وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

چهار درس خلاقانه از موتزارت موسیقیدان برتر جهان(یاداشت تحقیقی)

چهار درس خلاقانه از موتزارت

 


ولفگانگ آمادئوس موتزارت در تلاش بود تا اثری الهام بخش و خلاقانه از خود به جای بگذارد، اما او همواره با مشکلات شدید مالی دست و پنجه نرم می کرد و زندگی پرفراز و نشیبی داشت. این داستانی آشنا از زندگی او برای عموم افراد است.

او اولین اثر هنری و اپرای خود را در سن ۱۲ سالگی نوشت. هایدن موسیقیدان بزرگ در مورد موتزارت این گونه می گوید: موتزارت بزرگ ترین موسیقی دانی است که هم به شخصه وهم از طریق شهرتش او را می شناسم. با این حال او همیشه در تقلا بود تا در کنار نوآوری و خلاقیت، صورت حساب هایش را نیز به موقع بپردازد.

امروزه کار آفرینان می توانند با الگو قرار دادن زندگی پر تلاطم موتزارت نکات بسیاری را فرا گیرند، او فردی بود که توانست با وجود فشارهای مالی مخرب و شرایط سخت به تلاش و خلاقیت خود در این مسیر ادامه دهد.

در اینجا با نگاهی به زندگی موتزارت با چهار درس نوآوری آشنا می شویم :

 

 

۱) از تسلیم شدن نهراسید:

تا سال ۱۷۸۱ اسقف اعظم کلردو حامی ارشد موتزارت بود. او تحت قیمومیت کلردو رشد کرد، اما او به موتزارت اجازه نمی داد تا از طریق اجراهای خصوصی کسب در آمد کند و با افراد با نفوذ نشست و برخاست داشته باشد. استدلال کلردو ساده بود. با کنترل و محدود کردن اجراهای خصوصی و درآمد کمتر و منزوی کردن موتزارت تمرکز او برای خلق اثر تنها برای دربارسالزبرگ بیشترو انحصاری تر می شد. موتزارت می خواست تا این شرایط را رها کند، اما او به دلیل فعالیت پدرش در دادگاه و برای جلوگیری از مخدوش شدن روابط او تمایل زیادی به انجام این کار نداشت.

با گذشت زمان این رویداد ها به اوج خود رسیدند و بالاخره موتزارت خشمگینانه این ریسک را پذیرفت و طی یک نامه استعفای خود را اعلام کرد. با استناد به تحقیقات «میتارد سولومون» نویسنده زندگینامه موتزارت، مستقل شدن موتزارت قدمی انقلابی و شروع تغییری بزرگ در زندگی این هنرمند محسوب می شود. او آموخت تا به این سلطه پدرسالانه، بی عدالتی های سلسله مراتبی، استثمار و سلطه جویی نه بگوید و به مخالفت با آنها بپردازد. او خود این خطرها و موانع را درمسیر خلاقیتش به درستی درک کرده بود و نمی توانست بیش از این در برابر آنها سکوت کند. پس از استعفا خلاقیت حقیقی او افزایش یافت، ولی مجبور شد تا با سختی ها و مشکلات مالی دست و پنجه نرم کند.

درسی برای کار آفرینان: مسلما نکته نهایی این موضوع رها کردن موقعیت های شغلی نیست! بلکه نشان می دهد که می توان با درنظرگرفتن امکان دستیابی به محیطی بهتر از لحاظ احساسی و خلاقیت، موقعیت کنونی خود را رها کرد. اما با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی اگر مطمئن نیستید که جابه جایی موجب رشد و تغییر مثبت در روند بازه تولید و ابتکار شما نمی شود، شاید استعفا دادن در این شرایط بهترین اقدام ممکن برای شما نباشد.

 

 

۲) همیشه کار خود را تازه و به روز کنید.

