وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.
وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

وبلاگ اختصاصی روستای حاج سلیم محله

حاج سلیم محله - رضا بژکول این وبلا گ جهت بیان و پی گیری مشکلات روستای حاج سلیم محله تشکیل شده است.

200 دانشمند جهان در باره خطر تلفن همراه هشدار دادند


200 دانشمند جهان  در باره خطر تلفن همراه هشدار دادند


هشدار 200 دانشمند جهان درباره خطرات تلفن همراه

این دانشمندان در نامه ای به مسئولان سازمان بهداشت جهانی، خواستار وضع قوانین ویژه ای درخصوص استفاده از این وسایل شده واخطار داده اند، این دستگاه ها به سلول های زنده در بدن انسان صدمه می زنند و به مرگ زودرس شمار زیادی از کاربران این وسایل منجر می شوند.
200 نفر از دانشمندان و متخصصان بهداشتی جهان، از جمله ایران، آمریکا و روسیه در گزارشی به سازمان ملل ضمن هشدار درمورد خطرات مربوط به تلفن های همراه و سایر وسایل تولیدکننده حوزه های الکترومغناطیسی، وضع مقررات ویژه از سوی سازمان بهداشت جهانی را خواستار شدند.

به گزارش ایرنا، این گزارش تحقیقاتی توسط 200 دانشمند عضو گروهی به نام «گروه بین المللی ای.ام.اف» به سرپرستی «الیزابت کلی» و به همراه یک اطلاعیه مطبوعاتی خطاب به بان کی مون دبیرکل سازمان ملل، «مارگارت چن» سرپرست سازمان بهداشت جهانی و کشورهای عضو این سازمان نوشته شده است.

این دانشمندان از 39 کشور جهان از جمله ایران، آمریکا و روسیه با انتشار یک گزارش 2 هزار صفحه ای درمورد خطرات بهداشتی و زیستی وسایل الکترونیکی از جمله تلفن های همراه که فرایند «یونش» درمورد آنها اعمال نشده است، هشدار داده و نوشته اند که استفاده مستمر از این وسایل موجب خطرات جدی بهداشتی از جمله ابتلا به سرطان، صدمات ژنتیکی، ایجاد ضایعات و تغییرات در دستگاه های تناسلی و حافظه و قدرت یادگیری انسان می شود.

«یونش» یک فرایند فیزیکی است که در آن مولکولها و اتم های یک شی از طریق افزودن الکترون و سایر ذرات باردار و به منظور جلوگیری از تشعشعات زیانبار به «یون» تبدیل می شوند.

این دانشمندان در نامه ای به مسئولان سازمان بهداشت جهانی، خواستار وضع قوانین ویژه ای درخصوص استفاده از این وسایل شده واخطار داده اند، این دستگاه ها به سلول های زنده در بدن انسان صدمه می زنند و به مرگ زودرس شمار زیادی از کاربران این وسایل منجر می شوند.

دراین گزارش با یادآوری اینکه انسان به کمک فن آوری های جدید هیولایی را به وجود آورده که به او صدمه می زند و کنترل آن از دستش خارج شده است، وضع کنندگان سیستم ها و مقررات نظارتی در کشورهای صنعتی را متهم کرده اند که این سیستمها با دقت و حساسیت لازم برای جلوگیری از لطمات گسترده برخی از تولیدات فن آوری های مدرن تنظیم نشده اند.

این دانشمندان برای مثال به افزایش ابتلا به سرطان مغز بر اثر استفاده مستمر از این وسایل بویژه در میان جوانان اشاره کرده و گفته اند که کمیته های مسئول وضع مقررات ایمنی، به اخطارهای آنها درمورد فنآوری های جدید توجهی نمی کنند.

آنها همچنین تصریح کرده اند: این مقررات از سلامت ما حفاظت نمی کنند و ما عملا به موش آزمایشگاهی در دست تولیدکنندگان این وسایل تبدیل شده ایم.

