده: علی خرم



    با مذاکرات هسته یی ایران با گروه 1+5 برخی موضوعات توسط طرف هسته یی در مساله نگارش مطرح شد که مورد استقبال طرف ایرانی واقع نشد و این می توانست گره یی درمذاکرات به ویژه در مرحله نگارش برنامه جامع ایجاد کند که مقرر شد ایران و امریکا به طور دوجانبه نشست هایی داشته باشند و با طرح موضوعات مورد نگرانی و مورد علاقه، مستقیما طرف مقابل را در جریان نگرانی ها و علاقه مندی های خود قرار دهند و دو طرف از نیات واقعی یکدیگر مطلع شده و حتی الامکان به راه حل مشترک دست یابند. چنین روشی در تمام مذاکرات بین المللی مرسوم است و رعایت می شود.به عبارت دیگر در مذاکرات چندجانبه، اغلب اوقات دو کشور به خصوص بر روی موضوعی آنچنان درهم می پیچند که می تواند همه مذاکرات گروه را متوقف کرده یا به بن بست برساند. در چنین حالتی آن دو کشور از مذاکرات چندجانبه و گروهی برای مدتی موقتا خارج شده و به طور دوجانبه روی موضوعات مورد علاقه به تبادل نظر مستقیم می پردازند تا رفع مشکل شود. برخی اوقات جهت اعتمادسازی، دو طرف که به نیات همدیگر در نشست های مشترک مشکوک و مظنون هستند طی نشست های مشترک به سخنان یکدیگر گوش فرا داده و در مورد نگرانی طرف مقابل طرح و نظر می دهند تا اطمینان حاصل کنند نیات طرف مقابل با سخنان و مواضع ابراز شده همخوانی داشته و می تواند مورد اعتماد واقع شود.از ابتدای موضوع پرونده هسته یی کشورمان هر دو کشور ایران وامریکا بی اندازه نسبت به هم بدبین و مظنون بودند. البته ناگفته نماند مواضع و سیاست های خصمانه و حداقل غیردوستانه امریکا نسبت به موضوع هسته یی ایران از پیروزی انقلاب اسلامی ایران همواره مانع اصلی اعتمادسازی بین دو کشور بوده و امریکایی ها به خاطر چنین مواضعی قابل انتقاد هستند. به هر حال در چنین فضایی ایران و امریکا نمی توانند به مرحله نگارش برنامه جامع وارد شوند و تدوین آن بدون دردسر به سرانجام برسد. لذا مذاکرات دوجانبه بهترین راه حل برای اقناع دو طرف و آگاهی از نیات و مواضع یکدیگر در موضوعات هسته یی است. در این مذاکرات طرف امریکایی از بالاترین سطح ممکن وزارت امور خارجه خود چون سالیوان و ویلیام برنز استفاده کرده تا به اهداف خود برای اعتمادسازی با ایران جامه عمل بپوشاند. به عبارت دیگر ورود چنین افرادی به صحنه مذاکرات هسته یی نشان از آمادگی امریکا برای حل موضوعات معوقه در پرونده هسته یی با ایران دارد.
    
    در مقابل امریکا قصد دارد به ایران اطمینان دهد که در بالاترین سطح به تعهدات پایبند بوده و می خواهد با ایران همکاری کرده تا مذاکرات به نتیجه برسد. چنین مذاکرات دوجانبه یی قادر خواهد بود مذاکرات ایران و گروه 1+5 را شتاب بخشیده و در زمان صرفه جویی شود. یقینا هر گونه تفاهم بین ایران و امریکا به عنوان طرف های اصلی پرونده هسته یی مورد استقبال بقیه اعضای 1+5 نیز قرار خواهد گرفت: زیرا این گروه نزدیک به 13 سال است در انتظار حل سوءتفاهمات بین ایران و امریکا است تا مذاکرات به نتیجه رسیده و شرایط عادی شود و هر کدام از کشورهای گروه 1+5 بتوانند مستقلابه گسترش روابط سیاسی، تجاری و اقتصادی مورد دلخواه خود با ایران پرداخته و منافع خود را تامین کنند.
    