در اتریش قرن ۱۸ با درنظر گرفتن رقابت شدید و امکانات محدود یکی از بزرگ ترین معضلات آهنگسازان یافتن آمفی تاتر و مکان مناسب برای اجرا بود. موتزارت به برگزاری کنسرت سولو پیانو در مکان های نامتعارف همانند رستوران ها و ساختمان های بزرگ آپارتمانی پرداخت. او عموما قطعات پیانو کنسرتو خودش را اجرا می کرد یا ارکستر های کوچک تری را سازماندهی می کرد. در بسیاری از جهات موتزارت پیشرو و مبتکر ساختار گروه های موسیقی امروزی و اجراهای مستقل آنها درسالن های گوناگون است.

موسیقی او در این دوره (۱۷۸۶ ۱۷۸۲) از ساختاری شکیل و در عین حال ساده برخوردار است و نه تنها برای خشنودی اشراف زادگان، بلکه برای تمامی اقشار جامعه تلاش می کرد. به گفته سولومون درآن دوران تعداد اجراهایی فراتر از یک کنسرت در هر فصل مرسوم نبوده است. خلاقیت و ایده های جدید موسیقیایی موتزارت درآن دوره این امکان را فراهم می ساخت تا با تنظیم قطعات بیشتر و اجراهای بیشتر،هم عصران خود را پشت سر گذارد.

درسی برای کارآفرینان: ایده های خود را به روز رسانی کنید. موتزارت به خوبی می دانست که با تکرار مداوم یک قطعه نمی تواند درآمد خوبی کسب کند، و با به روز رسانی خلاقانه ایده هایش بر خلق آثارش افزود.

 

۳)تا جایی که می توانید، سفر کنید.

موتزارت در سومین سال از زندگی خود شروع به آهنگسازی کرد و در پنج سالگی لقب کودک نابغه به او داده شد. او به تمام اروپا سفر کرد و شهرت بسیاری یافت. سفر های مداوم او موجب شد تا در معرض سبک های گوناگون موسیقی به خصوص سبک های ایتالیایی و آلمانی قرار گیرد. به گفته دنیل بورستین: تا کنون هیچ آهنگساز دیگری موفق به چنین تلفیق هنرمندانه هم نوایی ایتالیایی با صداهای متعدد و گوناگون آلمانی و ایجاد موسیقی ایده آل اروپایی نشده است.

این در حالی است که معاصران او مانند باخ و هایدن، هرگز درچنین طیف گسترده ای سفر نکرده بودند.

درسی برای کارآفرینان: تا جایی که محدودیت های مالی تان اجازه می دهند، به نقاط دور دست سفر کنید و نسبت به دیدگاه های جدید پذیرا باشید. با قدم گذاشتن در زمینه های جدید و فرا گرفتن نکات مختلف این امکان برای شما فراهم می شود تا با ادغام اطلاعات قبلی با نکات جدید به ایده های متفاوت و نوآورانه دست یابید.

 

۴) از پنهان شدن نهراسید:

موتزارت به این نتیجه رسید که کناره گیری بهترین راه تجدید نیرو برای دستیابی به خلاقیت است.

به گفته او: در برهه های زمانی که کاملا تنها هستم، ایده های من در بهترین جریان قرار دارند و خلاقانه و فراوان هستند. درسی برای کارآفرینان: زمانی را به خودتان اختصاص دهید. موتزارت مدت زمان زیادی را در تور و درمعرض دید عموم می گذراند، اما به خوبی بر این موضوع واقف بود که بهترین عملکرد در انزوا به دست می آید. نیازی نیست تا برای دستیابی به بهترین ها، همیشه در دید عمومی قرار گیرید.