این دانشمندان به همین دلیل از برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد وسایر نهادهای بهداشتی وابسته به این سازمان خواسته اند کمیته های مستقلی را مامور بررسی اثرات سوء این وسایل و وضع مقررات برای جلوگیری از خطرات ناشی از آنها کنند.

زنان و پوشش آنان در گذر زمان

زنان و پوشش آنان در گذر زمان


پوشش زنان ایرانی در گذر زمان

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنونپوشش مردان و زنان چیزی بوده که از گذشته تا به امروز وجود داشته اما ایرانیان در پوشش هم سر آمد بودند.

برخی معتقد هستند که این پوشش کامل و آراسته به نوعی ریشه به وجود آمدن حجاب در دنیا است.

ویل دورانت معتقد است نقش پوشش و حجاب زنان در ایران باستان چنان برجسته‌است که می‌توان ایران را منشاء اصلی پراکندن حجاب در جهان دانست.

دایره‌المعارف لاروس نیز به وجود حجاب زنان در ایران باستان اشاره می‌کند. در تفسیر اثنی عشری چنین آمده‌است: «تاریخ نشان می‏دهد که حجاب در فرس(فارس) قدیم وجود داشته‌است.»

تاریخ پوشاک به طور کلی بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ انسان است و برای آگاهی از پوشش در ایران، باید فرهنگ مردم ایران را هم بررسی کرد.

روند تاریخ تمدن و فرهنگ انسانی از زمانی آغاز شد که انسان‌ها زندگی فردی و غارنشینی را رها کرده و هسته‌های ابتدایی نخستین جامعه بشری را پدید آوردند. از این رو در هر جامعه‌ای بنا به شرایط زیر نوع پوشاک و پوشش زنان و مردان متفاوت شد.

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پوشش زنان ایرانی از گذشته تا کنون

پرچم ایران از آغاز تاکنون

پرچم ایران از آغاز تاکنون


در ابتدا بایسته است به چند نکته اشاره کنیم:

1-عکس هایی که از درفش های ایران آورده شده است لزوماً در کل دوران مشخص شده جاری نبوده اند و شاید متعلق به یک دوره ی خاص از آن دوران باشند.

2- برخی از درفش ها از روی گفته ها و منابع تاریخی بازسازی شده اند و مطمئنا درفش ها به همین شکلی که در عکس ها تصویر شده اند ، وجود نداشتند(برای مثال درفش اشکانیان.)

دوره اساطیری

درفش کاویانی ، نمادی از کاوه آهنگر ، فریدون و جمشید

هخامنشیان

کوروش بزرگ

درفش به جا مانده از کوروش بزرگ

دیگر درفش های هخامنشیان:

فروهر آراسته شده به سه رنگ سبز ، سفید ، قرمز به جا مانده از دوران هخامنشیان

اشکانیان

درفش اشکانیان با خورشید آراسته می شده است

ساسانیان

درفش کاویانی در دوران ساسانی هم مطرح بوده است 

سیاه جامگان

رنگ سیاه نماد پیروان ابومسلم خراسانی 

سرخ جامگان

رنگ سرخ نماد پیروان بابک خرم دین 

غزنویان

سلجوقیان

 

تیموریان

 