     نماینده اسبق دایم ایران در سازمان ملل متحد*
    

اصلاحات مرد زنده باد اصلاحات


اصلاحات مرد زنده باد اصلاحات

 

 

 

گفت‌وگویی با سعید حجاریان:

روحانی درنهایت فضا را باز می‌کند

سعید حجاریان درگفت‌وگویی در پاسخ به این پرسش که «آقای روحانی صحبت‌هایی می‌کند اما شرایط به‌گونه‌ای نیست که مثلاً اینترنت آزادتر یا فیلترینگ کمتر شود. گفتار درمانی چقدر فایده دارد؟» گفت: نگاه من این است که اگر روحانی کاری کند که میزان سفر توریست‌ها به ایران بیشتر شود، کافی است. آن‌وقت می‌توان گفت که چطور خارجی‌ها حق دارند اما ما حق نداریم. روحانی می‌تواند در فضای داخلی به‌تبع اعتمادسازی خارجی گشودگی ایجاد کند. نمی‌گویم توسعه سیاسی، می‌گویم گشودگی در خارج که ایجاد شد در داخل هم تحرک ایجاد می‌شود. اما شما می‌توانی اسمش را بگذارید توسعه سیاسی. اگر روحانی بتواند فضایی را فراهم کند که جوانانی که از ایران خارج شدند به داخل ایران برگردند، خیلی مهم است. روحانی دنبال همین هدف است و این تلاش‌ها فضا را درنهایت باز می‌کند. وی درادامه درپاسخ به سوال «اما به نظر می‌رسد دولت روحانی فقط به فکر برگرداندن سرمایه‌های فراری است نه مغزهای فرارکرده از ایران؟» اظهار کرد: نه دنبال فرار مغزها هم هست که نخبگان را بازگرداند. هنوز زود است و تازه دارد روسای دانشگاه‌ها عوض می‌شود. دانشگاه پلی‌تکنیک هم انتخاباتی شده است و کم‌کم می‌توانند از استادان دعوت کنند که یک یا دو ترم در ایران درس بدهند. اندیشه پویا نوشت؛ حجاریان همچنین درپاسخ به پرسش «رفوکردن سیاست خارجی و مثلاً از سر گرفته‌شدن شرایط فروش نفت آیا نمی‌تواند کارکرد روحانی را هم به پایان برساند و بعد ما دوباره به شرایط پیش از روحانی بازگردیم؟» تاکید کرد: شرایط قبل برای همه کابوس است. شنیدید که می‌گویند علت مُبقیه همان علت مُحدثه است. درواقع علت حدوث شیء باعث بقایش هم هست. چه چیزی باعث شد روحانی رأی بیاورد؟ بقای روحانی در همان خواهد بود. در زمان اصلاحات هم علت مُحدثه از بین رفت. اواخر دوران خاتمی، او هم مشت به نمد می‌زد. مردم دیدند که جریان مقابل جلو آمده است و سنگرهای خاتمی را فتح کرد. مجلس و شوراها را گرفت. من ترور شدم. ۱۸ تیر اتفاق افتاد. زوال اصلاحات رخ داد. همان زمان بود که من مقاله «اصلاحات مرد – زنده‌باد اصلاحات» را نوشتم. باید تجدیدنظر می‌شد در اصلاحات. آقای روحانی هم مدام باید در شرایط تجدید‌نظر بکند و نقاط ضعف کارش را برطرف کند و قدرت خودانتقادی‌اش را بالا ببرد. وی درپاسخ به اینکه آیا آقای روحانی هم معتقد است که « اصلاحات مرد- زنده باد اصلاحات»؟گفت: مدل من با مدل روحانی فرق می‌کند. اصلاحاتی که من می‌گویم بن‌اش دموکراسی است. ممکن است اصلاحات آقای روحانی هم به تبع دموکراسی بیاورد اما بن‌اش دموکراسی نیست. خودش هم‌چنین ادعایی ندارد. نمی‌گوید که من اصلاح‌طلبم.

 



 
 

داعش گروهی جدیدی از مسلمانان واپس گرا


داعش گروهی جدیدی از مسلمانان واپس گرا

کارتون خواب

 یاداشت
داعش گروهی افراطی ومتولی اسلام قشری و تحجر گرا که جز جنایت و کشتار چیزی نمی فهمد همه دولتها چه اسلامی و چه غیر اسلامی وظیفه انسانی دارند در مقابل اینها بایستند.