چطور واقعا زندگی کنیم؟ (یاداشت تحقیقی)

 چطور واقعا زندگی کنیم؟ 
 همه ما زنده هستیم، می خوریم، می آشامیم، می خوابیم، بیدار می شویم و با دیگران تعامل داریم. اما آیا واقعا زندگی می کنیم و معنای زندگی واقعی را می دانیم؟
گاهی همه از زندگی کردن غافل هستیم و فقط کارهای تکراری را هر روز انجام می دهیم تا زنده بودن خود را به خود و دیگران ثابت کنیم.برای درک بهتر همه جوانب زندگی ادامه مطلب را مطالعه کنید.
1. به همین امروز و اکنون فکر کنید. دیروز رفته و فقط تجربه ای از آن باقی مانده است. فردا نیز هنوز نیامده است و نگرانی در مورد آن بی مورد است.
2.
همیشه مشکلات و هیجانات زندگی را در آغوش بکشید و از آنها نهراسید و فرار نکنید.3. موفقیت ها و ایده های خوب خود را یادداشت کنید. همیشه به خود اعتماد به نفس بدهید.

4. همه انسان ها را دوست داشته باشید. دوست داشتن دلیل نمی خواهد. 

5. به خود عشق بورزید و برای احترام و رضایت خود تلاش کنید.
6. مردم و اطرافیان را آن طور که هستند بپذیرید و قبول کنید.
7.
مهربان و مبادی آداب باشید.8. صرف نظر از تفاوت ها دیگران را با همه وجود قبول داشته باشید. بدون توجه به عقاید هر فرد به او احترام بگذارید.
9. 
به دیگران در هر سنی که هستند و هر گذشته ای که دارند احترام بگذارید و موقعیت های اجتماعی آنها را در نظر نگیرید.10. به هیچ کس حسادت نکنید. حسادت باعث کم شدن خوشبختی می شود و هرگز زندگی کامل و عالی نیست و در هر زندگی کمی و کاستی هایی وجود دارد بنابراین به نقاط منفی تمرکز نکنید تا باعث شود به دیگران حسادت کنید.
11. برای خود هدف و آرزو تعیین کنید و برای محقق کردن آنها برنامه ریزی و تلاش کنید. هدف داشتن یکی از دلایل اصلی برای زندگی درست است زیرا رسیدن به آنها باعث رضایت و خوشبختی است.
12. در رابطه زناشویی، کاری یا اجتماعی همیشه مورد اعتماد باشید و خیانت نکنید.
13. واقع گرا باشید. اهداف و آرزوهای قابل دستیابی برای خود تعیین کنید و به خود فرصت بدهید. نقاط ضعف، مشکلات یا کمبودهای خود را کشف و آن را تا حد امکان برطرف کنید.
14. همیشه متعادل باشید. تفاوت میان خوب و بد را نشخیص دهید. سعی کنید خوبی ها و بدی ها را تحلیل کنید.
15.
روی ذهن، فکر و رفتار خود کنترل داشته باشید. سعی کنید در مواقع نیاز آنها را تغییر دهید. حرف های دیگران را بشنوید و از آنها مشورت بگیرید ولی در آخر به حرف دل خود عمل کنید.16. عادت کنید همیشه مثبت‌گرا باشید. کارهای مثبت انجام دهید و خواسته هایتان همه مثبت باشند.
17. در تصمیم گیری سرعت عمل داشته باشید اما در تغییر آنها کند عمل کنید. به قلب و دل خود گوش دهید. شما باید به خود اعتماد داشته باشید و بتوانید روی تصمیمات خود با همفکری دیگران تکیه کنید.
18. روی معنویات و روح تمرکز کنید و باعث آرامش ذهن خود شوید. در هفته چند بار مدیتیشن کنید.
19. خود را آزاد و رها کنید. اجازه ندهید تمایلات و اشتیاقات شما را در تملک خود بگیرند. همیشه تصمیمات درست بگیرید و به دنبال هوس های زودگذر موقعیت های اصلی زندگی خود را از دست ندهید.
20. همیشه لبخند بزنید. اگر لبخند کافی نیست، بخندید. برای این منظور اگر لازم است جوک و لطیفه پیدا کنید تا همیشه لبخند را به لب های شما بیاورد.