دوران صفویه

مهم ترین و اصلی ترین پرچم دوران صفویه

نشان شیر و خورشید برای اولین بار به طور رسمی از اینجا وارد پرچم ایران شده است 

پرچم شاه اسماعیل 

پرچم شاه تهماسب 

افشاریان

پرچم های نادر شاه افشار

دوران زندیه

دوران قاجار

پرچم دوره آقا محمد خان

پرچم دوره محمد شاه

پرچم ایران در دوران ناصرالدین شاه ، مشروطیت و پهلوی 

دوران پهلوی

در برخی از درفش های دوره پهلوی تاج پهلوی دیده می شود 

جمهوری اسلامی


پول های ایران از آغاز تاکنون

پول های ایران از آغاز تاکنون
از دریک تا چندک و ریال
واحد پول در معاملات روزانه اقتصادی در کشور های مختلف کاربرد زیادی دارد در واقع واحدی است که ارزش کالا ها و خدمات مختلف را ارزیابی می نمایددر حال حاضر تمامی کشور های دنیا واحد پولی مخصوص به خود را دارند و البته ایران هم از واحد ریال استفاده می کند که در مورد تغییر آن بحث و جدل های مختلی مطرح است اما آیا از همان ابتدا واحد پولی کشورمان همین بوده است ،خیر . پاسخ روشن است جدول زیر به شما نشان می دهد در دوره های مختلف تاریخی ایرانیان از چه واحد های پولی ای استفاده می کرده اند



نام

زمان

شرح

دریک

هخامنشیان

سکه طلا به وزن 35/8 گرم

درهم

هخامنشیان

معادل93% گرم طلا –اخذ شده از دراخمه یونانی

درم

ساسانیان

درم فارسی دراخمه یا درهم است .  در این زمان از فلز نقره ضرب می شد

دینار

ساسانیان

برابر 20 درم است. فلز آن طلا بود

پشیز

ساسانیان

سکه مسین زمان ساسانیان.

زر و دینار جعفری

هارون الرشید

جعفربن یحیی برمکی سکه ها را ضرب کرد و به نام او رایج بود

زردهی

-

اصطلاحی برای برابری مقدار سکه با طلا بوده است

زر شش سری

-

اصطلاحی برای برابری مقدار سکه با طلا بوده است

عباسی

صفویه

ضرب فلز نقره-واحد پول- معادل چهر شاهی-دو صناری-دوصد دینار

نیم عباسی

صفویه

صد دینار

صنار

-

مخفف صد دیناراست. سکه ای از مس معادل دو شاهی

شاهی

صفویه

پنجاه دینار(واحد پولدر زمان قاجار)

بیستی

صفویه

5/2 بیستی معدل یک شاهی است (شکل این سکه بیضی بود)

غاز بیکی-غازیکه

صفویه

یک دهم شاهی (تمام سکه ها مدور بودند به جز بیستی)

محمودی

سلطان محمود غزنوی

برابری آن معلوم نیست . فلز نقره بوده (تاورینه در سفرنامه خود نوشته)

یک پول

قاجاریه

سکه های کوچک مسین

شاهی

قاجاریه

معادل دو پول

دینار

قاجاریه

صد دینار برابر با دوشاهی

عباسی

قاجاریه

معادل چهار شاهی

پنج شاهی نقره

قاجاریه

معادل ربع قران

ده شاهی نقره

قاجاریه

معادل نیم قران

قران

قاجاریه

واحد پول ایران در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی-نقره به وزن 24 نخود-کلمه عربی معادل هزار دینار

تومان

قاجاریه

کلمه ترکی مغولی سکه ای معادل 10 قران

پناه اباد

قاجاریه

سکه ای نقره که در پناه اباد شوش ضرب شده است و بعدا به پناباد رواج یافت معادل نیم ریال

اشرفی

قاجاریه

سکه  طلای ایران وزن ان 18 نخود

پنج هزاری

قاجاریه

نیم مثقال طلا(12 نخود)

دو هزاری

قاجاریه

ربع مثقال طلا(6 نخود)

غاز-قاز

قاجاریه

کوچکترین واحد پول زمان قاجار (پنج غاز که پنغاز می گفتند) یک دهم شاهی

چندک

قاجاریه

برابر دوغاز

ریال

قاجاریه-پهلوی-جمهوری اسلامی

اخذ شده از زبان اسپانیایی-معادل با یک قران و پنج شاهی بود این کلمه از زمان تسلط اسپانیایی ها و پرتغالی ها در خلیج فارس در مراوده ایشان با مردم جنوب ایران رواج یافت و اکنون واحد پول ایران است (یکصد سال جزیره هرمز در اختیار پرتغالی ها بود 1514)