اختلاف چین و ژاپن بر سر یک جزیره به کجا می رود؟


اختلاف چین و ژاپن بر سر یک جزیره به کجا می رود؟

سومُوی غول‌ها در آسیا
فریدون مجلسی
از چندی پیش کشمکشی در سواحل چین و ژاپن بر سر چند صخره دریایی غیرمسکونی در گرفته است که با اغماض بسیار می‌توان بر آنها نام جزیره یا جزیرک نهاد. چینی‌ها آن جزایر را از آن خود می‌دانند و ژاپنی‌ها نیز آن را ملک خود می‌دانند. سابقه تصرفی روشنی هم موجود نیست و ظاهرا هر دو کشور تازه به یاد آن صخره‌های فراموش‌شده افتاده‌اند و مشغول سابقه‌سازی برای اثبات حقوق حاکمیت و مالکیت آنها هستند. در یکی از این جزایر دولت ژاپن ظاهرا مالکیت فردی ژاپنی را بر آن جزیره تایید کرده و سپس با معامله‌ای آن را به نام خود کرده و این معامله و سند را مستند حاکمیت خود قرار داده است. ظاهرا کفگیر هر دو طرف از لحاظ تامین منابعی که برای رفع نیازهای جمعیتی فزون از حد کفایت نمی‌کند به ته دیگ خورده است! زیرا هر جزیره هر قدر هم کوچک باشد هاله‌ای از آب‌های ساحلی و مناطق اختصاصی ماهیگیری و استخراج منابع کف و زیر کف دریا دارد! شاید هم از آن زیر بوی نفت می‌آید که این دو کشور هر دو تشنه آن هستند. چند روزی است که این کشمکش و قدرت‌نمایی‌ها و تظاهرات و مانورها وارد فاز تازه و تهدیدآمیزی شده است. طرفین از رویارویی دوجانبه فراتر رفته و مشغول یارگیری بین‌المللی شده‌اند. اکنون سه‌غول اصلی اقتصاد جهانی یعنی آمریکا، چین و ژاپن و همچنین ابرقدرت اتمی روسیه پایشان به این کشمکش باز شده است. ژاپنی‌ها نوعی کُشتی به نام سومُو دارند که در آن غول‌هایی با عرض زیاد و ارتفاع دومتر به بالا و وزنی بالای 200 کیلوگرم در حالی که لنگی نسبت به هیکلشان باریک از میان ران به کمر می‌بندند و گره می‌زنند، با یکدیگر سر شاخ می‌شوند. بدیهی است از چنین هیکل‌هایی چنان کُشتی‌هایی برنمی‌آید و کشمکش و گاهی تنه‌زدن‌های لرزاننده حداکثر کاری است که از دستشان برمی‌آید. کشمکش اخیر یادآور سومُوی غول‌هاست! موضوع اصلی یا تشدید‌کننده بحران باید فراتر از ادعاهایی بر سر چند صخره باشد. شاید بد نباشد به موضع هر یک از این قدرت‌ها در این کشمکش نگاهی بیندازیم:
خصوصا آنکه محرومیت از حق داشتن ارتش مستقل و بر دوش‌نداشتن هزینه‌های زیانبخش آن نقش مهمی در توسعه اقتصادی و صنعتی و علمی آن کشور داشته است. اما مزیت کارگر ارزان تدریجا از میان رفت و توسعه صنعتی و صادرات جایگزین آن شد. این دوران نیز با پدیداری تایوان و کره‌جنوبی و مالزی و دیگران با چالش بسیار روبه‌رو شد. ورود ناگهانی چین در عرصه رقابت جهانی با همان مزایای پیشین