21. نسبت به تغییرات انعطاف پذیر باشید و سفت و سخت بر موضع و تفکرات اشتباه خود پافشاری نکنید. گذشته ها را فراموش کنید و به اکنون بچسبید. 

 

22. برای خود اهداف کوتاه مدت تعیین کنید که در عرض یک یا چند روز بتوانید آنها را انجام دهید. برنامه هایی همچون ملاقات با دوستان، بیرون یا سینما رفتن یا انجام دادن کارهای عقب افتاده.23. اشتباهات خود و دیگران را ببخشید تا روحی آرام داشته باشید.
24. با خود و دوستان خود صادق باشید. حساب گر نباشید.
25. از شرایط و موقعیت های کنونی خود راضی باشید.
26. همیشه به دین و مذهب و نیروی واحد و برتر اعتقاد داشته باشید که شما را راهنمایی و هدایت می کند.
27.
هدف تعیین کنید و در مسیر رسیدن به آن حرکت کنید. دست از تلاش برندارید. تنبلی نکنید. مطمئن باشید انسان می تواند هرکاری دوست دارد را انجام دهد. واقع گرا باشید و در جهت تحقق اهداف گام بردارید.28. خودتان باشید. همیشه خودتان باشید تا دیگران نیز از شخصیت واقعی شما خوشحال باشند و خود شما را دوست داشته باشند.
29. وقتی ناراحت و شکست خورده هستید، دیگران را  سرزنش نکنید. از خود بپرسید چرا به خود اجازه می دهید ناراحت و ناراضی باشید؟ از اشتباه های خود درس بگیرید و آنها را در همان گذشته ها رها کنید.
30.
هوش احساسی خود را تقویت کنید. همیشه در حال آموختن باشید و دست از یادگیری بر ندارید. دانش زیاد به هیچ کس آسیب نمی رساند.از همین امروز تلاش کنید تا شاد زندگی کنید. اجازه ندهید مسایل ساده باعث عصبانیت، ناراحتی یا ناامیدی شما بشوند. تغییرات لازم را در خود به وجود بیاورید.  

 

یاداشت  

 

برای داشتن زندگی خوب تنها ثروت نیست که خوشبختی می اورد بلکه انسان بودن است که حیات ادمی راشاداب و سرحال نگه می دارد برای رسیدن به قله انسانیت نیازی به داشتن ثروت و قدرت نیست کافیست اندکی به گذشگان بنگری انوقت خود را برای اینده ایده ال و باورمند اماده می کنی ُو با تمام وجود برای مبارزه با خود غیر واقعی مبارزه خواهی کرد تلاش کنیم انسان باشیم تا انسانیت بماند حتی اگر قدرت نداشته باشیم و ثروت نباشد.

عکس های باور نکردنی از طبیعت ایران(چو ایران نباشد تن من مباد)

  1. عکس های باور نکردنی از طبیعت ایران(چو ایران نباشد  تن من مباد)
































     

مقاله علائم و نشانه ها از دکتربهرام جلودارى ممقانى(یاداشت تحقیقی)

نام هاو نشانه ها در جامعه

نابینایان رادر این شهر نمى بینیم . تابلوها و علائم، این معلمان بى زبان که صبح تا شب براى ما به صورت رایگان آموزش مى دهند، کلاس مى گذارند تا به ما بفهمانند که راه درست کدام است. معلمانى که برخى از مواقع مورد اصابت شاگردان بى فرهنگ نیز قرار مى گیرند و گاهى هم برخى از سارقان که به کاهدان مى زنند، اقدام به سرقت آنها مى کنند