استاد شجریان و هوشنگ ابتهاج در یک نگاه

استاد شجریان و هوشنگ ابتهاج در یک نگاه


شعر ناب و صدای ناب در یک قاب
پس از سال ها محمدرضا شجریان و هوشنگ ابتهاج کنار هم دیده شدند

نویسنده: سما بابایی

«من فکر کردم که تولد ٨٠سالگی ام را بهانه کنم و از شجریان و لطفی بخواهم به این بهانه یک کنسرت مشترک برگزار کنند. می خواهم بهشان بگویم شما دوتا، بالاخره اون روزی که من نباشم، مجبورید یک برنامه به یاد من برگزار کنید... خب این کار را الان بکنید...»

     اینها را «هوشنگ ابتهاج» یا «سایه» در کتاب «پیر پرنیان اندیش» گفت. به قول شجریان «سایه» آنقدر نام بزرگی است که به هیچ پسوند و پیشوندی نیاز ندارد. از آن گفت وگو و انتشارِ اثر مدت هاست که می گذرد، محمدرضا لطفی پیش از سایه – که عمرش دراز باد- درگذشته است و «محمدرضا شجریان» هم فعلاخواندنش در ابهام است، بنابراین امکانِ چنین همکاری ای وجود ندارد. سایه، هم مثلِ خیلی های دیگر دلش برای آن همکاری تنگ شده است.

یکشنبه شب، شجریان و ابتهاج در مراسم تقدیر از خواننده ای که بعد از انقلاب هرگز نتوانست بخواند، کنار هم قرار گرفتند. به یاد سال های دور و حسرتی که تمامی ندارد. بی جهت نیست که سایه وقتی از شهیدی گفت و از سال های ممنوع الکاریش، بغض کرد: هرچند خودش گفت: «مرغ، زنده و مرده اش یک قیمت است.»

    یکشنبه شب، «هوشنگ ابتهاج» و «محمدرضا شجریان» بعد از سال ها در یک قاب قرار گرفتند: کنار هم. آمده بودند برای بزرگداشتِ «عبدالوهاب شهیدی» - خواننده و نوازنده عود- در سلسسله شب های بخارا. «علی دهباشی» برنامه را ترتیب داده بود برای بزرگداشت خواننده ای که درست ٣٦ سال است که نخوانده، برای نوازنده ای که ٣٦ سال است نتوانسته بنوازد و حالادر ٩٣ سالگی، تمامِ بزرگان موسیقی آمده بودند برای پاسداشت فعالیت هایی که برای همیشه در تاریخ موسیقی ایران خواهد ماند. «سایه» بود و شجریان و البته جای یار سوم خالی: محمدرضا لطفی، سال گذشته همین روزها بود که در بهت و ناباوری درگذشت. هوشنگِ ظریف و حسن ناهید هم آمده بودند و خیلی های دیگر.

     محمدرضا شجریان نخستین سخنران مراسم بود: او یار قدیمی اش را تنها با عنوان «سایه» خواند. دلیلِ خودش را هم برای این ماجرا داشت.

می گفت: «در سایه همه چیز مستتر است و دیگر نیاز به عنوان دیگری نیست.» او برای «عبدالوهاب شهیدی» هم سنگ تمام گذاشت: «شهیدی یک اعتبار و یک منش انسانی و بزرگوارانه در موسیقی ما است، هرجا که شهیدی بود، بالاترین عنوان هنر را داشت، حضورش به اندازه ای اهمیت داشت که من همیشه خودم را پشت سرش پنهان می کردم. من همیشه از او یاد می گرفتم که رفتار هنری باید چگونه باشد: با سایه عزیز بارها و بارها درباره این بزرگمرد صحبت کردیم و او همیشه با عشق و احترام از عبدالوهاب شهیدی یاد می کرد.»