ژاپن و قبضه‌کردن بازارهای جهانی، اقتصاد ژاپن را رقابتی‌تر کرده و درصد رشد اقتصادی آن کشور را به حد صفر تا یک‌درصد رسانده است! چشم‌انداز امید بخشی هم انتظار نمی‌رود. توسعه اقتصادی چین و هند و اندونزی و برزیل نیاز آنان را با منابع خام بیشتر و هزینه‌های مواد خام وارداتی ژاپن را بیشتر و شرایط رقابتی آن را بدتر هم خواهد کرد. اکنون چین در زمانی اندک بزرگ‌ترین تولید‌کننده اتومبیل شده است که زمانی بازاری ژاپنی تلقی می‌شد. نگاه‌کردن به جزایر کوچک از دیدگاه منابع و شاید نفت زیر دریا شاید مهم باشد. اما این روزها ژاپن پا را از گلیم خود فراتر نهاده و از زیارت نمادین نخست‌وزیر از یادمان شهدای جنگ تجاوزکارانه کشورش که همواره برای چین و کره تحریک‌کننده بوده به عرصه تهدید بازسازی میلیتاریسم ژاپنی و گردنکشی کشانده است. شاید آمریکا هم بدش نیاید که ژاپن با مشارکت در هزینه‌های نظامی از آن محرومیت ارتشی فقط منتفع نشود و احتمالا در بازسازی نظامی و نیروی دریایی ژاپن دیدگاه‌های ایجاد اشتغال و تحرکی در صنعت آن کشور بی‌تاثیر نباشد.
آمریکا نیز نگران تامین منابع اولیه خود و توسعه اقتصادی و صنعتی چین و هند و دیگران است که آنها نیز به‌نوبه خود منابع اولیه خودشان و جهان را می‌بلعند و در خاک آمریکا رقیب صنایع خودشان شده‌اند! آمریکا پس از فروپاشی شوروی چند سالی به تک‌ابرقدرت جهان تبدیل شد، گویی اکنون به این صفت عادت کرده است و پدیداری قدرت‌های دیگر را برنمی‌تابد! جمع ذخیره ارزی چین به حدود دوتریلیون‌دلار رسیده و این شمشیری دولبه است! از یک‌سو چین را قادر می‌کند با بازی با ذخایر خودش در بازار آمریکا آشفتگی ایجاد کند و از سوی دیگر به آمریکا امکان می‌دهد با درپیش‌گرفتن سیاستی تورمی و بالابردن هزینه‌ دستمزدها و کاهش ارزش دلار به ذخایر چین زیان‌های بزرگ وارد کند. اما اکنون مرحله جهان تک‌قطبی به پایان رسیده است. چین برخاسته و روسیه نیز جایگاه قدرتمند خود را بازمی‌یابد و قدرت‌های دیگر در راهند و اروپا نیز به‌عنوان شریک استراتژیک و قومی و فرهنگی اروپا برمحدودیت‌ها و مشکلات اروپا در رقابت‌های صادراتی و تامین منابع خام واقف است. کشاندن کشورهای اروپای شرقی به اتحادیه اروپا و سپس به اتحادیه نظامی ناتو تا حدی روسیه را به انزوا کشاند و با تحریک اروپا در سقوط دولت فاسد اوکراین و شتاب در اروپایی‌کردن و به ناتوکشاندن آن کشور، روسیه را به‌عنوان کشوری که از منابع خام بسیار برخوردار است، متوجه و نگران نوعی محاصره و منزوی‌شدن کرد؛ محاصره‌ای که مقدمات آن با حمله ماجراجویانه گرجستان در لحظه افتتاح