استفاده از تابلوها، علائم و نشانگرها در دنیاى پیشرفته ارتباطات و کاهش عامل نیروى انسانى در راهنمایى مردم در اماکن مختلف مانند خیابانها، متروها، فروشگاه ها کاربرد وسیع ترى یافته و حتى یکى از عوامل موفقیت مدیریت شهرى به شمار مى آید. در دنیاى با فرهنگ و متمدن امروزى براى هر سؤالى نیازى نیست که وقت کسى گرفته شود، تمامى تابلوها و علائم همواره راهنما و معلم قشر عظیمى از کسانى هستند که سؤالات متعددى دارند.
عبور از یک خیابان یکطرفه، دور زدن ممنوع، به سمت پمپ بنزین، تابلوهاى نشانگر محدودیت سرعت همه و همه براى راحتى در زندگى شهرى امروزه طراحى شده است. اما سؤال این است آیا این علائم و نشانگر ها دقت و صحت کافى دارند تا بتوانند نیازها را پاسخ داده و راهنماى اشتباهى براى دیگران نباشند. با نگاهى کارشناسى و فراگیر و مدیریت کیفیت در بکارگیرى این تابلوها متوجه این نکته مى شویم که بین این علائم باید تعاملاتى برقرار باشد تا بتواند به نحو ساده و راحت جوابگوى افراد مختلف باشد. تابلوها باید با یکدیگر حرف بزنند، همدیگر را پشتیبانى نمایند، برخلاف هم صحبت نکنند، علیه هم اقدام نکنند، در سطح یک شهر، یک فرودگاه، یک سازمان خدماتى که روزانه تعداد کثیرى از مردم به آن مراجعه مى کنند، بکارگیرى تابلوها و علائم و هدایت صحیح یک مشترى از اهمیت ویژه اى برخوردار است، در یک فرودگاه تابلوهاى نشان دهنده صحیح هدایت کننده مسافر براى دریافت کارت پرواز و انتقال به سالن ترانزیت، یا تابلوهاى نشان دهنده محل نمازخانه یا سرویس هاى بهداشتى و طرز نصب آنها مى تواند از نارضایتى تعداد کثیرى از مردم جلوگیرى کند. نصب اشتباه یک تابلو ممکن است مسافرین را اشتباهى به مسیرهاى ناخواسته هدایت کند.
در یک بیمارستان بکارگیرى خطوط رنگى و هدایتگر مى تواند براحتى بیماران و همراهان آنها را به بخش هاى مورد نظر هدایت نماید، برخى از بیمارستانها براى این کار از خطوط رنگى در کف سالن ها یا در کناره دیوار استفاده مى کنند و تنها کافى است بیمار با نگاه بر آنها مسیر خود را پیدا کند، حال سؤال این است که اگر فردى نابینا باشد، چه کار مى توان انجام داد و بیمار را چگونه مى توان به بخش مورد نظر هدایت کرد، در ژاپن براى این منظور از سرامیک هاى برجسته استفاده مى شود و فرد نابینا کافى است براى پیمودن یک مسیر با پاى خود کف سالن را لمس کند، البته این موضوع در اکثر اماکن عمومى ژاپن کاربرد دارد، از خیابانهاى شهر، چهارراهها و متروها مى توان نمونه اى از این معابر براى افراد نابینا نام برد. همچنین بکارگیرى صداى سوت در چهارراهها براى اعلام قرمز بودن چراغ براى عابرین را مى توان نمونه اى از علائم و اصوات نام برد که براى راحتى مردم طراحى مى شود. در اکثر تقاطع ها و در کنار خطوط عابر پیاده در کشورهاى توسعه یافته شاهد صداى نواختن زنگ ملایم در هنگام سبز شدن چراغ هستیم، با شنیدن صداى این زنگ عابرینى که نابینا هستند براحتى مى توانند این مسیر را بپیمایند، حال در نظر بگیرید که برخى از عابرین بیناى ما این اصل را رعایت نمى کنند چه برسد !!!از سوى دیگر مى توان حدس زد که امکان خطا در نواختن اشتباهى این زنگ ها چه ضربه سنگینى را مى تواند براى جامعه داشته باشد.