شجریان همچنین به این مساله اشاره کرد که: «از وقتی که در رادیو بودم: مخصوصا از زمانی که جناب سایه به آنجا آمد و برنامه گلهای تازه و گلچین هفته را تهیه کردند، من همیشه سایه به سایه در کنار آقای شهیدی بودم، چه آن زمان که با گروه «فرامرز پایور» که حق بزرگی به گردن من دارد، اجرا می کرد و چه زمانی که در کنار محمدرضا لطفی و گروه شیدا، ارکستر گلها، ارکستر آقای فخرالدینی و دیگر گروه هایی که در رادیو بود، به اجرای برنامه می پرداخت و ما از هنرهای این بزرگمرد استفاده می کردیم: موقعی که به تازگی کار را در خدمت آقای مهرتاش شروع کرده بودم، ایشان با احترام بسیار از عبدالوهاب شهیدی یاد می کردند و عشق و علاقه شدیدی بین ایشان و آقای شهیدی بود، جناب مهرتاش می گفتند شهیدی اعتبار سازمان هنری شان، «جامعه باربد» است. استاد مهرتاش، با پشتکار و عشق به این جامعه توجه داشتند، تئاتر و موسیقی در آنجا ارایه و تدریس می شد و ایشان بارها و بارها از آقای شهیدی با خاطرات خوب یاد می کردند.»


شجریان آرزو کرد که سایه شهیدی و ابتهاج، همیشه بر سر ما بماند: «سایه نازنین حق بزرگی بر گردن موسیقی و شعر ما دارند و چه روزگارانی که ما با هم داشتیم و داریم، مخصوصا وقتی که من، مرحوم لطفی و جناب سایه سه نفری در کنارهم بودیم: اتفاقات خوبی رخ می داد. جای لطفی خیلی در اینجا خالی است: او بسیار زود رفت، آنقدر که هیچ کدام از ما باور نمی کردیم به این زودی ما را ترک کند. در اینجا استاد ظریف نازنین هستند، مرد نیک سرشت و محجوب و با حیایی که کمتر صحبت می کند و وقتی که دست به ساز می برد حرف دلش را می زند و حسن ناهید. ما همگی خاطراتِ بسیاری با هم داریم، امیدوارم که این ارتباطات دوباره باشد و این اساتید و بزرگان سایه شان بر سر هنرمندان امروز باشد و هنرمندان امروز هم قدر این بزرگان را بدانند.» او همچنین از علی دهباشی تشکر کرد که سال ها با دست خالی بخارا را نگه داشت.

     ابتهاج هم از عبدالوهاب شهیدی و تصویری از یک آرزو گفت: «من چیزی ندارم که در شان آقای شهیدی باشد: پیش از آشنایی با خود شهیدی: با صدایش آشنا و شیفته کارش بودم، مخصوصا آن برنامه معروف داغستانی را. از آن برنامه چندین اجرای مختلف انجام گرفت، به اسم گلهای رنگارنگ ٢٦٤، ٢٦٤ ب، ٢٦٤ ث با تغییراتی که ایشان دادند.

آقای شهیدی همیشه برای من یک تصویری از آرزویی بود که من درباره هنرمند داشتم، با مناعت، بی‎غرض‎ورزی. بی حقارت‎هایی که ما معمولاپشت پرده هنر قایم می‎کنیم. آقای شهیدی به من امید دادند که می‎شود واقعا هنر خالص داشت، هنر ناب داشت، انسان بود، فروتن بود، مهربان بود و کار هنری شایسته هم کرد.»

     ابتهاج همچنین از نوازندگی او نیز گفت. از اینکه عود را ایرانی می نوازند و تنها کسی است که این قدرت را دارد: «این ساز همیشه خودش را با لهجه غلیظ عربی به نوازنده‎ها تحمیل می‎کرد: اما آقای شهیدی در کنار آوازشان مهارتی در نوازندگی عود داشتند: شهیدی همیشه برای من عزیز بود، همیشه می‎توانستم به عنوان یک هنرمند به او تکیه بکنم، به اخلاق هنری و انسانی‎اش. او می‎توانست بیش از این سرمشق هنرمندان باشد: اما روزگار مساعدت نکرد. سال‎هایی که هنوز امکان کار هنری درخشان بود، آقای شهیدی برکنار ماند. حیف. همین حالابه خودم فشار آوردم که از ایشان نپرسم: آقای شهیدی هنوز عود می‎زنی؟ با نوای عودت می‎خوانی؟ گمانم، بله، نمی‎شود نخواند. مرغ مرده و زنده‎اش صد تومانه. این اصطلاحی هست که درست است، آن صدق و صفایی که در هنر هست به هزار نیروی جوانی هم می‎چربد.»