المپیک تابستانی پکن آغاز شد که پوتین از همان سالن المپیک پکن دستور سرکوب آن را صادر کرد! تحریکات غرب در اوکراینِ نیمه‌روس به تجزیه قابل پیش‌بینی آن کشور منجر شد و احتمالا آمریکا نیز با حمایت از ادعاهای ژاپن در برابر چین به نوعی جبران وضعیتی است که در اوکراین با آن مواجه شده‌اند! آمریکا به استناد پیمان تضمین امنیت ژاپن خودش را متعهد به حمایت از ادعاهای آن کشور دانسته است. البته ژاپن دارای هویت و جغرافیای سیاسی مشخصی است و شمول ادعاهای مبهم و احتمالا بی‌اساس، به پیمانی مشخص و مستند، گذشته از آنکه بهانه‌ای کودکانه به نظر می‌رسد، اصولا برای اشخاص ثالث تعهدآور نیست! اما نشان‌دهنده ورود جانبداران آمریکا به مساله و تسویه‌حساب مسایل دیگر با چین است!  روسیه گرچه فقط در روزهای پایانی جنگ دوم به ژاپن اعلان جنگ داد، اما در غنایم شریک شد. جزایر کوریل شمالی را که ادامه طبیعی سلسله‌جزایر ژاپن هستند، تصرف کرد. این جزایر اهمیت استراتژیک دارند و مانند دیوار و سدی سواحل روسیه را در اقیانوس آرام محافظت می‌کنند. استرداد این جزایر به ژاپن دفاع از سواحل روسی مقابل آن را برهنه و مشکل خواهد کرد. روس‌ها تاکنون حاضر به قبول هیچ مذاکره‌ای بر سر آن جزایر که تعلق تاریخی آنها به ژاپن مسلم است، نشده‌اند و اکنون بیم آن دارند اگر ژاپن در دعاوی خود در مقابل چین موفق شود، سپس مساله جزایر کوریل را مطرح خواهد کرد که با توجه به وضعیت تدافعی روسیه در آن منطقه قطعا مورد حمایت آمریکا هم خواهد بود! روس‌ها هم به این دلیل، هم به دلیل مداخلات غرب در اوکراین و سرزمین‌هایی که روسیه آنها را حیاط خلوت خود می‌داند و هم به دلیل جبهه‌گیری مجدد غرب و شرق یادآور دوران جنگ سرد، از چین حمایت خواهد کرد تا متقابلا در دعاوی خود در کوریل و اوکراین از حمایت چین برخوردار شود. چین که به اندازه کافی از ژاپن و غرب لطمه خورده است، اکنون که در دوران اقتدار و توسعه صنعتی قرار دارد، تجدید حیات میلیتاریسم ژاپن را برنخواهد تابید، به توسعه نظامی خود ادامه خواهد داد، موقعیت خود را هم در تبت و سین‌کیانگ تقویت خواهد کرد و در صورت حرکت جدی و تهدید‌آمیز ژاپن به سوی میلیتاریسم، مدعی جبران خسارت‌های بی‌حساب دوران جنگ دوم خواهد شد و اتفاقا در این قضیه از حمایت متحدان آمریکا که قربانیان ژاپن بوده‌اند، مانند کره، فیلیپین، اندونزی و دیگران نیز برخوردار خواهد بود! دست به قبضه بردن بر سر مساله صخره‌ها از سوی ژاپن اشتباه بی‌ثمری است و کشمکش سومُو کُشتی واقعی نخواهد شد، زیر کُشتی واقعی میان این غول‌ها ویرانگرتر از آن است که رخ دهد!