در یک شهر نیز علائم راهنمایى و رانندگى و طرز بکارگیرى صحیح آنها نیز نقش مؤثرى در کاهش حجم ترافیک دارند، محل نصب تابلوها از نکته هاى مهمى است که در برخى از موارد ضرورى است . مسئولان محترم راهنمایى و رانندگى نسبت به این موضوع دقت بیشترى بخرج دهند، اکثر تابلوها در سرپیچ ها نصب شده اند، آنهم بعد از پیچ، این موضوع منجر به ایجاد ترافیک در تقاطع ها و همچنین تصادف و در خیلى از موارد عبور اشتباه از یک مسیر درپى داشته و راننده براى ادامه مسیر خود مجبور به حرکت دنده عقب و برگشت به سمت تقاطع مى کند. این موضوع براى خروجى هاى اتوبان شهید حکیم به سمت کردستان شمالى و اتوبان همت به سمت مدرس شمال و جنوب بیشتر به چشم مى خورد، در خروجى اتوبان همت و خروجى مدرس، زیر پل هاى فجر شاهد نصب تابلو مدرس شمال و جنوب هستیم، اگر راننده اى خطاى چشم داشته باشد که نباید باشد و یا پشت سر یک اتوبوس قرار گرفته باشد، قادر نخواهد بود مسیر را تشخیص دهد و ناخواسته ممکن است مسیر را اشتباه برود، همچنین در برخى از خروجى ها شاهد نصب تابلوهاى نشاندهنده زیادى هستیم که وقتى راننده به تقاطع نزدیک مى شود باید در یک نگاه کوتاه و سریع تمامى تابلوها را مطالعه نماید. حال در نظر بگیرید در کنار این تابلوها، تابلوهاى متعدد تبلیغاتى نیز وجود داشته باشد، در این صورت امکان تصادف را مى توان پیش بینى کرد. این امر بویژه در فصول بارانى و برفى یا هواى مه آلود که دامنه دید کاهش پیدا مى کند حاد تر خواهد شد.
باید این واقعیت را در نظر داشت که در پیچ ها و در محیط پرتردد و ترافیک امکان مطالعه این شعارهاى پسندیده نخواهد بود و توصیه مى شود در مسیرهایى از این شعارها استفاده شود که فاصله تابلو و راننده کافى بوده و فضاى مناسبى وجود داشته باشد.
یکى دیگر از موارد مهم نام گذارى مراکز و اماکن عمومى است که مى تواند نقش مناسبى در هدایت مردم داشته باشد. اتوبان، بزرگراه، آزاد راه و بکارگیرى تابلوهاى مناسب هرکدام و استفاده صحیح نام مناسب با فرهنگ ایرانى از مواردى است که باید بدان توجه کرد، با نگاهى به تابلوهاى زرد رنگ که نشان دهنده مترو است متوجه این نکته خواهیم شد که براستى این تابلو نشانگر مترو است، قطار زیر زمینى، قطار شهرى یا کدامیک از اینها است، جالب است که بدانیم از زمانى که مترو در تهران راه اندازى شده است و تابلوهاى نشانگر متروها نصب شده است هیچ گونه اسمى براى این مراکز انتخاب نشده است، روى تابلوها نوشته شده است «به طرف ایستگاه میرداماد» یا به طرف ایستگاه حقانى و مانند اینها ولى گفته نشده است «به طرف ایستگاه متروى میرداماد یا متروى حقانى» اگر هنوز بعد از گذشت چندین سال کلمه مترو انتخاب نشده است پس بهتر است این کار را بکنیم. در اکثر کشورها از حرف بزرگ M براى نشان دادن ایستگاه مترو استفاده مى شود درحالى که در شهر تهران از آرم شرکت متروى ایران استفاده شده است و البته بیشتر شبیه لیفت تراک است تا قطار.باید این واقعیت را قبول کرد که سازمانها در قبال مردم مسئولیت دارند و به این دلیل است که استانداردهاى مخصوص سازمانهاى مدنى در اکثر کشورها بکارگرفته مى شود. مسئولیت اجتماعى یک سازمان امروزه یکى از مهمترین استانداردهاى مدیریتى است که سازمانهاى مرتبط با جامعه از آنها استفاده مى کنند، البته ناگفته نماند که طرح تکریم ارباب رجوع چندسالى است توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزى به دستگاههاى دولتى ابلاغ شده است و برخى از سازمانها در این زمینه قدم هاى مثبتى را برداشته اند. سخن آخر این که نگاه مدیریت کیفیت به تمامى عوامل ایجاد کننده رضایت مندى مردم به عنوان مشتریان و بهبود مستمر آن نگاهى است که همه مدیران و کارشناسان سازمان ها مى توانند با استفاده از آن به بهبود وضع شهرى و مدیریتى جامعه خود بپردازند. امید است این رویکرد در کشورما همه روزه با عمق بیشتر در سازمانهاى عمومى بتواند رضایتمندى جامعه را به همراه داشته باشد.  