هوشنگ ظریف سخنران بعدی نکوداشت عبدالوهاب شهیدی بود و در وصف او گفت: «ما خاطرات زیادی با استاد شجریان و استاد شهیدی داشتیم. ما هر وقت ضبط و برنامه کنسرت با آقای شهیدی داشتیم، هیچ گرفتاری ای نداشتیم، ایشان به موقع می‎خواندند و هیچ وقفه‎ای در کار نمی‎انداختند. در کنسرت هایی که با استاد شهیدی داشتیم، همیشه از ایشان می خواستند تا تصنیف «زندگی» که مقدمه‎اش را آقای پایور نوشته بودند، بخوانند. حالاما برنامه‎های مان را گذراندیم و ان شاءالله جوان ها بتوانند آن طور که باید و شاید موسیقی ما را حفظ بکنند.»

     دکتر موقتیان نیز در این برنامه، نقل قول هایی از جلال الدین همایی و امام موسی صدر در مورد عبدالوهاب شهیدی کرد: «وقتی که آقا موسی صدر از لبنان به تهران می آمدند، همنشین، همدم و مونس ایشان عبدالوهاب شهیدی بود.

یک شب آقا موسی صدر به من گفتند که این ساز آقای شهیدی ساز دل است و آنقدر صفا در دل این آدم وجود دارد که آدم یاد این غزل حافظ می افتد «منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن / منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن / وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم/ که در طریقت ما کافریست رنجیدن.»

     در بخش بعدی حسن ناهید در سخنرانی کوتاهی از عبدالوهاب شهیدی از خاطراتش با وی چنین روایت می‎کند: «حدود پنجاه و دو یا سه سال است که من شاگرد استاد شهیدی هستم، چه در زمینه اخلاق و ادب و چه در زمینه هنر: خود استاد شهیدی هم در زمینه اخلاق و هنر خیلی به مرحوم اسماعیل مهرتاش عقیده داشتند و یکی از خاطرات خوبی که ما با مرحوم مهرتاش داشتیم این بود که روزی بنده و جناب شهیدی و مرحوم پایور به منزل استاد مهرتاش رفتیم که چون قرار بود بزرگداشتی برای ایشان در تالار رودکی برگزار شود، برای آن مراسم چند کار با تنظیم استاد مهرتاش و استاد پایور ضبط کردیم و به خوبی در تالار رودکی با حضور اساتید بزرگی چون عبدالوهاب شهیدی، مرحوم پایور، هوشنگ ظریف و دیگران اجرا شد. در جشن های هنر و همه برنامه هایی که استاد شهیدی داشتند، بنده هم افتخار حضور داشتم، در اجراهای تمام کشورهای اروپایی و کانادا و آمریکا نیز در خدمت جناب شهیدی و اساتیدی چون مرحوم پایور، هوشنگ ظریف و دیگران بودم و در این مدت جز مهربانی و لطف و محبت از عبدالوهاب شهیدی هیچ چیز ندیدم.»
     عبدالوهاب شهیدی البته در مراسم بزرگداشتش از سنگینی بار خاطرات گفت و صحبت هایش را با نام ایران، با نام مردم ایران و مردم هنرپرور ایران شروع کرد. از سایه و شجریان یاد کرد و ادامه داد: «این خاطرات برای من سنگین است، نمی‏‎توانم بکشم. مرغ پر بشکسته را آواز نیست/ سینه مجروح را آواز نیست.» در پایان مراسم همچنین پیام فرهاد فخرالدینی نیز قرائت شد.