 
 

شکسته شدن تابو پس از 35 سال


شکسته شدن تابو پس از 35 سال



نگاه روز 
تابویی که شکسته شد


نویسنده: جاوید قربان اوغلی




    سال قبل در چنین روزهایی (قبل از انتخابات 24 خرداد) حتی تصور اینکه ایران و امریکا این گونه فارغ از جنجال ها بتوانند دور یک میز رودرروی هم به گفت وگو بنشینند فرضی محال می نمود. ماجرای گفت وگوی سعید جلیلی با ویلیام برنز در پاییز 89 را از یاد نبرده ایم، رویدادی که با تکذیب شداد و غلاظ در تهران روبه رو شد و با وجود اعتراف صریح احمدی نژاد به آن، متحدان اصولگرای او پذیرش شکست تابویی که از مذاکره ساخته شده بود را بر نتابیدند. اخبار و شایعات جسته گریخته مذاکره بین نمایندگان ایران و امریکا در یک سال آخر دولت دهم نیز از همین قماش بود که هیچ کس حاضر نشد درباره صحت یا سقم آن سخن بگوید بلکه اصرار بر عدم وقوع چنین رویدادی در عرصه سیاسی اصولگرایان کاملامشهود بود هر چند پس از دستاورد بزرگ توافق ژنو برخی عقلای جبهه اصولگرایان مجبور به رمزگشایی از آن مذاکرات شده و به آن اعتراف کردند. اما امروز و تنها یک سال پس از آن تاریخ، تابوی مذاکره به گونه یی شکسته که گفت وگوی بین مقامات عالیرتبه ایران و امریکا به اخباری نسبتا عادی تبدیل شده و تعجبی را برنمی انگیزد. قبلادر جایی نوشته ام که اگر بزرگ ترین دستاورد جدید مذاکرات ایران با قدرت های جهانی موسوم به 1+5 را شکست این تابو بدانیم، بیراهه نرفته و سخن به گزاف نگفته ایم. اینکه چه عامل یا عواملی در این دیوار بی اعتمادی با استحکام بیش از 30 سال شکاف و ترک انداخت موضوع این یادداشت مختصر نیست و شاید پرداختن به آن در این مقطع نیز اهمیت چندانی نداشته باشد. مهم این است که رویکرد مذاکره بین دو طرف برای برون رفت از مشکلات و برطرف کردن موانع حداقل در موضوع پرونده هسته یی و دستیابی به توافق، خواست و نیازی دوطرفه است که تهران و واشنگتن را به پشت سر گذاشتن فضای به شدت تیره گذشته وادار کرده است. روشن است این سخن به آن معنا نیست که دو کشور وارد بهشت رویاهای خود شده اند و به قول عوامانه همه چیز گل و بلبل شده است و دیگر هیچ مانع و رادعی بین دو کشور وجود ندارد. اینک در گرماگرم مذاکرات حساس و سرنوشت سازی که از سپتامبر گذشته شروع و در زمانی کمتر از 100 روز به توافق مهم ژنو منجر شد، نمایندگان ایران و امریکا در ژنو گرد آمده و رودرروی هم نشسته اند، گفت وگوهای نمایندگان دو کشور اما، این بار نه در حاشیه مذاکرات 1+5 بلکه مذاکره یی است دوجانبه و بدون حضور دیگر اعضای کشورهای 1+5. در یک طرف میز ویلیام برنز قائم مقام وزیر خارجه به همراه دو دیپلمات کهنه کار وندی شرمن و سالیوان به عنوان نمایندگان امریکا و در طرف دیگر میز عراقچی، تخت روانچی و بعیدی نژاد. هدف از این مذاکرات عبور از موانعی است که چهارمین دور مذاکرات وین را با وقفه یی تامل برانگیز روبه رو و دلواپسان داخلی را ذوق زده کرد. حساسیت مذاکرات ژنو بر کسی پوشیده نیست. رصد رفتار امریکا به خصوص رییس جمهور آن طی یک سال گذشته از اراده یی قوی برای غلبه بر موانع و حصول توافقی آبرومندانه در مناقشه دیرپای پرونده هسته یی ایران حکایت دارد.
    توافق ژنو محصول مشترک این رویکرد امریکا و راهبرد جدید ایران در مذاکرات پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید است. ورود ویلیام برنز که گفته می شود نقشی کلیدی در توافق ژنو داشت، به این دور از مذاکرات، شاید با همین رویکرد رییس جمهور امریکا همخوانی داشته باشد. اگر راهبرد دور جدید مذاکرات آنچنان که گفته اند، مبتنی بر برد- برد است، عدم اصرار بر تحقیر حریف جز و لاینفک این راهبرد خواهد بود و باید از هر مطالبه یی که ظن تحقیر (هر یک از طرفین) را در پی داشته باشد، پرهیز کرد.
    به زودی زمان رقابت های مقدماتی انتخابات امریکا آغاز خواهد شد. بر هیچ کس پوشیده نیست که نه تنها در امریکا بلکه در همه جای جهان فصل انتخابات زمان شعارهای داغی است که شاید چندان هم با روح سیاست سازگاری نداشته باشد لذا باید در نهایت ظرافت تلاش کرد قبل از اینکه شرایط پیش روی امریکا بر فضای به شدت مثبت مذاکرات سایه افکند از آن عبور کرده و به نتیجه یی مرضی الطرفین رسیده و توافق ژنو را به مرحله پایانی آن نزدیک کرد. دنیای سیاست، دنیای منافع است که براساس واقعیت ها بنا نهاده می شود. به گفته یکی از سیاستمداران نامدار جهان در چنین دنیایی دوست و دشمن دائمی وجود ندارد و آنچه هست منافع دائمی کشورهاست.