یاداشت 

اینها گوشه ای از مشکلات درون شهری در کشور است که برای رفع آن به یک همکاری عمومی نیاز دارد تا بتوانیم در نظم بخشیدن در مجامع عمومی کشور دقت و ظرافت به خرج دهیم نظم و انضباط یکی از ارکان مدیریت شهری در دنیای پیشرفته است انها برای هر قشری از جامعه برنامه خاصی دارند برای نابینایان علاءم مخصوص،برای سالمندان امکانات باالقوه و پارکهای مجهز ،برای زنان برنامه ویژه ،برای کودکان ابزارهای اموزشی وبرای دوچرقه سواران خطهای ویژه و همچنین برای جلو گیری از الوده شدن هوای پاک با قاطیعت جلوی خودروهای فرسوده (اگر باشد )را از مبداء می گیرند نه در خیابانها،این است دنیای که ازآن صحبحت می کنیم.

پله پله تا خدا (یاداشت تحقیقی)

 پله پله تا خدا
 


قصه‌ آدم، قصه‌ یک‌ دل‌ است‌ و یک‌ نردبان. قصه‌ بالا رفتن، قصه‌ پله‌ پله‌ تا خدا. قصه‌ آدم، قصه‌ هزار راه‌ است‌ و یک‌ نشانی.قصه‌ جست‌وجو. قصه‌ از هر کجا تا او.قصه‌ آدم، قصه‌ پیله‌ است‌ و پروانه، قصة‌ تنیدن‌ و پاره‌ کردن. قصه‌ به‌ درآمدن، قصه‌ پرواز...

من‌ اما هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ همان‌ دلی‌ که‌ روی‌ اولین‌ پله‌ مانده‌ است، دلی‌ که‌ از بالا بلندی‌ واهمه‌ دارد، از افتادن.
پایین‌ پای‌ نردبانت‌ چقدر دل‌ افتاده‌ است!دست‌ دلم‌ را می‌گیری؟ مواظبی‌ که‌ نیفتد؟
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام؛ قصه‌ هزار راه‌ و یک‌ نشانی.نشانی‌ت‌ را اما گم‌ کرده‌ام. باد وزید و نشانی‌ات‌ را بُرد.
نشانی‌ات‌ را دوباره‌ به‌ من‌ می‌دهی؟ با یک‌ چراغ‌ و یک‌ ستاره‌ قطبی؟
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه‌ پیله‌ و پروانه، کسی‌ پیله‌ بافتن‌ را یادم‌ نداده‌ است. به‌ من‌ می‌گویی‌ پیله‌ام‌ را چطوری‌ ببافم؟پروانگی‌ را یادم‌ می‌دهی؟
دو بال‌ ناتمام‌ و یک‌ آسمان‌
من‌ هنوز اول‌ قصه‌ام. قصه...